تبلیغات
گلبانگ نور - كانون فرهنگی و هنری حضرت علی اصغر(ع)مسجدحاج رضا شهانق - دلبستگی ایرانیان به ماه رمضان در طول تاریخ
روزنامه شهروند - مهدی یساولی، دبیر روایت نو: هانری رونه دالمانی، جهانگرد و عتیقه‌شناس پرآوازه فرانسوی در دوره قاجار، ایرانیان را مردمانی می‌داند که «ذاتا به سنن و آداب و رسوم دیرینه خود دلبستگی تام دارند». او با اشاره به این ویژگی در کتاب «سفرنامه از خراسان تا بختیاری» می‌نویسد «در تمامی انقلاباتی که بر اثر تهاجمات خارجی در این سرزمین روی داده است، ایرانی همیشه کوشیده که از سنت‌ها و عادات نیاکان خود دست نکشد، ایرانی نه فقط هیچگاه به آداب و رسوم فاتحان اعتنایی نکرده، بلکه آنها را هم به آداب و رسوم خود آشنا ساخته و بعد در خود تحلیل برده است». از دریچه این نگاه، نگرش‌ها و کنش‌های آیینی ایرانیان را در رویارویی با پدیده‌های طبیعی، فرهنگی سرزمین و جامعه‌شان تااندازه‌ای می‌توان دریافت. از دریچه این توصیف و تحلیل جهانگرد فرانسوی، به گذشته می‌رویم تا با یک پدیده ویژه آیینی در فرهنگ، جامعه ایرانی روبه‌رو می‌شویم؛ ماه رمضان و آیین‌های آن!

ناگهان رمضان، زمانه‌ای که زندگی دگرگون می‌شود

فرد ریچاردز، نقاش و جهانگرد انگلیسی که در دوره قاجار به ایران آمده است، با اشاره به این که «ایرانیان هر سال چهل نوع مراسم مذهبی اعم از مراسم روزه و مراسم دیگر به جای می‌آورند»، درباره ماه رمضان در فرهنگ ایرانی- اسلامی در سفرنامه‌اش می‌نویسد «در تقویم اسلامی نهمین ماه، ماه رمضان یا ماه روزه است. کلیه ایرانیان مومن در این ماه از بامداد یعنی هنگامی که نخ سیاه از سفید تمیز داده شود تا هنگام غروب موقعی که تشخیص دو رنگ نخ مزبور میسر نباشد روزه می‌گیرند». منابع تاریخی به ویژه سفرنامه‌های جهانگردان، تصویری از دگرگونی‌های زندگی روزمره ایرانیان در ماه رمضان در سده‌های گذشته به دست داده‌اند. دالمانی نیز توصیفی جذاب از حال و هوای شهرها و روستاهای ایران در رمضان ارایه کرده است «در ماه رمضان بازار تقریبا تعطیل میشود و معاملات متوقف میگردند، حتی زارعین هم یك یا دو ساعت دیرتر از معمول مشغول بكار میشوند و در ساعت ٣ یا ٤ بعدازظهر دست از كار میكشند و كسبه و تجار هم فقط چند ساعتی در روز دكانهای خود را باز میكنند. كارمندان ادارات هم بیش از یك یا دو ساعت كار نمیكنند و كارهای عمده ببعد از ماه رمضان موكول میگردند».
 
