تبلیغات
گلبانگ نور - كانون فرهنگی و هنری حضرت علی اصغر(ع)مسجدحاج رضا شهانق

گلبانگ نور - كانون فرهنگی و هنری حضرت علی اصغر(ع)مسجدحاج رضا شهانق
آذربایجان غربی : خوی - بلوار شهید مدرس كوچه شهید پورنصرالله
لیله القدر شب سرنوشت

رضا شریفی

در مقاله حاضر نویسنده با واكاوی مفاهیم قدر، شب و روز در قرآن جایگاه و ارزش شب قدر را در تعیین سرنوشت انسان مورد بررسی موشكافانه قرار داده است كه با هم آن را از نظر می گذرانیم.

ناپیدایی شب قدر

یكی از بركات ماه رمضان وجود لیله القدر در شب های آن است. به احتمال بسیاری قوی لیله القدر در ماه رمضان و مشهور در نیمه دوم و معروف آن دهه سوم آن در شب های بیست و یك، بیست و سه و یا بیست و هفتم است. البته برخی نیز شب نوزدهم را نیز یكی از احتمالات قوی دانسته اند. با این همه برخی از روایات معدود نیز شب نیمه شعبان را شب قدر می دانند ولی مشهور در میان اهل حدیث و دانشمندان و عموم مردم ماه رمضان می باشد. 
برخی از عالمان و اهل علم و عمل برای دست یابی به احیای شب قدر كه از اعمال شب قدر است تمامی سال را احیای نگه می دارند كه این خود بیانگر جایگاه و ارزش شب قدر و احیا و شب زنده داری در آن است. 
اهتمام عمومی مومنان برای شب زنده داری و احیای این شب و به جا آوردن اعمال مخصوصی كه برای آن بیان شده است بیانگر نقش و كاركردهای متنوع و بسیار آن در زندگی بشر است. از این رو هر كسی می كوشد تا با به جاآوری اعمال شب قدر و احیای آن به آثار آن دست یابد؛ بنابراین با این كه این شب به طور مشخص معلوم نیست و تفاوت ها و تغییرات ماه و دست یابی درست حتی به همان شب های چندگانه مشخص شده در روایات برای مردم فراهم نیست، با همه این مسایل برای دست یابی به تاریخ و وقت دقیق شب قدر، مومنان می كوشند به هر طریقی شده به اعمال و آثار این شب مقید باشند از این رو شب های مختلف احتمالی را به قصد دست یابی به شب قدر، احیا می كنند و به اعمال مخصوص آن شب می پردازند. مشكل در شناسایی و تعیین شب قدر افزون بر معلوم نبودن آن از نظر كلی، در تعیین شب مورد نظر در میان شب های ماه رمضان نیز می باشد؛ زیرا گردش ماه و عدم تعیین شب نخست آن به علل و عوامل مختلف، خود موجب می شود تا مشكل مصداقی نیز پدید آید و مردم ندانند كه حتی شبی كه احیا می كنند همان شب نوزده و یا بیست و یك و یا بیست و سه و یا بیست و هفت است و یا این كه در تطبیق شب ها نیز دچار اشتباه می شوند همان گونه كه درباره آغاز ماه رمضان و پایان شعبان برای آغاز وجوب روزه و یا پایان آن در آخر رمضان و اول شوال دچار مشكل می شوند و گرفتار مساله یوم الشك و وجوب روزه در آغاز و یوم الفطر و حرمت روزه می گردند. و هر ساله به شكلی این مساله مردم را دچار سرگردانی می كند. این مسایل از جمله علل و عواملی است كه مردم را به احیای شب های مختلف ماه رمضان به ویژه شب های دهه سوم می كشاند و هر شبی را كسانی به احتمال و رجای شب قدر بودن احیا می گیرند و به شب زنده داری و عمل به اعمال ویژه آن به شكل فردی ویا جمعی می پردازند. 
اما پرسش این است كه شب قدر چه شبی است و چرا برای عالمان اهل علم و عمل و حتی عموم مردم ارزش دارد و آنان می كوشند تا به هر طریقی شده این شب را كشف و وقت آن را معلوم كنند و به شب زنده داری و احیای آن شب با اعمال ویژه و مخصوص آن اقدام كنند؟

