تبلیغات
گلبانگ نور - كانون فرهنگی و هنری حضرت علی اصغر(ع)مسجدحاج رضا شهانق - مطالب فروردین 1398

روزنامه ایران - یگانه خدامی: زندگی‌شان یا حداقل بخش مهمی از آن با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد. معاشرت‌ها، حرف زدن‌ها و عصبانیت و شادی‌شان را همان جا می‌گذرانند. وقتی هم کنارشان می‌نشینی منبع حرف هایشان اینترنت است و شبکه‌های اجتماعی. البته با این گوشی که مدام دستشان است اصلاً هم این حال و هوا عجیب و غریب نیست.

شاید بشود دلایل وقت گذرانی جوان‌ها در این فضا را به چند دسته تقسیم کرد؛ تقسیم بندی که شاید همه آنچه جوان‌ها به خاطر آن در این شبکه‌ها وقت می‌گذرانند دربرنگیرد، اما می‌شود گفت اصلی‌ترین دلایل شان است برای انتخاب مجازی بودن. بعد از خواندن این گزارش متوجه می‌شوید جوان‌ها همیشه راه شان را برای بیان حرف هایشان پیدا می‌کنند و در این دوره و زمانه راه شان فضای مجازی است.

چرا جوان‌ها ساعت‌ها در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند؟

خبرخوانی

خبر‌ها را از شبکه‌های اجتماعی می‌خوانند و دنبال می‌کنند. یکی از مهمترین دلایل وقت گذرانی شان در این فضا همین پیگیری اخبار است و شاید به همین دلیل دیگر کمتر جوانی را می‌شناسید که از آنچه در کشور و دنیا می‌گذرد بی‌خبر باشد. البته علاقه به اخبار به همین محدود نمی‌شود و معمولاً همان جا و بلافاصله شروع می‌کنند به تجزیه و تحلیل و حرف زدن درباره اش؛ مخصوصاً اگر اخبار به موضوعات سیاسی و اجتماعی مربوط باشد. خبر‌هایی مثل انتخابات، اختلاس، اتفاقاتی که در مجلس می‌گذرد، آخرین اخبار دولت، قوانین، اتفاقات مربوط به گروه‌های مختلف جامعه مثل کارتن خواب‌ها، معلمان و...اخباری است که بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

در واقع شبکه‌های اجتماعی پس از انتشار هر خبر مهمی شبیه تریبون آزادی می‌شود که هر کدام از جوان‌ها پشت آن می‌روند و حرف می‌زنند و نظرشان را می‌گویند. با هم دعوا می‌کنند و طرف مخالف را می‌کوبند یا نه قانع می‌شوند که البته این آخری کمتر اتفاق می‌افتد. تریبونی که در جامعه و در فضایی غیر از شبکه‌های اجتماعی معمولاً نیست یا تنها به گروه خاصی از جوان‌ها تعلق دارد.

رها نکردن آنچه مهم است

دغدغه‌های اجتماعی و محیط زیستی جوان‌ها چند سالی است که بیشتر شده و نسبت به آن هم حساس هستند و هم واکنش نشان می‌دهند. برای بیان این دغدغه‌ها و فعالیت برایشان شبکه‌های اجتماعی بستر مناسبی به نظر می‌رسد. اگر حیوانی آزار ببیند، حیات دریاچه و رودی تهدید یا عکسی از قطع درختان منتشر شود بلافاصله خبر و عکس‌ها را بازنشر می‌کنند و آنقدر پیگیر می‌شوند تا شاید به نتیجه برسند. همین پیگیری‌ها و بیان دغدغه‌ها هم باعث شد پرونده چند حیوان آزاری جنبه رسمی پیدا کند و با ورود دستگاه قضا مقصر به مجازات برسد.

این دغدغه‌ها و پیگیری آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی فقط به این‌ها محدود نمی‌شود. مشکلات و شرایط کودکان کار، زنان و خشونت هم در این شبکه‌ها بیان می‌شود و جوان‌ها دنبال راهکار برایش می‌گردند و حداقل سعی می‌کنند با بیانش بقیه را هم نسبت به این‌ها حساس کنند. هر از گاهی هم کمپین‌هایی برای این مسائل راه می‌افتد که معمولاً هم جواب می‌دهد. جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی برای افراد نیازمند هم از آن چیز‌هایی است که جوان‌ها را به شبکه‌های اجتماعی می‌کشاند.

با مرور این‌ها می‌شود گفت جوان‌ها دوست دارند فعال و اثرگذار باشند و گستره شبکه‌های اجتماعی و حضورش در خانه‌ها و بین مردم باعث شده بخواهند این فعالیت را در این شبکه‌ها نشان دهند و همین جا پیگیر چیز‌هایی باشند که برایشان مهم است.

چرا جوان‌ها ساعت‌ها در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند؟

به امید اصلاح رفتار‌های اشتباه

خود انتقادی! رفتارهایمان اشتباه است؟ چه جایی بهتر از توئیتر و اینستاگرام و فیس بوک برای نقد؟ خیلی‌ها می‌گویند از وقتی شبکه‌های اجتماعی همه گیر شده بعضی رفتار‌های اجتماعی اصلاح شده یا حداقل به تند و تیزی گذشته نیست. در این شبکه‌ها نژادپرستی، بی‌احترامی به دیگران، رفتار‌های تخریبگر محیط زیست مثل زباله ریختن یا حیوان آزاری، بی‌توجهی به کودکان و حقوق آن‌ها کمتر شده است.

هرچند گاهی آتش این خود انتقادی آنقدر تند می‌شود که به خود کم بینی منجر می‌شود؛ اینکه همه دنیا خوبند و ما بد. جوان‌ها در این شبکه‌ها بیش از کاربران دیگر به این رفتار‌ها واکنش نشان می‌دهند و از آن می‌نویسند و عکس هایش را منتشر می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند آنچه به عنوان خصیصه بد شناخته می‌شود اصلاح کنند شاید چیزی شبیه مصلح اجتماعی. گرچه گاهی آنقدر تند می‌روند که خودشان به جای نقد رفتار اشتباهی مثل توهین کردن به فرد خاطی را انجام می‌دهند.

روزمره‌نویسی

شاید بگویید در صفحات بعضی جوان‌ها هیچ کدام از این چیز‌ها را نمی‌بینید. درست هم می‌گویید، چون خیلی از آن‌ها از این فضای بی‌حد و حصر و بدون سانسوری که در اختیارشان است برای حرف زدن از خودشان استفاده می‌کنند. حرف زدن و بیان چیز‌هایی که در زندگی روزمره با آن درگیرند و برایشان مهم است؛ سفر، عشق، رابطه با خانواده، مشکلات و شادی‌های زندگی و حتی غذا. چیز‌هایی که باعث می‌شود بعضی از کاربران لقب روزمره نویس بگیرند. یعنی کسانی که عادت دارند حال و هوای روزمره شان را با کاربران دیگر به اشتراک بگذارند. در توئیتر معمولاً درباره این زندگی روزمره می‌نویسند و در اینستاگرام عکسش را منتشر می‌کنند. عکس‌های لباس تازه، کتابی که می‌خوانند، رستورانی که رفته‌اند، غذایی که پخته و خورده‌اند، میهمانی‌هایی که رفته‌اند و...

نوشتن از شکست‌های عشقی، درگیری‌هایی که با خانواده دارند، حال و هوا و ماجرا‌های دانشگاه و حیوانات خانگی بیشترین سهم روزمره نویسی را در توئیتر دارند. بزرگتر‌ها و آن‌هایی که سال‌های جوانی شان گذشته برایشان عجیب است که جوان‌ها دوست دارند راز‌های زندگی شان را با غریبه‌ها به اشتراک بگذارند، اما شاید جوابش آزادی این شبکه‌ها باشد. جامعه‌ای که هنوز با باید و نبایدهایش یا قوانینی که بسیاری از حرف‌ها را غیرقانونی می‌داند باعث می‌شود شبکه مجازی بدون قانون بازدارنده برای حرف زدن از زندگی جذاب‌تر به نظر برسد؛ جایی برای حرف زدن.

چرا جوان‌ها ساعت‌ها در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند؟

کی چی پوشیده؟

جوان‌هایی هستند که از شبکه‌های اجتماعی برای پیگیری آنچه که دوست دارند استفاده می‌کنند. بعضی‌ها کتاب، بعضی‌ها فیلم و تئاتر و آخرین اخبارشان و بعضی‌ها هم مد و لباس و غذا. در اینستاگرام پیج‌های زیادی می‌بینید که دستور غذا می‌گذارند و غذا‌های سنتی ایرانی یا فرنگی را به اشتراک می‌گذارند. صفحاتی که طرفداران و فالوور‌های بسیاری دارند. غیر از این صفحات معمولاً وطنی، کم نیستند صفحات خارجی مد و لباسی که بین صفحات محبوب جوان‌های ایرانی قرار می‌گیرند. از همین صفحات متوجه می‌شوند ستاره سینما، موسیقی یا ورزشی مورد علاقه شان چه می‌پوشد و چطور آرایش می‌کند.

از همین صفحات از آخرین محصولات مارک‌ها و برند‌های محبوب شان باخبر می‌شوند و این‌ها باعث می‌شود صفحات دیگری هم برایشان جذابیت پیدا کند؛ صفحاتی که لباس و لوازم آرایش به صورت اینترنتی می‌فروشند. گاهی اصل و گاهی تقلبی و به قول معروف فیک. مجموعه این‌ها چیز‌هایی است که طرفداران زیادی بین کاربران جوان ایرانی دارد و معمولاً دنبال شان می‌کنند.

بخش به قول خودشان رنگی رنگی و خوشگل زندگی. از آن‌ها یاد می‌گیرند چطور لباس بپوشند، برای شام میهمانان شان چه درست کنند و حتی دکور خانه شان را چطور عوض کنند. این هم یک جای خالی دیگر را نشان مان می‌دهد؛ نمونه‌های وطنی که بشود از آن‌ها در رسانه‌های رسمی استفاده کرد. حرف زدن از مد در تلویزیون هنوز هم تابو است و در مطبوعات هم چند سالی است که حرف زدن از آن باب شده است. هرچند که جوان‌ها دیگر چندان اهل مجله خواندن نیستند و به نظرشان هم حرف هایشان چندان به روز نیست.