جشنواره‌ای سراسر آیین 

بررسی منابع و مستندهای تاریخی، وضعیتی ویژه را بیانگرند که جامعه ایران را در ماه رمضان دربرمی‌گرفته است. پیدایش سنت‌ها و آیین‌ها و رفتار ویژه روزانه و شبانه در میان مردمان روزه‌دار ایرانی، از همین مساله سرچشمه می‌گرفته است «كسی كه در ایران زندگی نكرده است نمی‌تواند بفهمد كه با شروع ماه رمضان چگونه همه‌چیز زیر و رو می‌شود، روزها تبدیل به شب شده و شبها روز می‌شود». این روایت چارلز ادوارد ییت را در «سفرنامه خراسان و سیستان» اگر کنار توصیف سعید نفیسی، ادیب و پژوهشگر برجسته در خاطرات‌اش از آیین‌های رمضان در ایرانِ روزگار گذشته بگذاریم، درمی‌یابیم بیش از آن که با یک سنت مذهبی روبه‌رو باشیم، دست‌کم در جغرافیای ایران با یک مناسبت آیینی و جشن‌واره‌ای روبه‌روییم «بیشتر مردم تمام شب را بیدار بودند و به همین جهت دیدوبازدید در شبهای رمضان و مهمانی بسیار معمول بود و تا نزدیك سحری خوردن می‌نشستند و پی‌درپی چیز می‌خوردند و این خوراكهای متنوع آن شبها را "شبچره" می‌گفتند.
 
انواع شیرینی و تنقل و میوه خشك یا تازه خورده می‌شد. مخصوصا خوردن زولبیا و بامیه و پشمك و نان پنجره‌ای رواج كامل داشت و در ماههای دیگر نمی‌پختند. ... میرزا ابراهیم‌خان تفرشی- لَله‌ای كه ما داشتیم- اعتقادی مفرط به صدرالعلما داشت كه در مسجد سیدعزیزالله در بازار نماز می‌خواند ... وی اغلب روزها ما را با خود به آن مسجد می‌برد و در حدود چهار یا پنج ساعت در آن مسجد بودیم. ‌در صحن مساجد بزرگ دیگر مانند مسجد شاه و مسجد جامع (معروف به مسجد جمعه) و مدرسه سپهسالار قدیم در بازار پامنار و مسجد سپهسالار جدید در جوار بهارستان در هر گوشه بساطی پرمشتری و پررونق برپا بود. در یك گوشه مردم گِرد "مساله‌گو" حلقه زده بودند. یك جا درویشی بساط گسترده و مداحی می‌كرد و مناقب می‌گفت. در سراسر ماه رمضان تقریبا همه مردم از ظهر به بعد در بیرون خانه‌ها وقت می‌گذراندند. مردم طبقه سوم در بازار و اطراف مسجد شاه و در خیابان ناصرخسرو گرد می‌آمدند».

غوغای سحر، فرنگی را فراری داد

شهرها و روستاهای ایران در روزها و شب‌های رمضان، شمایلی دگرگونه می‌یافتند. هیاهوهای آیینی و جشن‌واره‌ای ماه رمضان نشانه‌هایی داشت که روایت‌گران فرهنگ و تاریخ ایران بدان‌ها اشاره کرده‌اند. هانری دالمانی در این‌باره می‌نویسد «همینكه آفتاب قوس معمولی خود را در آسمان پیمود، كوچه‌ها پر از جمعیت میشوند و چون موقع انداختن توپ كه علامت افطار است نزدیك میشود، قلیان‌فروشان دوره‌گرد تنباكو را در سر قلیان‌ها میریزند و قهوه‌چی‌ها چای را در قوری‌ها دم میكنند، دكانهای آشپزی از جمعیت پر میشوند و بمحض اینكه صدای توپ شنیده شد استكانهای چای در قهوه‌خانه‌ها بسرعت در میان مردم تقسیم میشود ... تقریبا یك ساعت از غروب آفتاب گذشته مؤمنین غذائی میخورند و بعد مشغول دید و بازدید و گردش میشوند». این جهانگرد فرانسوی همچنین به عادت ایرانیان در میزبانی و میهمانی در ماه رمضان چنین اشاره می‌کند «پس از خوردن شام بشب‌نشینی میپردازند و با انواع تفریحات خود را سرگرم مینمایند، مخصوصا با نهایت میل و اشتیاق بشنیدن و خواندن داستانها و تواریخ و اشعار میپردازند». این شرایط ویژه را نه تنها در پایتخت، که در دیگر مناطق ایران نیز می‌توان به تماشا نشست.
 