مفهوم شناسی لیله القدر

لیله القدر اصطلاحی قرآنی برای بیان مفهومی خاص است. سوره قدر یكی از سوره هایی است كه به طور اختصاصی برای بیان جایگاه و ارزش آن نازل شده است و این خود بیانگر ارزش و جایگاه خاص این شب از نظر خداوند و قرآن است. 
تأكید بر این شب و اهتمام ویژه خداوندی با نزول سوره ای خاص، خود تأكیدی بر لزوم اهتمام و توجه ویژه مؤمنان به این شب است تا با احترام و تكریم آن بتوانند از فواید و آثار آن بهره مند گردند. خداوند در این سوره بیان می داردكه در این شب، قرآن و یا حضرت ختمی مرتبت از مقام خاص خویش اجلال نزول كرده و به زمین وارد شده و زمین را بركت داده است. از این رو شب قدر را به سبب نزول منبع هدایتی بشر به سوی كمال مطلق می بایست پاس داشت و تكریم و تعظیم نمود؛ زیرا تكریم و تعظیم آن در حقیقت بركت یابی از راه این تكریم و ارزش گذاری به خود می باشد.
از سوی دیگر قرآن در همین سوره بیان می كند كه شب قدر، نه تنها به این سبب از هزار ماه برتر و با ارزش تر است بلكه می بایست به علتی دیگر نیز پاس داشته شود زیرا در این شب تنها این اتفاق های بزرگ نیافتاده و این گونه نیست كه تكریم و پاسداشت آن به سبب واقعه تاریخی صرف بوده باشد همانند پاسداشت و تكریم ایام الله رهایی موسی(ع) و بنی اسرائیل از فرعون و سپاه او و دست یابی به آزادی و یا نزول مائده آسمانی بر حضرت عیسی(ع) و حواریون كه امری تاریخی است و خداوند از مؤمنان خواسته است كه به سبب این بركات ویژه و عنایات خاص این روزها را پاس داشته و تكریم و تعظیم نمایند؛ بلكه شب قدر دارای جایگاه و ارزش های دیگری است كه باید مورد تكریم و تعظیم قرار گیرد.
اگر بخواهیم برای این ویژگی شب قدر نمونه و مثالی بیان كنیم باید به شب تولد شخص و یا شب های میمون و مبارك دیگری چون شب ازدواج و یا مانند آن اشاره كرد كه شخص به سبب این امور كه در زندگی اش تأثیرات شگرف و مهمی به جا گذاشته مورد تكریم و تعظیم قرار می گیرد و جشن ها و برنامه های ویژه ای برای آن انجام می شود.

شب قدر، شب تحول و دگرگونی اساسی

شب قدر در زندگی هر كسی از چنین جایگاهی برخوردار است و موجبات تحول و تغییر اساسی در زندگی بشر می شود؛ زیرا خداوند در سوره قدر و دخان و آیات دیگر بیان می دارد كه در این شب قدر است كه با نزول فرشتگان و تعیین قدر و سرنوشت هر كسی وضعیت دست كم یك ساله وی مشخص و مقدر می گردد.
از این رو این شب از جایگاه خاص و اهتمامی ویژه از سوی خدا و مؤمنان برخوردار می شود. بنابراین نمی توان شب قدر را شبی عادی هم چون شب های دیگر دانست.
برای شناخت این شب لازم است با اشاره به آیات و روایات از چرایی و چگونگی تقدیر و نقش آن در زندگی سخن گفت و ابهاماتی را كه در مسأله وجود دارد درحد امكان برطرف نمود.
در ادبیات عربی شب در برابر روز قرار می گیرد و به عنوان اموری متضاد در جهان مادی مورد توجه است.