کل کل روی سکو‌های شبکه‌های اجتماعی

جوانی و ورزش خیلی وقت‌ها کنار هم قرار می‌گیرد. ورزش‌هایی که هر بار مسابقه‌های تیم‌های ملی و باشگاهی‌اش باعث می‌شود لحظه به لحظه کاربران طرفدار در شبکه‌های اجتماعی درباره‌اش بنویسند. با هر گل بنویسند: گللللل و با هر برد عکس قهرمان‌ها و برنده‌ها را بازنشر کنند. کل کل‌های فوتبالی خیلی وقت است از سکو‌های ورزشگاه به پیج‌ها و کامنت‌ها کشیده شده است مخصوصاً برای دختران جوانی که راهی به ورزشگاه ندارند و اتفاقاً برگزاری هر مسابقه فوتبال باعث می‌شود از این مسأله هم بنویسند. دختر‌ها در این فضا خیلی راحت و بدون پرده پوشی از تیم مورد علاقه شان می‌نویسند و کل کل می‌کنند و از برد و باخت تیم شان می‌نویسند.

ورزش‌هایی مثل پارکور هم که به صورت رسمی کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شود در این شبکه‌ها جایگاه خوبی دارند و بازیکنان و طرفدارانش درباره‌اش می‌نویسند و فیلم‌های خودشان را منتشر می‌کنند تا بقیه کاربران هنرشان را ببینند.

تصویری که از ورزش در این شبکه‌ها می‌بینید با آن تصویر اتو کشیده و همیشه معرفی شده توسط رسانه‌های رسمی متفاوت است. اینجا می‌شود از بی‌اخلاقی بازیکنان، لیدر‌ها و مربی‌ها راحت نوشت و حرف هایشان را منتشر کرد یا می‌شود کل کل کرد بدون اینکه کسی ایراد بگیرد و کنایه بزند که دختر را چه به فوتبال.



تاریخ : سی ام فروردین 98 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین ها - ترجمه از یگانه سهرابی: مسلما همه ما افراد زیادی را دیده ایم که وقتی می‌خواهند برای یک جمعیت صحبت کنند و یا این که یک سخنرانی عمومی داشته باشند، دچار استرس می‌شوند و حالت عصبی پیدا می‌کنند. آن‌ها از این که تعداد زیادی از افراد در حال گوش دادن به صحبت‌های آن‌ها هستند ترس و وحشت دارند.

مثلا وقتی می‌خواهند سخنرانی عمومی را شروع کنند، کف دستشان عرق می‌کند. ضربان قلبشان از شدت استرس تند می‌زند و مانند یک نوجوان بی تجربه عصبی می‌شوند. هنگامی که در نهایت شروع به صحبت می‌کنند، صدایشان می‌لرزد. بعضی‌ها حتی دهانشان خشک می‌شود و نمی‌توانند برخی از کلمات را به درستی بیان کنند. دلیل همه این حالات، ترس و اضطراب شدید است.

چطور از پس یک سخنرانی عمومی بر بیاییم؟

«تحقیقات و مطالعات، بار‌ها و بار‌ها اعلام کرده اند که ترس از سخنرانی عمومی، اولین و بزرگ‌ترین ترس افراد است!» آیا شما هم فوبیای سخنرانی عمومی دارید؟ مطالبی که در ادامه برای شما دوستان عزیز سایت برترین‌ها شرح داده ایم را مرور کرده و سعی کنید تا بر استرس و ترس خود غلبه کنید.

چگونه از این ترس جلوگیری کنیم و آن را به نحو احسن انجام دهیم؟

۱. آماده سازی

شما درباره صحبت کردن در جمع نگران هستید، چون نمی‌دانید که چطور باید یک سخنرانی عمومی بی نقص داشته باشید. کاری که در اینجا باید انجام دهید این است که یک قلم و کاغذ بردارید و تمامی ایده‌های خود را درباره آنچه می‌خواهید بگویید را یادداشت کنید و در این زمینه دقت کافی به خرج دهید. ما به شما رایج‌ترین و ساده‌ترین راه را گفته ایم.

فکر کنید که می‌خواهید فردی را برای کار‌های خاصی که انجام داده به دیگران معرفی نمایید. در ابتدا با او صحبت کنید تا متوجه شوید که او کیست و چه کار‌هایی انجام داده است.

شما همچنین باید از رویداد‌های مهم، دستاورد‌ها و اعتبارنامه‌های مربوط به آن فرد مطلع شوید، تا بتوانید بهتر معرفی اش کنید. وقتی این مرحله را انجام دهید یعنی ۵۰% وظیفه خود را تکمیل کرده اید.

۲. به خودتان روحیه بدهید

بدترین اتفاقی که ممکن است در حین سخنرانی عمومی شما بیفتد، چیست؟ شما ممکن است بر روی صحنه خجالت بکشید. این بدترین شرایطی است که ممکن است پیش بیاید. این که شما بخواهید از صحبت کردن و بیان نظرات خود خجالت بکشید، بدترین حالتی است که ممکن است برایتان به وجود آید.

اگر شما در برابر یک جمعیت صحبت می‌کنید، هیچ کس به شما شکایت نمی‌کند. با این حال، اگر شما اولین نکته را آماده کرده اید، هرگز از بیان آن خجالت نکشید. خودتان را این گونه متقاعد کنید که شما با استعداد هستید و به طور کامل خودتان را آماده کرده اید. در این شرایط گفتارتان ۱۰۰% موثر خواهد بود و انجام این کار بسیار ساده است.

چطور از پس یک سخنرانی عمومی بر بیاییم؟

۳. مخاطبان خود را بشناسید

اگر شما مخاطبان خود را نشناسید چگونه می‌توانید صحبت‌هایی متناسب با آن‌ها ارائه دهید؟ به هر حال باید سعی کنید که مخاطبان خود را بشناسید. به طور خاص، هدف خود را با مخاطبان تطابق دهید. اهداف آن ها، دغدغه هایشان، خواسته‌ها و تمایلاتشان را شناسایی کنید. آن‌ها دوست دارند از زبان شما چه چیزی بشنوند؟ منافع آن‌ها چیست؟ در چه رده سنی قرار دارند؟

جمعیت شناختی همیشه بخشی جدایی ناپذیر از شناسایی مخاطبان است، بنابراین در مورد آن تحقیق کنید. در حقیقت، از نقطه نظر بازاریابی، کشف اطلاعات بی اهمیت نیز مانند نام تجاری قهوه‌ای که مشتری شما ترجیح می‌دهد، می‌تواند مزیت رقابتی ایجاد کند. این اطلاعات، اگر هوشمندانه جمع آوری شود به شما کمک خواهد کرد تا خودتان را از رقبا متمایز کنید و در نهایت باعث شکست ناپذیری شما می‌گردد. اگر این اصل بازاریابی را در بحث خود اعمال کنید، مطمئن باشید که در سخنرانی عمومی پیروز خواهید شد.

۴. در موضوع خود متخصص باشید

بگذارید فرض کنیم که شما در مورد عشق صحبت می‌کنید. بهترین کاری که باید بکنید این است که تجربیات خود را در رابطه با عشق به یاد آورید. شما همچنین باید تعاریف بسیاری از عشق که می‌توانید پیدا کنید را بررسی کنید. آن‌ها را مطالعه کنید سپس نمونه‌هایی را در زندگی خود انتخاب و به تعریف خاص آن‌ها بپردازید.

شاید اگر شما زمان بیشتری برای آماده سازی سخنرانی عمومی خود داشته باشید، می‌توانید با افرادی که در این زمینه تخصص دارند مصاحبه کنید. به این ترتیب، شما می‌توانید اطلاعات ارزشمندی را به گنجینه خود اضافه کنید. هدف شما باید این باشد که در موضوع مورد بحث متخصص شوید. هنگامی که در نهایت به اهداف مورد نظر برسید، از هر جهت آماده یک سخنرانی عمومی بی نظیر خواهید بود.

۵. تجسم کردن

یکی از دلایل ترس از سخنرانی، مواجه شدن با انتقاد است. این مسئله مربوط به نظراتی است که مردم درباره شما دارند. من یک راه حل سرگرم کننده برای این موضوع بیان می‌کنم. من این مورد را هنگامی که یک نوجوان بودم آموختم. فرض کنید که شما باید برای گروهی از افرادی که فقط لباس زیر بر تن دارند، سخنرانی کنید. صحنه را تجسم کنید. من مطمئنم قبل از اینکه بخواهید حرفی بزنید خنده تان می‌گیرد.

هنگامی که این راه را شروع می‌کنید، متوجه خواهید شد که بهترین راه برای مقابله با این چالش این است که خودتان را جدی نگیرید. هنگامی که در این شرایط قرار گرفتید آرام باشید، ۳ نفس عمیق بکشید، لبخند بزنید و به مخاطبان خود سلام کنید. اگر پس از سلام کردن هنوز استرس دارید، دو خط اول سخنرانی خود را با اعتماد به نفس کامل بیان کنید. سپس به ادامه بیان متن خود بپردازید. معمولا هنگامی که شما ۱۰ جمله اول را بیان کنید، استرستان کم می‌شود و به راحتی می‌توانید به ادامه سخنرانی عمومی تان مشغول شوید.

چطور از پس یک سخنرانی عمومی بر بیاییم؟

۶. محل سخنرانی را از قبل بررسی کنید

شما می‌توانید قبل از این که سخنرانی عمومی شروع شود، به محل مورد نظر بروید و کمی با آنجا آشنایی پیدا کنید. بازرسی محل سخنرانی بسیار مهم است. این یک گام بسیار مهم است، زیرا با دانستن اندازه محل، شما متوجه می‌شوید که با چه چالش‌هایی ممکن است رو به رو شوید.

اگر آن جا یک سالن بزرگ است، شما باید برنامه ریزی کنید که حرکات دست و حرکات بدن زیادی داشته باشید. اگر اندازه محل برگزاری کوچک است باید به حرکات خود دقت کنید. به عنوان مثال، یک لبخند کوچک می‌تواند تاکید بر نقطه‌ای داشته باشد. اگر اولین بار محل سخنرانی عمومی خود را چک می‌کنید، باید تمامی نکات را در نظر بگیرید. این اطلاعات کوچک می‌تواند به شما بسیار کمک کند تا استرس خود را کنترل نمایید و سخنرانی عمومی بی نظیری داشته باشید.