چارلز ادوارد ییت در «سفرنامه خراسان و سیستان» از وضعیتی سخن می‌راند که شهر مشهد در زمان افطار تجربه می‌کند «اطراف مرقد امام رضا [ع] غلغله می‌شود. در طول این ماه تمام مقررات موضوعه امنیتی برای منع رفت‌وآمد شبانه كه در دیگر ماههای سال برقرار است ملغی می‌شود. نزدیكهای سحر یك غذای مفصل دیگر نیز صرف شده و تا وقتی كه توپهای سحر شلیك نشده‌اند كسی به فكر خواب نیست». قیل‌وقالی که ایرانیان در مناسبت‌های ویژه شب‌های رمضان پدید می‌آوردند، گاه برای مسافران فرنگ چنان غریب و شگفت می‌آمد که واکنش‌هایی جالب در پی می‌آورد. جعفر شهری، هنگام توصیف غوغا و هیاهو در سحرها در تهران که شهر را یکپارچه بانگ و فریاد می‌کرد، به یکی از این رخدادها اشاره دارد «دیپلماتی اروپائی هنگام سحر ماه رمضان وارد شهر می‌شود، وقتی آن غوغا و ولوله می‌شنود به گمان آنکه مردم ورود او را به اعتراض برخاسته یا انقلاب شده است بازگشته، فرار می‌کند!».

یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی دربار ناصرالدین شاه قاجار هنگام توصیف دگرگونی‌های زندگی روزمره ایرانیان در ماه رمضان در کتاب «سفرنامه پولاک؛ ایران و ایرانیان» بر توان‌مندی ایرانیان در هم‌سانی با شرایط ویژه اجتماعی و فرهنگی اشاره می‌کند «خواب و بیداری را ایرانی به فرمان خود درآورده است. هرگاه مشغله‌ای نداشته باشد، وقتی که از کار خود خسته شده باشد می‌تواند روز و شب بخوابد و در عوض در حین کار و گرفتاری زیاد قادر است ماهها و سالها مدت خواب خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد. در رمضان یک ماه تمام نحوه زندگی خود را تغییر می‌دهد. در این ماه روزها می‌خوابد در حالی که شبها غذا می‌خورد و به کارهایش می‌رسد. پس از انقضای این ماه باز به برنامه عادی روزانه خود باز می‌گردد بی‌آنکه اختلال چشمگیری در سلامتش حاصل شود». دگرگونی در شیوه زندگی در این ماه، پدیده‌ای به شمار می‌آید که بسیاری از تاریخ‌نگاران به ویژه جهانگردان بدان اشاره کرده‌اند ژان باتیست فووریه، پزشك ویژه ناصرالدین شاه قاجار در کتاب «سه سال در دربار ایران» در این‌باره می‌نویسد «در این ماه چون اكثر مردم روز را می‌خوابند روزها كوچه‌ها و بازارها از جمعیت خالی است، برخلاف شب‌ها تمام مدت حتی تا صبح رفت‌وآمد و قال‌وقیل همه‌جا برقرار است».