معناشناسی دو واژه شب و روز

البته برای هر یك از دو واژه شب و روز معانی دیگری در قرآن بیان شده كه از آن جمله می توان درباره روز به معانی دیگر اشاره كرد. یوم واژه ای عربی است به معنای روز كه پس از طلوع خورشید از شرق تحقق می یابد و تاریكی شب از منطقه ای برطرف می شود، همچنین برای بروز و ظهور امری و هم چنین قیامت و رستاخیز به كار رفته است. راغب اصفهانی و دیگران درباره روزی كه در برابر شب قرار می گیرد این معنا را بیان می كنند كه روز زمانی است كه از طلوع خورشید آغاز و به غروب آن ختم می شود. البته در قرآن و ادبیات عربی برای بیان این معنا از روز واژگانی دیگر نیز چون ضحی، نهار و ضیاء نیز به كار می رود. اما واژه یوم دارای معانی پیش گفته ای است كه بیانگر این می باشد كه یوم در كاربردهای اصلی خود مشروط به وجود معنای خاص از ظهور و بروز است. به این معنا كه بروز و ظهور در آن نقش اساسی دارد. از این رو قیامت و رستاخیز را یوم دانسته اند كه روز بروز و ظهور سرائر و نهان هاست. این معنا را قرآن به صراحت در قالب «یوم تبلی السرائر» بیان داشته است.
الیوم در كاربردهای قرآن در بسیاری از موارد به معنای روز رستاخیز است؛ زیرا در این روز است كه ظهور و بروز واقعی و كامل هر چیز تحقق می یابد.
در برابر واژه یوم لیل و لیله نیز كاربردهای چندی پیدا می كند كه از آن جمله نهان و جمع شدن هر آن چیزی است كه آشكار و پیداست. در فرهنگ اسلامی و عرفانی شب و لیل از جایگاه ویژه و مهمی برخوردار می باشد. از جمله شب به عنوان زمان امنیت (سبا آیه 15 و 18 و طه آیه 77) معراج ربانی (اسراء آیه 1) زمان استراحت و آرامش (روم آیه 23 و نبا آیه 23) زمان قبض روح و مرگ موقت و پرواز در فضای فرامادی و بهره مندی از مواهب دیگر هستی (انعام آیه 6) و دست یابی به مقام محمود و قرآن الفجر (سجده آیه 16 و مزمل آیه 20 مزمل آیه 6 و ده ها آیه دیگر) مطرح شده است.
شب به عنوان آیت بزرگ خداوند و نشانه ای از قدرت و عظمت او در جایگاه ارزشی والا قرار گرفته به طوری كه بارها از سوی خداوند در آیات قرآن بدان سوگند یاد شده و از شب های دهگانه به عظمت تجلیل شده است كه به نظر می رسد شب های دهه آخر ماه رمضان یعنی شب های قدر باشد. (فجر آیه 1 و 2) البته علامه طباطبایی به پیروی از زمخشری در كشاف (ج 4 ص 746) این شب ها را بر شب های ده گانه اول ذی الحجه كه شب عید قربان در آن قرار دارد تطبیق داده است كه آن نیز می تواند درست باشد (المیزان ج 20 ص 279) چنان كه می تواند اشاره به شب های دهه نخست محرم باشد كه برخی بدان اشاره می كنند.
انسان در شب به سبب وجود آرامش در آن می تواند به امور و مقاماتی دست یابد كه در روز امكان آن به سبب (سبحا طویلا) شدنی نیست؛ زیرا (قول ثقیل) و مقامات و دانش های بلند و سنگین در زمان شب بر جان ها فرود می آید و دل ها به علوم و مراتبی دست می یابد كه هرگز در هیاهوی روز شدنی و قابل تصور نیست.