۷. به حرف سخنرانان خوب، گوش دهید

وب سایت ها، فیلم ها، سخنرانی‌ها و آموزش‌هایی وجود دارد که شیوه درست سخنرانی عمومی را به شما یاد می‌دهند. وقت خود را به تماشا و گوش دادن به آن‌ها اختصاص دهید. آن‌ها چه نکاتی را بیان می‌کنند؟ چگونه مخاطب را به خود علاقه مند می‌کنند؟ آن‌ها برای توجه شما چه کاری انجام می‌دهند؟ آیا برای جذاب‌تر شدن سخنرانی عمومی خود از طنز استفاده می‌کنند؟

آیا متوجه شدید که آن‌ها جزئیات سخنرانی خود را به گونه‌ای تنظیم کرده اند که به شما کمک می‌کند به راحتی موضوع را درک کنید؟ برای این که این کار را راحت‌تر انجام دهید، به سخنرانی‌های افراد بزرگ خوب گوش دهید.

یکی از سخنرانانی که به شدت الهام بخش خود من بوده است، فردی به نام «پیتر جی دانیلز» است. او گذشته و کودکی درخشانی نداشته است. ولی در سال‌های جوانی با به چالش کشیدن خود توانسته موفقیت‌های چشمگیری به دست آورد. او خانواده مرفهی نیز نداشت و دو برادرش الکلی بودند. بدتر از همه، بسیاری از بستگانش زندانی شده اند. درنتیجه به هر کاری که وارد می‌شد شکست می‌خورد.

در سن ۲۶ سالگی او خود را به عنوان یک شناگر معرفی کرد و در سال ۱۹۵۹ در جنگ صلیبی بللی گراهام شرکت کرد. پس از این برخورد قابل توجه، او برای راه اندازی کسب و کار‌های موفق به کار خود ادامه داد و یکی از بهترین سخنرانان پلت فرم جهان شناخته شد. پیشنهاد می‌کنم، سخنرانی‌های او را با دقت گوش دهید تا نکات مهمی را از او یاد بگیرید.

منبع: lifehack



تاریخ : بیست و نهم فروردین 98 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : محمّدپارسا كریم نژاد

مجله دیجی کالا - مهدی مومن زاده: «خِرَد» دقیقا چیست؟ پاسخ دادن به این پرسش کار مشکلی است. با این حال می‌دانیم که می‌توانیم خرد و خردمندی را در بعضی از انسان‌های اطراف خود مشاهده کنیم. برای مثال، افراد خردمند در بحران‌ها آرامش خود را حفظ می‌کنند. آن‌ها در مواقع بحرانی، یک گام به عقب می‌روند و Big Picture را می‌بینند (یعنی اینکه به صورت کلان به قضیه نگاه می‌کنند). انسان‌های خردمند، متفکر و درون‌اندیش (Self-Reflective) هستند. آن‌ها محدودیت‌های دانش خود را می‌شناسند، می‌توانند از زوایای مختلف به مسائل نگاه کنند و می‌دانند که دنیا دائما درحال تغییر کردن است. (هیچ موقعیتی، چه خوب و چه بد، ثابت نمی‌ماند.)

چگونه یک انسان خردمند باشیم؟

نباید «خِرَد» را با «هوش» اشتباه بگیریم. هرچند هوش به خردمند بودن کمک می‌کند، ولی ممکن است انسان باهوشی را ببینید که خردمند نیست. انسان‌های خردمند، در برابر عدم قطعیت‌ها شکیبا هستند و در چنین موقعیت‌هایی خوشبینی خود را حفظ می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که حتی برای مسائل پیچیده هم راه‌حل وجود دارد. افراد خردمند می‌توانند قضاوت درستی درباره‌ی آن‌چه صحیح و آن‌چه غلط است، داشته باشند.

ولی چگونه می‌توانید خردمندتر شوید؟ روانشناسان ده‌ها سال است که روی موضوع خرد تحقیق می‌کنند. خبر خوب این است که آن‌ها می‌گویند همه‌ی ما می‌توانیم با مقداری تلاش و تمرین، به انسان‌های خردمندتری تبدیل شویم.

انسان‌های خردمند در زندگی تصمیم‌های بهتری می‌گیرند. ولی آن‌طور که «ایگور گروسمن» (Igor Grossman) از دانشگاه واترلو در کانادا می‌گوید، دلایلی فراتر از تصمیم‌گیری صحیح در زندگی می‌تواند برای ما تبدیل به انگیزه‌ای شود برای خردمندتر بودن. توانایی استدلال خردمندانه می‌تواند منفعت خیلی زیادی برای زندگی ما داشته باشد. منافعی مثل رضایتمندی بیشتر در زندگی، احساسات منفی کمتر، روابط بهتر و کاهش اندیشه‌هایی که ما را افسرده می‌کنند.

ایگور گروسمن و همکارانش شواهدی پیدا کردند مبنی بر اینکه خردمندترین انسان‌ها، حتی ممکن است بیشتر عمر کنند. افراد خردمند به خصوص به هنگام سالمندی، در سطح بالاتری از رفاه و تندرستی هستند. در پژوهش آن‌ها، میزان هوش افراد، تفاوتی در سطح رفاه زندگی آن‌ها ایجاد نمی‌کرد. شاید علتش این باشد که میزان IQ لزوما نشان‌دهنده‌ی توانایی یک فرد در ایجاد روابط خوب یا تصمیم‌گیری درست در زندگی روزمره نیست.

چگونه یک انسان خردمند باشیم؟

گروسمن می‌گوید که خردمندی یک خصیصه‌ی ثابت نیست. یعنی خصیصه‌ای ذاتی نیست که شما از ازل، دارا یا فاقد آن باشید.

گروسمن می‌گوید که خردمندی یک خصیصه‌ی ثابت نیست. یعنی خصیصه‌ای ذاتی نیست که شما از ازل، دارا یا فاقد آن باشید. اگر این حرف درست باشد، خبر خیلی خوبی است، چون بدین معنیست که ما (اگر تصور می‌کنیم خردمند نیستیم) می‌توانیم دست کم در موقعیت‌هایی از زندگی خردمند باشیم.

به دیروز خود بیندیشید، بزرگترین چالشی که با آن روبرو شدید چه بود؟ چگونه فهمیدید که برای مواجه شدن با آن چالش، باید چکار کنید؟ گروسمن در پژوهش اخیر خود، این سوالات را از داوطلبان شرکت در یک آزمایش پرسید.

شرکت‌کنندگان در آزمایش گروسمن، درباره‌ی دیر رسیدن بر سر قرار به دلیل ترافیک و مشاجره‌هایی نوشتند که با خانواده و همکارانشان داشتند. پژوهشگران برای ارزیابی خردمندی آن‌ها، شکل استدلال این افراد را بررسی کردند. آیا این افراد به محدودیت دانش خود آگاه بودند؟ آیا این افراد در موقعیت‌های به نظر منفی، می‌توانستند مثبت اندیش باشند؟ پژوهشگران دریافتند که بعضی افراد می‌توانند در یک موقعیت، حکیمی دانا و خردمند باشند و در موقعیت دیگر بر عکس.

ولی چه چیزی باعث می‌شود که در یک موقعیت خردمند و در موقعیت دیگر، نابخرد باشیم؟ پاسخی که گروسمن در پژوهش خود به آن رسید این بود: «آدم‌ها وقتی در کنار دوستانشان بودند، خردمندتر می‌شدند.» بودن در کنار دوستان باعث می‌شد که آن‌ها به احتمال بیشتری به صورت کلان به مسائل نگاه کنند (Big Picture را ببینند). همچنین این افراد به احتمال بیشتری از نقطه‌نظر‌های دیگر به مشکلات می‌نگریستند و البته محدودیت‌های دانش خود را در مواجهه با موقعیت‌های دشوار در نظر می‌گرفتند. اما وقتی افراد تنها بودند، به نظر می‌رسید چنان غرق و درگیر یک موقعیت می‌شدند که نمی‌توانستند به راه‌حل‌های جایگزین فکر کنند.

همه‌ی این‌ها بدین معنیست که خِرَد می‌تواند خیلی متداول‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کردیم. گروسمن می‌گوید: «احتمالا همه‌ی ما پتانسیل جنبه‌هایی از خردمندی را داریم؛ ولی نه همیشه.»

در پژوهش گروسمن، بعضی افراد خردمندی بیشتری نسبت به دیگران از خود نشان می‌دادند و بعضی دیگر نابخردتر بودند؛ ولی نه در همه‌ی موقعیت‌ها. این هم به نوبه‌ی خود جای امیدواریست؛ اگر می‌توانیم بعضی وقت‌ها از خود خرد نشان دهیم، احتمالا می‌توانیم یاد بگیریم که در زمان‌های بیشتری خردمند باشیم.

چگونه یک انسان خردمند باشیم؟

همه می‌توانند با تمرین، تلاش و یادگیری خردمند شوند.

در پژوهشی دیگر، دانشمندان دریافته‌اند که با افزایش سن، توانایی استدلال خردمندانه بیشتر می‌شود. این بدین معنیست که ما می‌توانیم در زمینه‌ی خردمندی پیشرفت کنیم.

سوال این‌جاست که چگونه می‌توانیم کاری کنیم که خردمندتر باشیم. به نظر یک روانشناس از دانشگاه کرنل به نام «رابرت استرنبرگ» (Robert Sternberg)، خرد کاملا به تعادل ربط دارد. یک فرد خردمند می‌تواند ذهنش را طور برنامه‌ریزی کند که بین منافع شخصی خود و منافع دیگران تعادل برقرار کند. یک فرد خردمند می‌تواند بین (اندیشه‌ها، انگیزه‌ها و منافع) طولانی مدت و کوتاه مدت تعادل برقرار کند و تمام شرایط برای سازگار شدن با موقعیت کنونی را فراهم کند. البته همواره سعی در تغییر شکل شرایط فعلی دارد و به دنبال خلق یک موقعیت جدید است.

بر اساس مدل استرنبرگ، برای خردمندتر بودن شما باید بتوانید منافع مختلف به هنگام مواجهه با یک معما و دو راهی را ارزیابی کنید؛ هم منافع کوتاه مدت و هم منافع بلند مدت. بعلاوه‌ی اینکه به محیط درحال تغییر خود و اینکه به چه شکلی ممکن است در بیاید، دقت کنید.

گروسمن نوعی کلاس آموزشی برای خردمند کردن افراد برگزار کرد. به افراد حاضر در این مدرسه آموزش داده شد که در مواجه با موقعیت‌ها، نقطه‌نظر‌های متفاوتی انتخاب کنند. آن‌ها باید از بالا به موقعیت‌ها نگاه می‌کردند (Bird’s Eye View). گروسمن می‌خواست کاری کند که افراد وقتی با موقعیت‌های غیر مترقبه مواجه می‌شوند، ابتدا از آن فاصله بگیرند تا بتوانند کلان‌تر به قضیه نگاه کنند.