طعم نکوی اطعام و احسان در ماه روزه

آغاز ماه رمضان در تهران قدیم برای بسیاری از افراد یادآور سنت‌ها و آیین‌هایی است که رنگی دیگر به زندگی می‌داده است؛ زمانه‌ای که جنس یاری به مردمان تنگ‌دست و نیازمند نیز دگرگونه بود. ماه رمضان، برای ایرانیان در گذر روزگار، همواره زمانی برای نیکوکاری بوده است. احمد مسجد جامعی، پژوهشگر تاریخ تهران قدیم در نوشتاری با نام «شب‌های شاداب و پرشکوه رمضان» از اینگونه یاری به دیگران روایت کرده است «از دیگر کارهای آن زمان‌ها، رسیدگی بیشتر به فقرا در این ماه بود؛ شیوه‌های رسیدگی با امروز فرق می‌کرد، مثلا پدرم پولی به قصاب محل می‌داد تا به خانواده‌های نیازمند که برای خرید مراجعه می‌کنند از محل آن، گوشت بیشتری بدهند، بی‌آن که خریدار متوجه چنین کمکی شود. همین روال درباره بقالی و نانوایی هم رایج بود؛ اما شیوه شبانه این کار صورتی دیگر داشت، بعضی شب‌ها، بعضی از اهالی محل غذای سحر را طبخ و آماده می‌ساختند و به بهانه‌ای به در منازل افراد نیازمند می‌فرستادند تا آنها هم سحری کاملی داشته باشند». آنچه این تهران‌شناس تاکید می‌کند، مواردی است که اهمیت شیوه رفتار انسان‌دوستانه را با نیازمندان بازمی‌تاباند «در همه این موارد حق همسایگی و کرامت انسان‌ها رعایت می‌شد».
 
این حق همسایگی در واقع به گونه‌ای رفتار ناظر بود که با پیوند میان افراد جدا از جایگاه و مرتبه اجتماعی و اقتصادی‌شان، آن‌ها را در کنار یکدیگر جای می‌داد. طلبکار و بدهکار، ارباب و نوکر و صاحب‌کار و کارگر، همه گویی از پوستین همیشگی خود در سال برون آمده، به مسوولیت‌هایی اخلاقی موظف می‌شدند. عبدالله مستوفی، تاریخ‌نگار فرهنگ و مردم تهران قدیم، در کتاب «شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه» جزییات این هم‌نشینی، همراهی و هم‌نوایی را به روشنی بیان می‌دارد «اگر كسی طلبی از كسی داشت تا احتیاج مبرم محرك او نمیشد، سروقت بدهكار خود نمیرفت. ... اگر كسی از دولت طلبی داشت در این ماه بمطالبه نمیرفت و محصلین دیوانی هم دنبال مطالبه بدهكاری افراد نمیرفتند، حتی در خانه‌ها هم جز كارهای ناگزیر زندگانی كار دیگری از نوكر و خدمتكار توقع نمیكردند.
 
بهمین جهت كارهای سنگین خانه را یا قبل از ماه انجام داده بودند یا ببعد از این ماه محول میكردند. اگر بنائی نیمه‌تمام بود، صاحب‌كار بعمله و بناها مزد تمام میداد ولی بیشتر از نصف روز تقاضای كار نمیكرد و در دهات هم كارهای سنگین زراعتی را، حتی المقدور تعطیل میكردند و اگر مثلا درو و خرمن‌كوبی و از این كارها كه تعطیل آن خسارت جبران ناپذیر داشت، پیش میآمد، با رعایت بیشتر از كارگرها، انجام میدادند. خلاصه اینكه ماه عبادت بود و در همه‌چیز مردم از همدیگر رعایت میكردند». او سپس چنین روایت می‌کند «در خانه ما ماه رمضان بنوكرها هم سحری میدادند. مطلقا در این ماه مردم اطعام زیاد میكردند. اكثر اعیان هر شب در بیرونی افطار كرده پنج شش الی ده پانزده نفر حاشیه و بعد نوكرهای در خانه افطار میخوردند.
 