قضا و قدر

چنان كه گفته شد اصطلاح تركیبی لیله القدر دارای دو بخش است كه یكی از آن ها واژه لیله است كه در قرآن می تواند كاربردهای مختلف و متعددی داشته باشد؛ بر این اساس با توجه به این كه همواره این واژه در برابر یوم و نهار و ضحی (روز) قرار می گیرد با توجه به اصل «تعرف الاشیاء باضدادها» با شناخت روز و معانی و كاربردهای آن می توان به معانی شب و لیل نیز دست یافت. از این رو می توان گفت كه شب به معنای نهان و جمع و تاریكی و فاصله زمانی از غروب تا طلوع خورشید می باشد.
در كاربردهای عرفان اسلامی و فرهنگ دینی چنان كه بیان شد شب از جایگاه خاصی برای ارتباطات معنوی و دست یابی به مقامات عالی كمالی برخوردار می باشد و نقش آن در تعالی و كمالات چنان است كه شب زنده داری به عنوان ماموریت اصلی و واجب پیامبران و رهروان صدیق و پاك آنان مطرح شده است.
پیامبر(ص) مامور می شود تا یك سوم یا نصف و یا دو سوم را به شب زنده داری و عبادت مشغول شود؛ زیرا روز چنین استعدادی برای دریافت كمالات ندارد. روز تنها زمان بروز و ظهور آن چه در شب بدست آمده، می باشد و كسی كه در شب چیزی به دست آورد در روز آن را آشكار می سازد؛ زیرا روز در هر حال زمان بروز و ظهور چیزهای نهان است.
اما واژه قدر كه در این تركیب به كار رفته، در برابر قضا قرار می گیرد. قضا در كاربردهای قرآنی نیز دارای معانی چندی است كه وجه مشترك همه آن ها انجام قطعی است. از این رو قاضی را قاضی می خوانند كه حكم قطعی را صادر كرده و فصل الخطاب می باشد.
در آیات قرآنی قضا به معنای حكم قطعی و انجام یقینی و قطعی كاری به كار رفته است. از آن جمله می توان به آیه 117 سوره بقره در خصوص مسئله تحقق هر چیزی به اراده و قول «كن» الهی اشاره كرد. آیات 200 و 210 سوره بقره و نیز 47 سوره آل عمران و 65 و 103 سوره نساء و آیات بسیاری دیگر همین معنا را به عنوان مفهوم قضا بیان می كنند.
قدر به معنای اندازه، ارزش (زمر آیه 67)، بها، میزان و توان و قدرت به كار رفته است.
(یونس. 5- رعد17.- رعد26. و دهها آیه دیگر)
در كاربردهای فرهنگ اسلامی قرآنی هرگاه سخن از قضا می شود به معنای انجام قطعی امری است كه به سخن عامیانه بی برو برگرد است و امكان این نیست كه امری قضایی تحقق نیابد. از این رو قضای الهی به معنای تحقق قطعی و یقینی چیزی است.
اما قدر به معنایی به كار می رود كه در آن حكم كلی مشخص شده ولی هنوز به مقام قطع و اجرا نرسیده است.بنابراین قدر را در اصطلاح كلامی به معنای حكم كلی دانسته اند كه البته دارای ویژگی هایی چون اندازه و تعیین و مشخص شدن می باشد و قضا به معنای حكم قطعی همان حكم كلی است كه می بایست در خارج تحقق یابد.
خداوند در آیه 21 سوره حجر درباره روزی می فرماید: و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ خزائن هر چیزی در نزد ماست و ما در مقام تنزیل و فرود تدریجی، آن را به اندازه معلوم و مشخصی می فرستیم.
بنابراین برای هر چیزی از پیش، اندازه ای مشخص می شود و آن چیز به شكل قضایی به تدریج فرو فرستاده می شود. این گونه نیست كه امری بی اندازه مشخص از پیش تعیین شده قضایی شود و تحقق یابد.
در آیه 22 سوره حدید می فرماید: ما اصاب من مصیبه فی الارض و لا فی أنفسكم الا فی كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك علی الله یسیر؛ آن چه به عنوان قضای حتمی و قطعی در جهان و آفاق تحقق می یابد و یا به عنوان رخداد بر سر آدم می آید از پیش در كتابی نوشته شده و اندازه آن مشخص و معلوم شده است و پس از تصویب و اندازه گیری است كه فرود می آید و تحقق خارجی پیدا می كند و این مسئله بر خداوند سخت نیست بلكه بسیار آسان است.
به این معنا كه خداوند همان گونه كه به كلیات هر چیزی علم و دانش دارد بر جزئیات آن نیز آگاه می باشد و این مسئله موجب می شود تا هیچ امری بر او پوشیده نباشد و هر چیز از خرد و كلان پیش از این در كتاب مبین الهی (از رطب و یابس؛ انعام آیه59) نوشته شده است و به قدرت و توانایی الهی تحقق می یابد و این گونه نیست كه خداوند تنها به كلیات آگاهی و علم و قدرت دارد و در جزئیات و امور خرد و ریز دخالتی نمی كند بلكه همه چیز از خرد و كلان را می داند و برای آن برنامه ای از پیش تعیین شده دارد و این مسئله برای خداوند قادر و دانا و توانا سخت نیست بلكه امری بسیار آسان و پیش پا افتاده می باشد.