در این موقعیت‌ها، حتی اینکه خودتان را سوم شخص در نظر بگیرید، کمک خیلی بزرگی است. یعنی اینکه اگر بر سر دو راهی قرار گرفتید، به جای اینکه از خودتان بپرسید حالا باید چکار کنم؟ بپرسید «کلودیا» (Claudia) باید چکار کند؟

گاهی اوقات می‌توانیم پا را فراتر بگذاریم و به جای اینکه از خودمان به عنوان سوم شخص سوال کنیم، واقعا از یک نفر دیگر بپرسیم که حالا باید چکار کنیم؟ ما معمولا درباره‌ی زندگی دیگران نسبت به زندگی خودمان خردمندتر هستیم. یکی از حوزه‌های مورد علاقه‌ی من (نویسنده‌ی این مقاله کلودیا هموند است) مبحث «ادراک زمان» (Time Perception) است. در این مبحث، «اشتباه در برنامه‌ریزی» (Planning Fallacy) را بیشتر دوست دارم. اشتباه در برنامه‌ریزی نوعی خطای شناختی در ادراک زمان است. بسیاری از ما فکر می‌کنیم کاری را در مدت زمانی کوتاه تمام می‌کنیم،، ولی در واقع اشتباه کرده‌ایم و آن کار خیلی بیشتر طول می‌کشد. به هر صورت وقتی نمی‌توانیم کاری را در مدت زمانی که انتظار داشته‌ایم به پایان برسانیم، معمولا نا امید می‌شویم. فکر می‌کنیم در آینده می‌توانیم منظم‌تر باشیم و زمان بیشتری برای انجام کار‌ها پیدا کنیم؛ ولی متاسفانه معمولا این‌طور نمی‌شود.

چگونه یک انسان خردمند باشیم؟

هرچند که معمولا در تخمین زمان انجام کار‌های خودمان اشتباه می‌کنیم، ولی تخمین ما درباره‌ی زمان انجام کار دیگران بهتر است.

هرچند که معمولا در تخمین زمان انجام کار‌های خودمان اشتباه می‌کنیم، ولی تخمین ما درباره‌ی زمان انجام کار دیگران بهتر است. در یک پژوهش، از دانش‌آموزانی سوال شد که تخمین بزنند در چه مدت زمانی می‌توانند تکلیف‌های خود را تمام کنند. سپس از آن‌ها خواستند تخمین بزنند دوستان آن‌ها در چه مدت زمانی می‌توانند همان تکلیف‌ها را انجام دهند. آن‌ها در حدس مدت زمان انجام تکلیف‌های دیگر دانش‌آموزان خیلی بیشتر موفق بودند، چون که تداخل‌های غیر مترقبه را هم در نظر گرفتند. وقتی نوبت به قضاوت درباره‌ی خودمان می‌رسد، خوش‌بینی طبیعی ما باعث می‌شود که نتوانیم این مشکلات و تداخل‌های بالقوه را در نظر بگیریم؛ بنابراین آیا شما می‌توانید کاری کنید که خردمندتر شوید؟ بله، ولی عوامل زیادی وجود دارد که باید آن‌ها را به خاطر داشته باشید. شما باید در نظر داشته باشید که هدف‌ها، اولویت‌ها و پاسخ‌های مردم در طولانی مدت و کوتاه مدت، نسبت به شما متفاوت است. اگر بتوانید به خوبی همه‌ی این‌ها را هضم کنید، احتمالا از خودتان نشانه‌هایی از خردمندی بروز داده‌اید. هرچند موضوع کمی پیچیده است، ولی نباید نا امید شویم و دست از تلاش برداریم. آن‌طور که گروسمن می‌گوید: «این‌طور نیست که شما ناگهان به بودا تبدیل شوید، ولی می‌توانید کمی خردمندتر باشید.»

منبع: BBC Future



تاریخ : بیست و هفتم فروردین 98 | 09:51 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین ها - ترجمه از یگانه سهرابی: مشکلات بسیار زیادی در جامعه‌ی ما موج می‌زند. ما به شخصه به عنوان افراد و اعضای این جامعه، مشکلات و صفات اشتباهی داریم که‌ای کاش می‌توانستیم آن‌ها را عوض کنیم. وقتی در حین تلاش برای تغییر خود یا جامعه مان هستیم، از یاد می‌بریم که واقعا چه چیز‌هایی را در اختیار داریم و باید بابت آن‌ها شکرگزاری کنیم.

ما آنقدر بر روی بعد منفی ماجرا تمرکز می‌کنیم که ابعاد مثبت، قلب ما را ترک می‌کنند. در ادامه برای شما دوستان عزیز سایت برترین‌ها یک لیست از چیز‌هایی آورده ایم که باید به خاطر آن‌ها هر روز شکرگزاری کنید. لطفا با ما همراه باشید.

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۱. زندگی مان

مهم نیست که راجع به زندگی تان چه فکری می‌کنید، در هر حال، این زندگی یک هدیه است. بسیاری از آدم‌ها در این جهان فرصت زندگی کردن را به دست نمی‌آورند. بیماری‌های صعب العلاج، فقر، قحطی و خشکسالی سالانه جان هزاران نفر را می‌گیرد؛ اما شما خوش شانس بوده اید. شما شانس زندگی، بقا و رویابافی دارید. پس برای همین زندگی تان شکرگزاری کنید.

۲. جایگاهتان

هر کجایی که هستید، اگر در حال خواندن این مقاله هستید پس یعنی جایگاه بهتری نسبت به میلیون‌ها نفر دیگر که هنوز هم برای دو وعده غذا در روز با هزاران چالش مواجه می‌شوند دارید. به خاطر جایگاهی که در آن قرار دارید، شکرگزاری کنید.

۳. دوستانتان

دوست یعنی خانواده‌ای که خودت انتخابش کردی. به جک‌ها و شوخی‌هایی فکر کنید که فقط خودتان آن‌ها را می‌فهمید. به خاطرات خجالت آورتان با یکدیگر، و به تماس‌های تلفنی دیر وقت و مهم‌تر از همه، به این که در هر شرایطی پشت یکدیگر ایستادید. به خاطر این روابط دوستانه‌ی ارزشمند شاکر باشید.

۴. والدینتان

بزرگترین طرفداران شما و کسانی که خالصانه و برای بهبود و اصلاح شما قدم برمی دارند والیدنتان هستند. آن‌ها تنها موجوداتی هستند که شما را بیشتر از خودتان دوست دارند؛ این در حالی است که علاقه‌ی شما به آن‌ها حتی نمی‌تواند یک دهم علاقه‌ی والدینتان به شما باشد!

درست است که همه‌ی والدین بی نقص نیستند و روش‌های آن‌ها با یکدیگر متفاوت است، اما آن‌ها انتخاب کرده اند که به شما زندگی ببخشند. پس همواره از والدینتان به خاطر حمایت ها، تشویق‌ها و به خاطر عشق ناتمامشان سپاسگزار باشید. سپاسگزار فرصتی باشید که آن‌ها برای زندگی کردن به شما اعطا کرده اند.

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۵. انگیزه تان

تا امروز زندگی کرده اید، تا اینجای راه را آمده اید. از میان تمام شکست‌های عشقی و دوستانه، از میان تمام شکست‌هایی که به شما تحمیل شد، از میان تمام ناامیدی ها. اما به هر حال شما اینجایید، زنده، با انگیزه و در حال حرکت. یادتان باشد که به خاطر هر چیزی که شما را از تخت بیرون می‌کشد و وادار می‌کند که با جهانِ بیرون رو به رو شوید، شاکر و سپاسگزار باشید. حالا این انگیزه و مشوق هر چیزی که می‌خواهد باشد، اهدافتان، خدا یا هر چیز دیگری، بابت آن شکرگزاری کنید.

۶. قدرتتان

حقیقت این است که پس از اتفاقی که آخرین بار برایتان افتاد، نشکستید. آن دفعه که دوستتان هیچ کس را نداشت، شما کنارش بوده و حمایتش کردید. آن دفعه که فقط دوست داشتید گریه کنید، اما به خاطر خانواده، در عکس لبخند زدید. به خاطر این حجم از توانایی و قدرت، شاکر و سپاسگزار باشید.

۷. ذهنتان

ذهن شما یک علم پیچیده و یک دوست پایدار برای شماست. ذهن شما می‌تواند در یک بشکن زدن، به مقصدی ناشناس برود و دوباره به زمان حال برگردد. این ذهن شماست که شما را امیدوار، خوشحال و رویاباف نگه می‌دارد؛ و مهم‌تر این که ذهن شما بخشی اساسی از شما را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین به خاطر ذهنتان برای تبدیل کردن شما به چیزی که حالا هستید، شکرگزاری کنید.

۸. قلبتان

قلبتان بار‌ها ترسیده، شکسته و التیام یافته، و هنوز هم منتظر تجربیاتی این چنینی است که در راه هستند. قلب شما مثل روح یک بچه‌ی سه ساله می‌ماند. مهم نیست که چقدر تحمل کند، هنوز هم قدرتمند می‌ماند. اگر قرار بود قلب شما حتی برای یک ثانیه از حرکت بایستد، آن زمان است که زندگی شما در خطر بزرگی می‌افتاد. پس شایسته است که بابت قلبتان هم شکرگزاری کنید.

۹. احساستان

احساسی برای لمس کردن، دیدن، بوییدن و حس کردن تمام زیبایی‌های این جهان. به روزی فکر کنید که نمی‌توانستید چیزی را احساس کنید. فکر کنید در این صورت چه فاجعه‌ای به بار می‌آمد اگر نمی‌توانستید خوراکی‌ها را بچشید. به تمام زیبایی‌های این دنیا فکر کنید، چه می‌شد اگر نمی‌توانستید آن را ببینید. پس لازم است که واقعا به خاطر احساساتتان شکرگزاری کنید.

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۱۰. چیز‌هایی که دوست دارید

هرچیزی که دوست داشته باشید، می‌تواند به شما لذت بدهد. تمام چیز‌های مورد علاقه‌ی شما می‌توانند به راحتی شما را وادار به خنده یا گریه کنند؛ بنابراین باید به خاطر حضور تمام چیز‌هایی که دوستشان دارید و شاهد تأثیراتشان در زندگی تان هستید، با تمام وجود شکرگزاری کنید.