آنها كه توانائی این قبیل اطعامها را نداشتند، خرما میخریدند و بمسجد میرفتند و بمؤمنین میدادند. ... بقدری مردم در این كار رغبت داشتند كه قوم و خویشها برای ثواب رساندن بهمدیگر، بیوعده و بیخبر در سر افطار همدیگر وارد شده و مثل اهل خانه افطار میكردند». تصویری که منابع تاریخی از شیوه رفتار ایرانیان در ماه رمضان در روزگار گذشته پیش رویمان می‌گذارند، گونه‌ای کنش یاریگرانه مبتنی بر خوی دگردوستی و دگریاری را به نمایش درمی‌آورد. قید «مطلقا» که عبدالله مستوفی، بر «اطعام» مردم در ماه رمضان آورده است، وجود اراده‌ای اجتماعی برای نکوکاری در یک برهه ویژه زمانی در سال در میان ایرانیان، در اینجا پایتخت‌نشینان، را بیانگر است. او همچنین به سنتی جالب اشاره دارد که میان قرآن با نیکوکاری پیوند می‌دهد «بعضی از اهل خیر قبل از ماه چندین جلد قرآن خریده باین و آن میدادند و بیشتر زنها و مردمان پولدار بیسواد باین خیرات اقدام میكردند تا حالا كه خود از قرآن خواندن محرومند، وسیله قرائت برای سایرین تدارك كرده باشند».
 
مسجدجامعی نیز با یادآوری «سفره‌های سخاوت سحری»، رسیدگی به فقیران را یکی از کارهای رایج در ماه رمضان در گذشته می‌داند. به تعبیر وی «شیوه‌های رسیدگی با امروز فرق می‌کرد، مثلا پدرم پولی به قصاب محل می‌داد تا به خانواده‌های نیازمند که برای خرید مراجعه می‌کنند از محل آن، گوشت بیشتری بدهند، بی‌آن که خریدار متوجه چنین کمکی شود. همین روال درباره بقالی و نانوایی هم رایج بود؛ اما شیوه شبانه این کار صورتی دیگر داشت، بعضی شب‌ها، بعضی از اهالی محل غذای سحر را طبخ و آماده می‌ساختند و به بهانه‌ای به در منازل افراد نیازمند می‌فرستادند تا آنها هم سحری کاملی داشته باشند». او بر این نکته تصریح می‌کند که در همه این موارد حق همسایگی و کرامت انسان‌ها رعایت می‌شد.
 
«اطعام زیاد»، سنتی است که عبدالله مستوفی به مردم تهران نسبت می‌دهد «اكثر اعیان هر شب در بیرونی افطار كرده پنج شش الی ده پانزده نفر حاشیه و بعد نوكرهای در خانه افطار میخوردند. آنها كه توانائی این قبیل اطعامها را نداشتند، خرما میخریدند و بمسجد میرفتند و بمؤمنین میدادند. اگر در میان اهل مسجد اعیانی هم بود، این خرما را رد نمیكرد و بآن افطار مینمود كه خود بثواب اجابت دعوت برادر دینی رسیده و برادر دینی را هم به ثواب اطعام رسانده باشد.
 
او سپس با یادآوری این گفتة پیامبر که «اتّقو النّار ولو بشق تمرة»، تاکید می‌کند «در افطار دادن، برخلاف صدقه واجب و مستحب، فقر و احتیاج خورنده شرط نیست بلكه برای خود عمل، ثواب بسیار نقل شده است. بقدری مردم در این كار رغبت داشتند كه قوم و خویشها برای ثواب رساندن بهمدیگر، بیوعده و بیخبر در سر افطار همدیگر وارد شده و مثل اهل خانه افطار میكردند». به روایت مستوفی «محال بود وقت افطار صدای فقیری از كوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب برای غذا دادن باو از خانه‌ها بیرون نیایند». به نوشته این روایت‌گر فرهنگ و تاریخ تهران «اگر كسی طلبی از كسی داشت تا احتیاج مبرم محرك او نمیشد، سروقت بدهكار خود نمیرفت ... حتی در خانه‌ها هم جز كارهای ناگزیر زندگانی كار دیگری از نوكر و خدمتكار توقع نمیكردند. بهمین جهت كارهای سنگین خانه را یا قبل از ماه انجام داده بودند یا ببعد از این ماه محول میكردند. اگر بنائی نیمه‌تمام بود، صاحب‌كار بعمله و بناها مزد تمام میداد ولی بیشتر از نصف روز تقاضای كار نمیكرد».