جایگاه شب قدر در تقدیر امور

با مطالب پیشین می توان به این نتیجه رسید كه شب قدر شب تقدیر و سرنوشت است و شبی است كه وضعیت امور جهان و انسان رقم می خورد و هر آن چیزی كه در طول یك سال می بایست به انسان داده شود مشخص ومعلوم می شود.اگر بخواهیم همانندی برای شب قدر بیان كنیم می توان به انزال دفعی قرآن اشاره كرد كه به طور كلی در شبی خاص بر جان پیامبر نازل شده است: اناانزلناه (القرآن) فی لیله القدر؛ ما قرآن را به شكل كلی در شب قدر فرو فرستادیم.
آیه 185 سوره بقره در تفسیر این آیه می فرماید كه این شب در ماه رمضان بوده است: «ماه رمضانی كه در آن قرآن به شكل دفعی فرو فرستاده شده تا هدایت برای مردم و دلیل و برهانی از هدایت خداوندی باشد و فرقان و جداساز اموری كه در آن حق و باطل در هم آمیخته شود.»
كتاب مبین همان كتابی است كه هر تر و خشكی در آن به شكل قدر نگاشته شده است (انعام آیه 59) چنان كه آیات 2تا 5 سوره دخان بیان می كنند كه به شكل انزال دفعی بر قلب پیامبر(ص) وارد شده و آن حضرت از همه هستی و وقایع و رخدادهای ریز و درشت آن به اذن الهی آگاه شد.
به سخن دیگر آن چه در لیله القدر نازل شده شاید كتابی مكنون باشد كه جز پاكان «لایمسه الا المطهرون» از آن آگاه نیستند كه از جمله آنها حضرت(ص) و امامان معصوم(ع) می باشند. این كتاب غیر از كتاب قرآن و یا در بردارنده آن می باشد. به این معنا كه كتاب مبینی كه بر پیامبر(ص) در شب قدر به شكل دفعی نزول یافته كتابی بزرگ تر و در بردارنده تر از قرآن است كه قرآن، بخشی از آن كتاب می باشد.
چنین كتابی است كه در شبی مبارك به شكل دفعی نازل شده، از طرفی آیات سوره قدر به شكل تتنزل بیان می كند كه كتاب مبین در شب های قدر بر معصوم(ع) انزال می یابد؛ زیرا هر تنزلی نیازمند كسی است كه به سوی او نزول انجام شود و این جا همان معصوم(ع) است كه محل نزول فرشتگانی است كه كتاب مبین را می آورند كه در آن همه چیز نوشته شده است. به سخن دیگر، كتاب مبین به سبب دربردارندگی امور كلی و جزیی هستی كه به شكل قدر می باشد بر معصوم و انسان كامل فرو فرستاده می شود و این مطلبی است كه آیات مختلف آن را تبیین و روشن می كنند. (دخان. 1تا 4)
در حقیقت در این شب قدر است كه هر چیزی با توجه به حكمت (اهداف كلی و مقاصد از پیش تعیین شده) جدا می شود و وضعیت هر چیزی معلوم می گردد و خداوند آن را به شكل دفعی در آن شب مبارك فرو می فرستد و در اختیار معصوم و انسان كامل قرارمی دهد تا معصوم(ع) مردم را انذار كند و وضعیت آنان را توضیح و تشریح كند تا در طول سال برخی را كه ضرر و زیان دارد با اعمال نیك و دعا دفع و امور خیر را جلب و جذب كنند.
از این رو گفته شده آن چه در شب قدر تعیین می شود و انزال دفعی می یابد در هر شبی دوباره تعیین تكلیف می گردد و كسانی كه با شب زنده داری و اعمال شب و قرآن خواندن و عبادت و استغفار زندگی می كنند آثار بد را می زدایند و اجازه نمی دهند تا به شكل قضای حتم و قطعی در آید و امور خیر را به سوی خویش جذب می كنند. اما كسانی كه در طول شب های سال این گونه عمل نمی كنند گرفتار قضای حتمی و قطعی می گردند.