۱۱. تعلقاتتان

کیف شما، لباس شما، مبل شما، میز شما، هر کدام از این‌ها یک داستانی برای خودش دارد. شاید داستان حوصله سربری باشد، اما به هر حال یک داستان واقعی است. چه زمان آن را خریدید، چرا خریدید، چطور خریدید، چه زمان از آن استفاده کردید و تمام این اطلاعات ریز و درشت میتوانند زندگی شما را به تکامل نزدیکتر کنند. هر داستان لحظه‌ای خاص از زندگی شما را مال خودش می‌کند، لحظه‌ای که هیچ وقت باز نخواهد گشت؛ بنابراین قدر این لحظات را بدانید و بابت آن‌ها احساس شکرگزاری داشته باشید.

۱۲. اشک هایتان

آن روز‌هایی را یادتان هست که در نهایت لذت اشک می‌ریختید؟ آن زمان‌هایی که فکر می‌کردید دیگر نمی‌توانید خوشحال‌تر باشید؟ آیا آن شب‌های وحشتناک را به خاطر می‌آورید که فکر می‌کردید، قلبتان دیگر تحمل بیشتر از این را ندارد؟ اشک‌های شما شاهد روز‌های خوب و بدتان هستند. پس لازم است به خاطر این احساسات شکرگزاری کنید.

۱۳. اشتباهاتتان

اشتباهات شما می‌تواند در برگیرنده یک مجموعه از قضاوت‌های سنگین، یک دیدگاه تازه، یک بخش ناجوانمردانه از زندگی و یا یک تماس تلفنی احمقانه باشد. بعضی از اشتباهات بخشیده می‌شوند و بعضی دیگر، نه! بعضی از اشتباهات پاسخ و نتیجه‌ای را به شما منتقل می‌کنند، و برخی دیگر نه! اما هر اشتباهی به شما کمک می‌کند که رشد کنید، یاد بگیرید و بفهمید. به خاطر این خردی که حالا در چنته دارید، با تمام وجودتان شکرگزاری کنید.

۱۴. درس‌های زندگی

یک درس می‌تواند هر چیزی باشد. از پایه ای‌ترین آداب معاشرت، تا لمس دست ها، راه برگشت از مدرسه به خانه، غریبه‌ای که به شما کمک کرد یا دختر کوچکی که به شما مشورت داد. یک درس زندگی تنها چیزی است که می‌تواند به وسیله‌ی تجربه فعال شود. شما با هر درسی که یاد می‌گیرید، با تجربه‌تر از دیروز می‌شوید. پس لازم است که به خاطر تمام تجربه هایتان شکرگزاری کنید.

۱۵. مربی هایتان

این مربی می‌تواند هرکسی باشد. اهمتی ندارد که یکی از اعضای خانواده، دوست، معلم، استاد دانشگاه یا رئیستان باشد، اما چیزی که مهم است این است که همواره باید به خاطر این که از زندگی خودشان گذشتند تا به شما کمک کنند، از آن‌ها تشکر و قدردانی کنید. کسانی که برگه‌ی تقلب زندگی را به شما رساندند، برگه‌هایی که خودشان هیچ وقت نداشتند. به خاطر این همه راهنمایی از آن‌ها شاکر و سپاسگزار باشید.

۱۶. خوشحالیتان

خوشحالی گاهی یک جور سوءتفاهم است، مثل یک جمله‌ی اشتباه! خوشحالی یعنی دوست داشته شدن، خوشحالی یعنی هنرمند بودن، خوشحالی یعنی قدم زدن تنهایی در پارک و غرق در رویا‌ها شدن. خوشحالی همان طوری است که شما آن را شرح می‌دهید. بسیاری از مردم از خوشحالی محروم هستند، چرا که مدام می‌خواهند از تعاریف دیگران از خوشحالی در زندگی شان استفاده کنند. پس به خاطر این حس خوشحالی که در زندگی تان وجود دارد، شکرگزاری کنید.

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۱۷. ناامیدی هایتان

در زندگی زمانی که با هر ناامیدی مواجه شدید، حال می‌خواهد درسی، احساسی، جسمانی، هنری یا ذهنی باشد، با مواجهه با هرکدام از آن‌ها اندکی قوی‌تر شدید. ناامیدی موقتی شما اگرچه باعث ناراحتی تان شد، اما همیشه به شما یاد داد که از پس ناراحتی بربیایید و دوباره به سمت شادی حرکت کنید. به خاطر این همه قدرتی که ناامیدی به شما داده است، شکرگزاری کنید.

۱۸. شغلتان

به خاطر تمام کار‌های سختی که کردید و به خاطر شغلی که هزینه‌های زندگی شما را می‌دهد، شکرگزاری کنید. ممکن است شغل شما بهترین نباشد، اما می‌تواند شما را به بهترین‌ها برساند. شغل شما مثل یک در می‌ماند که شما را به سمت در بعدی هدایت می‌کند. این، همان دری است که مدت‌ها به خاطرش جنگیدید. حالا به نظر شما وقت آن نرسیده که به خاطر باز بودن آن شکرگزاری کنید؟!

۱۹. دشمنانتان

دشمنان شما جهان را آن طور حقیقی و درست به شما نشان دادند، که شاید هیچ کتاب و برنامه‌ای نمی‌توانست این کار را برای شما انجام دهد. آن‌ها به شما یاد دادند که چگونه باید جنگید، آن‌ها به شما خودِ واقعی تان را نشان دادند و مهم‌تر از همه، این که نباید به چه کسی تبدیل شوید. پس به خاطر دریافت این حجم از اطلاعات مفید باید از دشمنانتان هم سپاسگزار باشید.

۲۰. معلم هایتان

معلم‌ها کسانی هستند که همیشه شما را تشویق کردند، اشتباهاتتان را تصحیح کرده، به شما انگیزه دادند و در عوض هیچ چیزی از شما نخواستند. برخی از آن‌ها دوست داشتنی بودند، برخی دیگر هم نه! اما همه آن‌ها به یک اندازه به شما اهمیت می‌دادند. پس شایسته هستند به خاطر زمانی که برایتان صرف کردند، شاکر و سپاسگزار آن‌ها باشید.

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۲۱. شکستن قلبتان

مطمئنا خودتان بهتر می‌دانید که هر شکست عشقی چطور قلب شما را قوی‌تر کرد و شما پس از آن، تبدیل به انسان باهوش‌تر و مجرب تری شدید. شکست‌های عشقی به شما فرق میان ایمان و وفاداری، دروغ و حقیقت، و نهایتاً تفاوت بین واقعیت و انتظار را یاد دادند. شکست‌های عشقی به شما یاد دادند که چگونه قوی‌تر بازگردید و خودتان را بهتر نشان دهید. پس به خاطر این همه خرد، شکرگزار باشید.

۲۲. شوخ طبعی شما

این که بتوانید طنز را از یک موقعیت سخت و طاقت فرسا بیرون بکشید، استعدادی است که اصلاً نمی‌توان آن را نادیده گرفت. شما می‌توانید با چشمی خاص به ماجرا نگاه کنید، چشمی که دیگران ندارند. به راستی که باید به خاطر این استعداد و شوخی طبعی هم شکرگزاری کرد.

۲۳. بدنتان

بدن شما سالم است و کار می‌کند و شما از هیچ نوعی از ناتوانی رنج نمی‌برید. بدن شما برای خودتان است. پس لازم است که به خاطر این دارایی خاص شکرگزاری کنید.

۲۴. دردتان

نکته‌ی خنده دار راجع به درد این است که شما درد را احساس می‌کنید؛ اما وقتی که تمام شد، دیگر نمی‌توانید میزان و مقدار آن را به یاد بیاورید. متوجهید که زمانی درد فجیعی داشتید، اما نمی‌توانید آن را به یاد بیاورید. پس به خاطر این که تمام دردهایتان از بین رفته اند و شما را با لذت آرامش و سلامتی پس از آن تنها گذاشته اند، شاکر و سپاسگزار باشید.

۲۵. خواهر و برادرتان

خواهر و بردار شما اولین و آخرین دوستانتان هستند. به عبارت دیگر آن‌ها همان همکارانتان در جرم‌های خانگی، و شانه‌هایی برای گریه در بدترین فجایع احساسی هستند. خواهر و برادرتان می‌توانند بهترین اتفاقی باشند که در زندگی برای شما افتاده است. ممکن است یک شوخی مخصوص بین خودتان داشته باشید، یک هدیه‌ی تولد یا یک شکست عشقی یا حتی کشیدن یک نقشه‌ی هیجان انگیر! اما مهم این است که آن‌ها همیشه طرف شما هستند. پس واقعا شایسته است که به خاطر داشتن چنین افرادی شاکر و سپاسگزار باشید.

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۲۶. خورشید

خورشید هر روز، بالا می‌آید و نورش را در سرتاسر جهان می‌افشاند. بدون ذره‌ای خودخواهی و غرور، با مهربانی بی حد و حصر و انرژی و گرمای خود را در هر سو پخش می‌کند. پس به خاطر خورشیدی که گیاهان از برکت او رشد می‌کنند شکرگزاری کنید.

۲۷. درختان

برایتان عجیب است؟ پس از هر بچه‌ای که اطرافتان هست دلیلش را بپرسید. اگر کودکی در آن اطراف پیدا نشد، پس ما به شما می‌گویم. چون درختان جهان را زیباتر می‌کنند، به ما میوه می‌دهند و هوا را تصفیه می‌کنند. آیا می‌توان به خاطر این مخلوقات زیبا و مهربان شاکر و سپاسگزار نبود؟!

۲۸. امتیازات

شکرگزاری به خاطر تمام امتیازاتی که در زندگی دارید هم لازم است. ممکن است مثل برخی از افراد، تمام امتیازات بدنی، اجتماعی و خانوادگی را نداشته باشید؛ اما در هر حال، باید به خاطر همان امتیازاتی که دارید هم از خداوند شکرگزاری کنید.

۲۹. انتخاب هایتان

انتخاب هایتان، چه خوب، چه بد، چه درست و چه غلط، برای شما بوده اند. شما فرصت این را داشته اید تا در زندگی تان، همان طور که قلبتان فرمان می‌دهد زندگی کنید. شما برای این منظور فرد بسیار خوش شانسی محسوب می‌شوید. پس به خاطر انتخاب هایتان شاکر و سپاسگزار باشید.