هانری رونه دالمانی، جهانگرد فرانسوی نیز درباره سنت «احسان» در ماه رمضان می‌نویسد «زنهای اشراف و ثروتمندان در این‌روز ماه رمضان باحسان میپردازند، اینان در میدان شاه در نزدیكی عمارت عالی‌قاپو جمع میشوند و در حالیكه از اجتماع و دیدن یكدیگر لذت میبرند بفقرا و بینوایانی كه از دهكده‌ها بشهر آمده‌اند حلوا بذل مینمایند». جعفر شهری نیز با اشاره به رونق مسجدها در ماه رمضان، در کتاب «طهران قدیم» به مشارکت مردم در کارهای ثواب این ماه اشاره می‌کند «در این ماه مساجد رونقی دیگر می‌گرفت و از چند روز به ماه مانده، حصیرها، زیلوها و گلیم‌های آنها خاک‌گیری و گردگیری و تعویض و تعمیر شده اضافی آنها که در انبارها نهاده شده بود بیرون آمده، همراه قالی‌هائی که اجاره می‌شد یا مردم برای ثواب، در این ماه، به مساجد می‌فرستادند، به شبستانها و چهل‌ستونها آمده گسترده شده جارو، نظافت سالانه که هر گوشه و طاق و حجره آن، انبار کاسبی از کسبه محل شده، ... شروع می‌گردید».
 
جشنواره‌ای سراسر آیین 

شب‌های ویژه یک ماه خاص!

بخشی از آیین‌ها و سنت‌های ماه رمضان از گذشته‌های دور به دلیل شرایط ویژه آن ماه در آیین اسلام، با شب پیوند می‌یافت. گردهم‌آمدن و میهمانی‌های شبانه، در زمره کارهایی است که مردم تهران در ماه رمضان به انجام آن بسیار اشتیاق داشتند. احمد مسجد جامعی، پژوهشگر و تهران‌شناس در نوشتار «شب‌های شاداب و پرشکوه رمضان» یادآور می‌شود همه‌‌چیز در تناسب با زندگی شبانه تعریف می‌شد «آمادگی برای پذیرایی میهمان هم بود. یکی از نشانه‌های زندگی شبانه رفت‌وآمد و دیدوبازدید‌ها بود که مطلقا در‌ ماه‌ مبارک رمضان روزانه نبود چون امکان پذیرایی وجود نداشت ولی عموم شب‌ها ساعتی پس از نماز مغرب و عشاء، در منزل یکی از فامیل و آشنایان این میهمانی‌ها برگزار می‌شد». او این آیین را سپس از خانه‌ها برون برده، از زندگی اجتماعی شبانه تهرانی‌ها در برخی مراکز ویژه خبر می‌دهد «ماه رمضان که می‌شد زورخانه‌ها تا سحر باز بودند و رفت ‌وآمد وجود داشت و بجز در ایام شب قدر ورزش، شعرخوانی و دمامی داشتند.
 
در میان جوانان بویژه در مناطق جنوبی و مرکز شهر، خصوصا در دهه شصت، ورزش گل کوچک خیلی رواج داشت. ... قهوه‌خانه‌ها هم طرف افطار باز می‌شد و برنامه‌های خاصی اعم از پرده‌خوانی، شاهنامه‌خوانی، شعرخوانی یا ترنا بازی داشتند و بساط قلیان کشی و مشاعره هم مهیا بود، البته بعضی‌ها فالوده و یخ در بهشت و خرما هم به پذیرایی‌هایشان اضافه می‌کردند». او سپس به مکان‌های همگانی اشاره می‌کند که کاربری‌شان در شب‌های رمضان دگرگونی می‌شد «حمام‌ها هم که تا صبح باز بود از حالت شست‌وشوی صرف خارج می‌شد چون شب‌ها فراغت بیشتری بود، می‌نشستند و مدت‌ها گپ و گفت می‌کردند؛ در مجموع همین شرایط فضای کوچه و شهر را زنده می‌کرد».