جاذبه كلام وحی

سه نفر به نام ابوجهل، اخش و ابوسفیان از متعصبان مشرك، تصمیم گرفتند بی آنكه دیگری بفهمد، شبانگاه در پناه تاریكی و مخفیانه به كنار دیوار منزل پیامبر(ص) بروند و آیات قرآن را بشنوند.
هر سه نفر، آیات را جداگانه شنیدند و در راه به همدیگر برخورد كردند و خودشان را سرزنش كردند كه چرا جذب استماع قرآن شدند، پس پیمان بستند كه دیگر این كار را تكرار نكنند.
اما شب بعد، جاذبه قرآن آنها را وادار كرد كه در اطراف خانه پیامبر، وقتی حضرتش قرآن می خواند، گوش فرا دهند. دوباره در برگشت به هم رسیدند و خودشان را سرزنش كردند كه چرا این پیمان را شكستند و جذب قرآن شدند.
روز كه شد، اخش عصا به دست، به منزل ابوسفیان رفت و سپس به منزل ابوجهل رفت و درباره قرآن با هم صحبت كردند، تا مبادا آنها دست از جاهلیت بردارند.
ابوجهل كه بیشتر از آن دو به مرام جاهلیت و تكبر و ریاست دنیا متعصب بود، گفت: سوگند می خوریم كه به محمد ایمان نیاوریم (اگرچه قرآنش انسان را جذب كند) 1

پی نوشت:

1- سیره ابن هشام، ج1، ص337


[ بیست و پنجم خرداد 96 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ مجتبی كریم نژاد ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به نام خدا
با عرض سلام و ارادت به عموم مسلمانان .
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد
عرض می کنیم.به حول و قوه الهی
با راه اندازی وبلاگ كانون فرهنگی
مسجد حاج رضا شهانق
واقع در منطقه شهانق شهرستان خوی
با هدف احیای دین محمدی و اشاعه فرهنگ گهربار اسلام ناب محمدی با یاری گرفتن از تمامی عاشقان ولایت گام هایی هرچند اندك به نوبه خود وبه قدر توان بتوانیم رسالت فرهنگی خود را كه همانا شناخت و تبلیغ دین اسلام ناب محمدی است برداریم . از شما عزیزان می خواهیم با پیشنهادات سازنده و تكمیلی یاری گر ماباشید به امید اینكه خداوند مهربان هادی و گشانیده راهمان باشد .
ان شا الله
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم

src="http://pichak.net/blogcod/clock/code.php?n=74&urlweb=pichak.net">

فال حافظ