۳۰. برق

گرم است؟ کولر داریم. سرد است؟ بخاری برقی داریم. زندگی کسانی را تصور کنید که هیچ یک از این وسایل را ندارند، اما شما از نعمت برق محروم نیستید. برق یک حق نیست، بلکه یک وسیله‌ی لوکس است.

۳۱. نوشیدن آب

هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم که بچه‌های کوچک برای تامین غذا، جای خواب و یا حتی آب به مردم التماس می‌کنند. پس باید برای نوشیدن آب هم شکرگزاری کنیم. برای این که می‌توانید به آب سالم و خالص دسترسی داشته باشید. حالا متوجه می‌شویم که داشتن آب هم یک امتیاز است. به نظر شما نباید برای چنین امتیازی شاکر و سپاسگزار باشیم؟!

۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم

۳۲. اسمتان

اسمتان، هویتی است که با آن به دنیا آمدید. اسم شما جایگاهی را در دنیا برایتان نگه داشته است. ممکن است آن را عوض کرده باشید، یا همچنان نگه داشته باشید، یا این که از آن متنفر باشید یا هر چیز دیگری! اما در هر صورت اسم شما اولین هویت شماست. پس به خاطر این هویت، شاکر و سپاسگزار باشید.

منبع: lifehack



تاریخ : بیست و ششم فروردین 98 | 09:37 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

خبرگزاری ایسنا: رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به درخواست مجوز رئیس‌جمهور برای برداشت از صندوق توسعه ملی به منظور تأمین بخشی از هزینه‌های ناشی از خسارات سیل‌های اخیر، جدیت دستگاه‌های مسئول در پیگیری و جبران خسارت‌های مالی سنگین سیل بویژه خسارت‌های وارده بر کشاورزان را لازم دانستند و از دولت خواستند که با استفاده از محل‌های قانونی موجود، سریعاً اقدامات لازم را آغاز کند و در ادامه پس از جمع‌بندی وضعیت و در صورت نیاز، برداشت از صندوق توسعه ملی مورد تأیید خواهد بود.

موافقت رهبری با برداشت از صندوق توسعه ملی

متن پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حسن روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و تحیت،

در پاسخ به مرقوم شماره ۶۳۶ – ۹۸/م مورخ ۱۸/ ۱/ ۱۳۹۸ آن‌جناب اشعار میدارد:

خسارت‌های مالی ناشی از سیل ویرانگر بویژه در چند استان بسیار سنگین و مصیبت‌بار است و لازم است به‌طور جدّی از سوی دستگاه‌های مسئول پیگیری و جبران شود، البته کمک‌های مردم و نهادهای انقلابی و دستگاه‌های متعدد دولتی و نظامی در این ایام حقاً چشمگیر و موجب سپاس و قدردانی است، ولی این کمک‌ها نمی‌تواند خسارت‌های وارده به آحاد مردم بویژه کشاورزان و صاحبان کشتزارهای سیل‌زده را جبران کند و ورود دولت لازم است. مطلعید که استفاده از صندوق توسعه ملی صرفاً در صورت مسدود بودن راههای دیگر ممکن است لذا تأکید می‌شود که دولت سریعاً از محل‌هایی همچون:

پنج درصد مقرر در بودجه‌ عمومی کشور برای جبران خسارت حوادث غیرمترقبه

جابجایی در ردیف‌های بودجه‌های عمرانی

 بیمه‌ها و تسهیلات بانکی

اقدامات لازم را آغاز کند و در ادامه پس از جمع‌بندی وضعیت، در صورت نیاز، برداشت از صندوق مزبور مورد تایید اینجانب خواهد بود. لازم می‌دانم توصیه‌های زیر را برای جریان بهتر کارها مطرح نمایم:

۱- فرماندهی واحد برای مدیریت یکپارچه، هماهنگی، انسجام، پیگیری، نظارت و پاسخگویی نسبت به اقدامات پیشگیری، آمادگی، مقابله، بازسازی و بازتوانی ایجاد شود.

۲- پایگاه اطلاعات جامع و قابل اتکاء از کلیه عناصر حقیقی و حقوقی متأثر از سیلاب اخیر با قابلیت برآورد دقیق خسارات و نیازها و رصد کلیه خدمات و کمک‌های دریافتی از مبادی مختلف در اسرع وقت ایجاد شود.

۳- برنامه اقدامات با اولویت‌بندی و زمان‌بندی مشخص تهیه و تقسیم کار بین دستگاههای اجرایی و نهادهای عمومی و انقلابی و مردمی با تعیین مسئولیت‌ها تهیه و به اجرا گذاشته شود

۴- اقدامات لازم برای تأمین نیازها و مایحتاج عمومی و فوری افراد متأثر از سیلاب خصوصاً تأمین خسارات کشاورزان در حداقل زمان ممکن صورت پذیرد.

۵- به‌منظور رونق کسب‌وکار در مناطق سیل‌زده حداکثر استفاده از ظرفیت‌های مناطق مذکور برای بازسازی صورت پذیرد. ضمن اینکه تدابیر لازم و فوری برای بازسازی و تعمیر سریع و ایمن واحدهای آسیب‌دیده مسکونی و تجاری و تولیدی به اجراء گذاشته شود.

توفیقات همه‌ دست‌اندرکاران را مسألت می‌نمایم.

سیّد علی خامنه‌ای



تاریخ : بیست و پنجم فروردین 98 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

وب‌سایت یک پزشک - علیرضا مجیدی: امروز صبح با خودم فکر کردم که زمان مناسبی است که به یک سوژه قدیمی برسم که در ذهن خودم مدت‌ها انبار کرده بودم. این پست برای پررو‌های ذاتی نیست، چون گستاخی و پررویی یا وقیح بودن به صورت ذاتی در آن‌ها نهادینه شده و اصلا خودشان خیلی وقت‌ها در جامعه دچار نزول اخلاقیات ما، از داشتن این صفت لذت می‌برند.

این مطلب برای کسانی است که به صورت کاذب در نزد دیگران پررو به نظر می‌آیند و متاسفانه به همین خاطر موقعیت‌های خوب کاری یا فرصت‌هایی در زندگی را از دست می‌دهند.

چگونه آدم پررو و گستاخی به نظر نرسیم؟!

۱- مرحله به مرحله خودمانی شوید:

نمی‌دانم از کجا شروع شد. اما شاید در کلاس‌های بازاریابی یا دوره‌های دیگری که این روز‌ها مرتب آگهی هایشان رو می‌بینیم، به مردم آموزش داده می‌شود که بیش از حد خشک و رسمی و جدی نباشند و بهانه‌ای برای نزدیک شدن و ایجاد یک رابطه عاطفی با مشتری‌های خود پیدا کنند.

این توصیه چیز بدی نیست. اما مشکل اینجاست که خیلی‌ها به جای بسنده کردن به یک small talk حساب‌شده و بعد ارزیابی واکنش طرف مقابل، به سرعت و بدون ملاحظه، نزدیک و خودمانی می‌شوند.

پس توصیه من به شما این است که اگر لازم است به یک همکار، شخص یا مشتری نزدیک شوید، این کار را به تدریج و مرحله به مرحله و بعد از ارزیابی ویژگی‌های شخصیتی او انجام دهید. چون اگر طرف مقابل شما احساس کند که حریم شخصی یا احترام یا حتی انزوایی که دوستش دارد، در حال به خاطر افتادن است، ترجیح می‌دهد که دیگر با شما ملاقات نکند یا کار‌های شما را انجام ندهد.

۲- مختصر و مفید صحبت کنید

یاد بازاریاب‌های شرکت‌های هرمی می‌افتم. بیشتر آن‌ها عادت داشتند که وراجی کنند و اجازه حتی گفتن یک جمله معترضه را در بین سخنرانی‌های خود برای مشتری‌ها ندهند. گاهی هم برای آدم‌های بی‌حوصله در کافی‌شاپ‌ها و کافی‌نت‌ها، نیم ساعتی صحبت می‌کردند، طوری که آدم ترجیح می‌داد سر به تنشان نباشد!

پس حتی اگر به محصول و خدمات خود اطمینان دارید یا اصلا می‌خواهید برای یافتن یک شریک زندگی، سر صحبت را با کسی باز کنید، سعی کنید که حرف‌هایتان روال منطقی داشته باشد، با ضرب‌آهنگ معقول صحبت کنید و به طرف مقابل فرصت بدهید که نظر خودش را بگوید یا فرصت داشته باشد که مکالمه را قطع کند و پی کار خود برود.

باور کنید که رعایت این کار مشتری بالقوه را از دست نمی‌دهید، بلکه حس احترام را برمی‌انگیزید.

۳- نگاه وقیح و جستجوگر نداشته باشید

به جایی دعوت می‌شوید و ده دقیقه‌ای به شما وقت می‌دهند، آن وقت مثلا برای ارزیابی جزئیات همه اتاق طرف مقابل را اسکن چشمی می‌کنید و نگاهتان را به اندام و لباس و کفش و ساعت طرف می‌اندازید و کاری می‌کنید که طرف مقابل معذب شود.

مردم نادان نیستند و متوجه می‌شوند که مثلا شما در جستجوی این هستید که مثلا لباس برند پوشیده یا در حال دید زدن چاقی و لاغری و داشتن یا نداشتن تناسب اندام او هستید. خیلی‌ها با این کار مضطرب می‌شوند و شما را آدم وقیج یا چشم‌چران یا با نگاه ناپاک می‌پندارند.

پس سعی کنید که تمرین کنید که نگاه جستجوگر نداشته باشید. در فرهنگ ما خیلی وقت‌ها نگاه محترمانه به جلو یا حتی گاهی به پایین، نشانه‌ای از اخلاقمداری محسوب می‌شود.

۴- مردم را ابله تصور نکنید

برای بازاریابی یا مثلا ساخت وب‌سایت نزد یک پزشک می‌روید و، چون آن‌ها را در حوزه فناوری و کار‌های فنی، بسیار مبتدی و بی‌دانش می‌دانید، اطلاعات اشتباه یا ادعا‌های غیرواقعی می‌کنید یا قیمت فضایی به او می‌دهید.

حتی آدم‌های غیروارد هم می‌توانند خیلی وقت‌ها متوجه استدلالی نبودن حرف‌های شما و تجاوزتان از دایره منطق بشوند.