رمضان؛ ماه قرآن

ماه رمضان از گذشته‌های دور با گسترش قرآن‌خوانی میان ایرانیان مسلمان پیوندی استوار داشته است. بسیاری از ثروتمندان و نیکوکاران در این ماه می‌کوشیدند زمینه‌ای برای چنین کاری فراهم آورند. عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه» روایتی جذاب از پایبندی به این سنت دارد «ماه رمضان ماه قرآن‌خوانی است، بعضی بودند كه هر روز یك قرآن تمام میخواندند اینها اكثر اشخاصی بودند كه قرآن استیجاری میخواندند و در مقابل هر قرآن تمام منتهی دو قران گرفته برای پدر یا مادر یا برادر موجر نیابتا قرآن میخواندند. بعضی از اهل خیر قبل از ماه چندین جلد قرآن خریده باین و آن میدادند و بیشتر زنها و مردمان پولدار بیسواد باین خیرات اقدام میكردند تا حالا كه خود از قرآن خواندن محرومند، وسیله قرائت برای سایرین تدارك كرده باشند. كمتر كسی بود كه سواد داشته باشد و ماه رمضان یك قرآن تمام ختم نكند، حتی در میان عوام معروف بود كه هركه قرآنی در ماه رمضان شروع كند و نیمه‌تمام گذارد، مقروض خواهد شد.
 
نوكرهای ما همه گركانی و باسواد بودند و وقتی از پشت اطاق آنها میگذشتی، صدای زمزمه قرآن‌خوانی آنها بلند بود». او سپس به کسانی اشاره می‌کند که هر روز یک قرآن تمام می‌خواندند «اینها اكثر اشخاصی بودند كه قرآن استیجاری میخواندند و در مقابل هر قرآن تمام منتهی دو قران گرفته برای پدر یا مادر یا برادر موجر نیابتا قرآن میخواندند». سعید نفیسی نیز در روزنامه اطلاعات، خاطره‌ای در این‌باره از پدرش، ناظم‌الاطبای کرمانی، پزشک سرشناس دوره قاجار روایت کرده است «پدرم عادت داشت دو سه روز پیش از رمضان، از دو برادر كتابفروش خوانساری، بسته به استطاعتی كه در آن سال داشت، گاهی ده و گاهی پنج قرآن می‌خرید. در آن زمان درباره قرآن، خریدن و فروختن را به كار نمی‌بردند و "هدیه كردن" می‌گفتند. او هم از پنج تا ده قرآن چاپی هدیه می‌كرد و به مردم بی‌استطاعت باسوادی كه برای عیادت پیش او می‌آمدند، می‌داد كه در ماه رمضان قرآن را ختم كنند و وی در ثواب آن شریك باشد».  

«دیگر از اوقاتی كه ما خیلی مترصد رسیدن آن بودیم، ماه رمضان بود. زیرا در این ماه هم در وضع زندگی عمومی و خصوصی تغییراتی حاصل میگشت». این انتظار و دگرگونی در وضع زندگی عمومی و خصوصی که عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» روایت می‌کند، فرای جنبه مذهبی ماه رمضان، به نگاه آیینی و جشن‌واره‌ای ایرانیان به سنت‌های دینی و ملی اشاره دارد. جعفر شهری در کتاب «طهران قدیم» در این‌باره چنین توصیف می‌کند «زنها تقریبا در تمام ماه شعبان به تهیه آذوقه و خواروبار ماه رمضان برآمده. به پاک کردن برنج و حبوبات و کوبیدن آرد برنج و نخودچی و زردچوبه و امثال آن برآمده خانه را پر و پیمان می‌ساختند ... تحولات دیگر ماه رمضان آمدن زلوبیا و بامیه و گوش‌فیل و پشمک بود که فقط در همین ماه به بازار می‌آمد، چنانکه نقل‌قولی است از مظفرالدین شاه که گفته بود (ماه رمضان هم نمی‌آید زلوبیا بامیه سیری نوش جان کنیم)». همین نگرش موجب می‌شد، در چنین مناسبتی، فرهنگ جامعه در گذر زمان به سوی طراحی مشغولیت‌ها و سرگرمی‌هایی برود که بر پایه آیین‌های ملی و مذهبی استوار می‌شد.
 