۵- تمرین زبان بدن، استفاده از پوشاک متناسب

پیش مدیر یک شرکت می‌روید و لباستان بیشتر مناسب پاساژگردی است؟! در همان جلسه اول مثل دوست‌های دوران خوابگاه و دانشجویی با او دست می‌دهید و حتی به نشانه دوستی دست روی شانه او می‌گذارید؟! هر کسی باشد شما را پررو تصور می‌کند.

چگونه آدم پررو و گستاخی به نظر نرسیم؟!

۶-چاپلوسی و غلو در ویژگی‌های خوب طرف مقابل

خیلی از آدم‌ها منطقی هستند و خودشان به نقاط ضعف خودشان واقف هستند. پس اگر پیش کسی بروید که اندامی عادی دارد و بعد برای تمجید به او بگویید که چقدر هیکل ورزشکاری دارد، او پیش خودش فکر‌هایی می‌کند. اگر به کسی که مدرک ندارد، بی‌دلیل دکتر یا مهندس بگویید، ممکن است یک آدم ضعیف‌النفس از چاپلوسی شما خوشش بیاید. اما هدف شما از گفتگو‌های کاری که جلب نظر آدم‌های بی‌مقدار نیست، آن‌هایی که معتبرترند، معمولا از چاپلوسی بدشان می‌آید و بلافاصله یک خط قرمز ذهنی دور شما می‌کشند.

۷-از پیگیری و اصرار بیش از حد خودداری کنید

خیلی وقت‌ها به خاطر سطح نازل پیشنهادات شما و یا هر دلیل دیگر، کسی اصلا تمایل ندارد که در وهله اول با شما همکاری کند. این صرف‌نظر طرف مقابل ممکن است چند ماه دیگر دستخوش دگرگونی شود و شما بتوانید به فهرست او برگردید. اما اگر شما مرتب بخواهید وقت طرف مقابل را بگیرید و برای او ایمیل و پیامک بفرستید، او به صورت دائم شما را حذف خواهد کرد.

۸- اصرار نکردن برای تماس حضوری گاهی باسخگو است

خیلی‌ها پیشنهادات کتبی و پیام‌های اینترنتی و ایمیل‌ها را خوب مطالعه می‌کنند، اما، چون مشغله زیادی دارند و بیم دارند که وقتشان تلف شود، به سختی وقت ملاقات می‌دهند. شما با اصرار بیش از حد برای گرفتن شماره موبایل طرف مقابل و بعد زنگ زدن در بدترین وقت ممکن، یک آدم پررو و بی‌پرستیژ به نظر خواهید رسید.

۹-پرهیز از نصیحت و دخالت در امور خصوصی دیگران

چرا ازدواج نکرده‌ای؟ کی شیرینی‌ات را بخویم؟ هنوز هم توی همان شرکت هستی؟ مدرکت را چرا نگرفتی؟ چرا این همه وقت برای کلاس ورزش می‌گذاری؟ یعنی جدا این همه پول برای این مبل دادی؟

این‌ها همه مصداق بارز دخالت در کار‌های خصوصی دیگران هستند. تنها در صورتی که کسی از شما مشاوره خواست یا سابقه چنین درخواستی داشت، آن هم به صورت محافظه‌کارانه و پله به پله، شروع به دادن نظرات خود کنید.

۱۰- رک بودن را با گستاخ بودن اشتباه نگیرید

در جمعی نشسته‌اید و در مورد نویسنده، هنرمند، خواننده یا هر فرد دیگری صحبت می‌کنید. همین شخص ممکن است جایگاه خاصی در ذهن یکی از افراد آن جمع داشته باشد. اما شما خیلی راحت، او را صرفا با چند صفت توصیف می‌کنید. مثلا می‌گویید که او نویسنده شیاد یا بی‌اخلاقی است یا فلان خواننده پوشش نامتناسبی دارد و مدام در پی خودنمایی است.

همه آدم‌ها طیفی از ویژگی‌های مثبت و منفی دارند. گرچه غلظت ویژگی‌های خوب و بد در برخی افراد، به وضوح پایین یا بالاست، اما سعی کنید که از اظهار نظر خیلی رادیکال و صریح در مورد آدم‌ها خودداری کنید.

۱۱- از کلمات و قید‌های شرطی و مودبانه استفاده کنید:

«اجازه دارم که ….»، «می‌توانم شماره شما را داشته باشم؟»، «به نظر می‌رسد که الان زمان مناسبی برای …»

این‌ها را مثلا مقایسه کنید با:

«امروز آمدم که سفارش شما را قطعی کنم.»، «شماره موبایل خودتان را بگویید که تا در موبایلم ثبت کنم.»



تاریخ : بیست و چهارم فروردین 98 | 06:13 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین ها - ترجمه از امیر ابوالمعصوم: در اکثر کشور‌های جهان زنان بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند و خودکشی می‌کنند. پس چرا نرخ خودکشی مردان چندین برابر بیشتر از زنان است؟ به طور فاجعه آمیزی در تمام دنیا افراد زیادی به خودکشی فکر می‌کنند. در سال ۲۰۱۶ گزارش‌های جهانی که از سوی سازمان بهداشت جهانی (WHO) اعلام شد، در حدود ۷۹۳.۰۰۰ نفر بر اثر خودکشی مرده اند و بیشتر این افراد مرد بوده اند!

در انگلستان، نرخ خودکشی مردان از سال ۱۹۸۱ در کمترین میزان خود قرار دارد. تقریبا از هر ۱۰۰.۰۰۰ مرگ ۱۵.۵ مورد بر اثر خودکشی است. اما خودکشی هنوز بزرگترین عامل مرگ مردان زیر ۴۵ سال است. نرخ خودکشی برای زنان بریتانیا یک سوم مردان است: ۴.۹ خودکشی در هر ۱۰۰.۰۰۰ مرگ.

میزان خودکشی مردان در بسیاری از کشور‌های دیگر نیز همین است. در مقایسه با زنان، نرخ خودکشی مردان در استرالیا ۳.۵ برابر بیشتر از ایالات متحده و بیش از ۴ برابر در روسیه و آرژانتین می‌باشد. داده‌های WHO نشان می‌دهد که تقریبا در ۴۰ درصد از کشور‌ها از هر ۱۰۰.۰۰۰ مرگ بیش از ۱۵ مورد به دلیل خودکشی است؛ اما تنها ۱.۵ ٪ از این میزان مربوط به زنان می‌شود.

چرا مردان بیشتر از زنان خودکشی می کنند؟

این روند در گذشته نیز همین گونه بوده است. «جیل هارکاوی فریدمن» معاون پژوهشی بنیاد پیشگیری از خودکشی در یک سازمان بهداشتی است که از افراد مبتلا به خودکشی حمایت می‌کند؛ در رابطه با این مسئله گفت: «از زمانی که ما اقدام به ثبت داده‌ها کردیم، شاهد این اختلاف چشمگیر بین خودکشی مردان و زنان بوده ایم!»

خودکشی یک مسئله بسیار حساس و پیچیده است که به دلایل در هم ریخته‌ای ممکن است رخ دهد. مرگ و میر بر اثر خودکشی به گونه‌ای است که ما هرگز نمی‌توانیم به طور کامل از دلایل آن آگاهی و اطلاع پیدا کنیم.

با این حال، با افزایش آگاهی روان شناختی می‌توان به افزایش درک عمومی در مورد عوامل بالقوه کمک کرد. با این وجود یکی از سوالاتی که مطرح شده است، این شکاف جنسیتی را در نظر می‌گیرد. با وجود این که نرخ خودکشی مردان بیشتر است، ولی آمار‌ها نشان می‌دهد که همواره میزان افسردگی در زنان بالاتر است.

زنان نیز به احتمال زیاد اقدام به خودکشی می‌کنند. مثلا در آمریکا آمار اقدام به خودکشی زنان بالغ، نسبت به خودکشی مردان دو برابر بیشتر است. اما روش‌های خودکشی مردان اغلب خشونت آمیزتر است و احتمال بیشتری دارد که منجر به مرگ قطعی فرد شود. در دسترس بودن آلات قتل نیز در این زمینه عامل مهمی محسوب می‌شود؛ برای مثال در ایالات متحده مردان به ۶ تا ۱۰ نوع اسلحه به راحتی دسترسی دارند. بیش از نیمی از خودکشی‌ها در مردان با اسلحه انجام می‌شود.

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید بدانید که:

رسانه‌های اجتماعی چگونه منجر به افسردگی افراد می‌شوند؟

آیا چراغ‌های آبی می‌تواند از خودکشی در ایستگاه‌های قطار جلوگیری کند؟

مزایای شگفت انگیز درمان electroconvulsive چیست؟

مردان نیز ممکن است روش‌های خشن تری را برای خودکشی انتخاب کنند، زیرا قصد دارند کار خود را تمام و کمال انجام دهند. به عنوان مثال مطالعه‌ای که روی بیش از ۴۰۰۰ بیمار بستری در بیمارستان که در معرض آسیب‌های خودکشی قرار داشتند انجام شد، نشان دهنده این است که مردان به میزان بیشتری نسبت به زنان تمایل به خودکشی دارند.

چرا مردان در حال مبارزه هستند؟ و در مورد آن چه کار‌هایی می‌توان انجام داد؟

چرا مردان بیشتر از زنان خودکشی می کنند؟

عوامل خطرناک

یک عنصر کلیدی ارتباط است. خیلی ساده است که بگوییم زنان مایل هستند مشکلات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، ولی مردان بیشتر تمایل دارند که آن‌ها را مخفی نمایند. اما این موضوع بسیار درست است که سال هاست جوامع مردان را تشویق می‌کنند که قوی باشند و اعتراف نکنند که زیر فشار روحی شدید هستند.

این مسائل اغلب از همان دوران کودکی برای مردان شروع می‌شود. «کلمن ادرسکل» مدیر اجرایی عملیات و توسعه در Lifeline که یک سازمان خیریه استرالیایی است و در طول ۲۴ ساعته شبانه روز، از افراد در معرض خودکشی حمایت و پشتیبانی می‌کند، در این رابطه می‌گوید: «ما به پسران خود می‌گوییم که نباید گریه کنند. ما به پسران خود از کودکی یاد می‌دهیم که احساسات خود را بیان نکنند، زیرا این کار آن‌ها را ضعیف نشان می‌دهد.»