این تاریخ‌نگار فرهنگ و زندگی مردم تهران قدیم، در سرفصلی جداگانه به مشغولیات مردم در این ماه می‌پردازد «شب‌نشینی‌های ماه رمضان، از جمله مهمانی‌های گرم و بانشاطی بود که همه از آن استقبال می‌کردند. ... کتاب‌خوانی و قصه‌سرائی‌ها و افسانه‌پردازی‌ها و داستان‌های جن و پری و غول و آل و دیو و دد و امثال آن نیز نقل مجالس می‌گردید و تقریبا تا سحرها طول میکشید. از مشغولیات دیگر شب‌های ماه رمضان هم دوره‌های هیئت‌های دینی، قرائت قرآن و تفسیر و دعاخوانی بود که در هر گوشه و کنار برپا میشد و سردر خانه‌ها بود که بیدق‌ها و پارچه نوشته‌های اوقات آنها بنظر میرسید. نقل و نقالی قهوه‌خانه‌های بزرگ و کوچک که مشمول شاهنامه‌خوانی و حسین کرد و اسکندرنامه‌خوانی و (سخنوری) بود رونق زیادتر میگرفت و ورزش زورخانه و پادشاه وزیری، و قمار و دیگر بازی‌ها و تفریحات مختلف، از قبیل ترناگل و (زنگ شیر) و (عمو زنجیرباف) و (مرد مرد من) که به احوال زیر شب زنده‌داری‌های دیگر را تشکیل می‌دادند».


تاریخ : دهم خرداد 96 | 05:08 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد | نظرات
درباره ایران ساسانی و دیانت زرتشتی
سید حسن مدرس؛ سیاستمدار یا اندیشمند؟
گفت و گو با «ادوارد اسنودن»؛ بزرگ‌ترین افشاگر قرن
استفاده های فناوری در جنگ جهانی اول برای کشتار جمعی
تانک های مخوف آینده چه شکلی خواهند داشت؟
«محمد دادکان» از آخرین ملاقاتش با مرحوم رفسنجانی می‌گوید
تاثیر مدارس دخترانه در پیشرفتِ ایران
پادشاهانی که نسل‌شان منقرض نمی‌شود!
برداشت اشتباه در رابطه‌ی میان تروریسم و مسلمانان
با پاسپورت های معتبر و قدرتمند جهان آشنا شوید
«فدریکا موگرینی»؛ خانم دیپلماتی که مجلس ایران را به هم ریخت!
سحری و افطاری چی بخوریم؟
لیله القدر شب سرنوشت
همه چیز درباره «بربریت نوین»
دلبستگی ایرانیان به ماه رمضان در طول تاریخ
آیا مردم کره شمالی ساده اند؟
اعتراض و اعتصاب های بی نتیجه‌ی کارگران در ایران
قهرمان سازی ممنوع؛ نه «سوپر مَن» می آید نه امیرکبیر!
شهیندخت مولاوردی: تاوان اصلاح طلب بودنم را می دهم
ریشه آشوب های جدید دنیا در کجاست؟
رئیسی در پی ریاست جمهوری
محمدعلی شاه، شاه مستبد قاجار
دخل و خرجِ ثروت هاشمی رفسنجانی
چه کسی برجام را پاره خواهدکرد؟
در ایام نوروز گلستان «طهران قدیم» را ببینید
راهنمای سفرهای نوروزی عتبات عراق
روایت حاج محسن از کاندیداتوری های مستمرش
«خدیجه مصدق»، آخرین قربانی رضاخان
جرم هایی که زنان در دوره قاجار مرتکب می شدند
خواجه نصیرالدین طوسی را بیشتر بشناسید
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.