همچنین «ماره گرنوو» مدیر اجرایی مرکز پیشگیری از خودکشی در کانادا اشاره می‌کند که چگونگی حرف زدن ما با فرزندانمان و تشویق آن‌ها در مورد بیان احساساتشان بسیار اهمیت دارد. او می‌گوید: «مادران معمولا بیشتر از فرزندانشان صحبت می‌کنند و به راحتی اجازه اظهار نظر را به آن‌ها نمی‌دهند. علاوه بر این ما انتظار داریم که زنان همواره عاطفی‌تر برخورد کنند.»

معمولا مردان کمتر احساس آسیب پذیری می‌کنند

از این رو کمتر هم با دوستان یا خانواده خود درد دل می‌کنند و یا به پزشک عمومی مراجعه می‌نمایند. آن‌ها همچنین نسبت به زن ها، به مراتب اهمیت کمتری برای مراجعه به دکتر قائل می‌شوند. مطالعه‌ای که یک مجله پزشکی بریتانیایی انجام داد، نشان می‌دهد که میزان مشورت عمومی برای مراقبت‌های اولیه پزشکی در مردان ۳۲ ٪ کمتر از زنان است. میزان مشاوره برای افسردگی نیز بر اساس نسخه‌هایی که افراد برای درمان دریافت می‌کنند، در مردان نسبت به زنان ۸ ٪ کمتر بوده است.

«هاراکوی فریدمن» در این مورد می‌گوید: «این موضوع به این معنی نیست که مردان مشکلات مشابه زنان را ندارند، اما کمتر کسی احتمال می‌دهد که آن‌ها در معرض فشار عصبی و استرس قرار دارند و ممکن است که دست به خودکشی بزنند.»

اگر فردی حتی متوجه آن نباشد، اما آن‌ها شرایطی را ایجاد می‌کنند که در نهایت باعث ناراحتی می‌شود. هارکاوی فریدمن می‌گوید: «تن‌ها یک سوم از افراد در طول زندگی خود تحت درمان‌های روانی قرار می‌گیرند.»

مصرف الکل یکی از عوامل خطرناک در خودکشی مردان است

بعضی از افراد ممکن است خطرناک باشند و مشاوره با آن‌ها به جای این که شما را در مسیر درست درمانی قرار دهد، بیشتر شما را به سمت خودکشی سوق دهد. هارکوی فریدمن در این مورد می‌گوید: «افزایش مصرف مواد و مصرف الکل در میان مردان ممکن است منعکس کننده ناراحتی‌هایی باشد که آن‌ها در وجود خود احساس می‌کنند. ما می‌دانیم که اگر این احساسات و مشکلات کنترل نشوند، سرانجام ممکن است به خودکشی آن‌ها منجر شود.»

در واقع، مردان نسبت به زنان تقریبا دو برابر احتمال بیشتری دارد که به دلایل مختلف به الکل وابسته شوند. اما نوشیدن الکل می‌تواند افسردگی را تقویت کند و رفتار‌های تکاملی را افزایش دهد. از طرف دیگر الکل یکی از عوامل خطرناک شناخته شده برای خودکشی افراد است که تاثیر زیادی هم در خودکشی مردان دارد.

سایر عوامل خطرناک می‌تواند مربوط به خانواده یا کار باشد

به عنوان مثال، هنگام بروز رکود اقتصادی که به افزایش بیکاری منجر می‌شود، به نظر می‌رسد که آمار خودکشی افزایش می‌یابد. معمولا ۱۸ تا ۲۴ ماه بعد از رکود این اتفاق می‌افتد. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۵ انجام شد نشان می‌دهد که به ازای هر ۱ درصد افزایش بیکاری ۰.۷۹ درصد میزان خودکشی افزایش می‌یابد.

از طرف دیگر داشتن نگرانی‌های بیش از حد در مورد امور مالی و یا تلاش برای یافتن یک شغل می‌تواند مشکلات بهداشت روانی را در هر فردی تشدید کند. اما عوامل دیگری مانند فشار اجتماعی و بحران هویت نیز وجود دارد.

«سایمون گینینگ» مدیرعامل کمپین مبارزه با ناهنجاری‌های زندگی و موسسه خیریه‌ای است که برنده جایزه بریتانیا هم شده است، در این باره می‌گوید: «ما تمام زندگی خود را صرف مقایسه و ارزیابی خودمان با دیگران می‌کنیم و دوست داریم که از نظر اقتصادی موفق باشیم. به همین خاطر زمانی که عوامل اقتصادی از کنترل ما خارج شوند، شرایط برایمان بسیار دشوار خواهد شد.»

علاوه براین مثلا در آمریکا بیمه‌های درمانی اغلب همراه با شغل فرد هستند. اگر یک فرد برای افسردگی یا مصرف مواد محرمانه درمان شود، وقتی که شغل خود را از دست بدهد، بلافاصله از استفاده از این بیمه‌ها و امکانات نیز منع می‌گردد.

چرا مردان بیشتر از زنان خودکشی می کنند؟

یکی دیگر از عوامل خطرناک در خودکشی مردان احساس انزوا است

«توماس جونیور» به عنوان یک پزشک، در کتاب خود علت این که مردم به دلیل خودکشی جان خود را از دست می‌دهند را به طور کامل توضیح داده است. او می‌گوید ممکن است فردی که از نظر شغلی در مقام و مرتبه خوبی قرار داشته و تخصص بالایی هم دارد، احساس تنهایی و انزوا کند و در معرض خطر مرگ بر اثر خودکشی قرار بگیرد.

البته مهم این است که همواره به یاد داشته باشید که یک عامل خارجی ممکن است رفتار شخصی افراد را تحت تاثیر قرار بدهد، اما نمی‌تواند همیشه تنها دلیل باشد. هارکاوی فریدمن در مورد این موضوع می‌گوید: «میلیون‌ها نفر ممکن است شغل خود را از دست بدهند، حتی ما ممکن است در رابطه‌های خود نیز با مشکل مواجه شویم، ولی این هرگز دلیلی بر خودکشی نمی‌شود.»

با این وجود هیچ راه حل ساده‌ای برای این مسئله وجود ندارد. اما شما می‌توانید با استفاده از برنامه‌های مختلف شرایط را تغییر دهید. برای مثال، در استرالیا، گروه‌های سلامت روان و پیشگیری از خودکشی مردان تلاش می‌کنند که پارادایم فرهنگی را تغییر دهند. یکی از ابتکاراتی که کشف کرده اند RU OK است. آن‌ها مردم را تشویق می‌کنند تا از طریق مبارزه با مشکلاتی که دارند، به زندگی خود ادامه دهند.

آن‌ها همین طور افراد را تشویق به انجام فعالیت‌هایی مانند تماشای فوتبال و رفتن به سوارکاری و دوچرخه سواری می‌کنند. علاوه بر این آن‌ها از طریق یک برنامه آموزش و پشتیبانی به مردم روحیه می‌دهند، تا با قدرت هر چه تمام‌تر بتوانند به زندگی خود ادامه دهند.

به طور کلی باید به مردان گفته شود که تا جایی که می‌توانند به بیان احساسات خود بپردازند و این مسئله را به عنوان نشانه‌ای از قدرت برای خود بدانند.

تکنولوژی گزینه‌های جدیدی نیز ارائه می‌دهد. معمولا افراد دوست ندارند در مورد زندگی شخصی خود با دیگران صحبت کنند. اما هوش مصنوعی مانند chatbot‌ها می‌توانند به یک فرد آسیب پذیر اجازه دهند، تا بدون هراس از قضاوت با آن ارتباط برقرار کند.

یکی دیگر از استراتژی‌های کاهش میزان خودکشی تمرکز بر کسانی است که دوستشان داریم. گانینگ در این رابطه می‌گوید: «برخی از مردان می‌توانند این حس را درک کنند که به خاطر کسانی که دوستشان دارند، فشار‌های زیادی را متحمل شوند.»

راه حل‌های دیگری نیز می‌تواند به کاهش خودکشی کمک کند. برای مثال پس از نصب حصار بر روی پل تعلیق Clifton در بریستول انگلستان، مطالعات نشان داد که خودکشی‌های ناشی از پریدن از روی پل، ۵۰ درصد کاهش یافته است. اما در این زمینه هیچ گونه سیاست دیگری به کار نرفته است؛ با این حال، کار‌های بیشتری باید انجام شود.

علاوه بر این با استاندارد سازی جاده‌ها می‌توان به کاهش خودکشی‌ها از این طریق نیز کمک‌های شایانی کرد. به عنوان مثال در استرالیا، به طور کلی، میزان خودکشی مردان در سال ۲۰۱۵ از هر ۱۰۰.۰۰۰ نفر ۱۲.۶ مورد بوده است.

علاوه بر این به تحقیقات بیشتری نیز احتیاج است. هارکاوی فریدمن در مورد این موضوع می‌گوید: «واضح است که زنان و مردان در زیست شناسی ساختار هورمونی، نحوه رشد و عملکرد مغز متفاوت دارند.»، اما مردان و زنان اغلب با هم مقایسه می‌شوند و با وجود تلاش‌های فراوان، برای کنترل تفاوت‌ها باید به طور جداگانه زنان و مردان را مطالعه کنیم.

او همچنین به دخالت دولت بیشتر از هر زمان دیگری اشاره می‌کند. در روز جهانی سلامت روان در سال ۲۰۱۸، دولت انگلیس نخستین وزیر پیشگیری از خودکشی را معرفی کرد.

Grunau در مورد این قضیه می‌گوید: «ما شاهد حرکتی هستیم که هرگز ندیده ایم.» شما واقعا می‌توانید در مورد خودکشی صحبت کنید و مانع این حرکت شوید. این موضوع تاثیرات مثبتی دارد، زیرا نشان دهنده کاهش خودکشی در انگلستان می‌باشد. با این حال ما باید همچنان در این زمینه تلاش‌های فراوانی انجام دهیم تا این نرخ، مخصوصا نرخ خودکشی مردان را تا حد ممکن کاهش دهیم.

منبع: bbc



تاریخ : بیست و سوم فروردین 98 | 01:38 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین‌ها: در پی اعتراضات هزاران شهروند سودانی علیه اوضاع بد اقتصادی، معیشتی و گران شدن نان در این کشور، ارتش سودان تصمیم گرفت، رئیس‌جمهور، معاونان و تمام نمایندگان وی را از تمامی مناصب عزل و قدرت را در این کشور در دست بگیرد.

معترضان سودانی تداوم ریاست جمهوری 30 ساله عمر البشیر را باعث این اوضاع دانسته بودند و طی این مدت خواهان برکناری او از قدرت شده بودند.

عمر البشیر از سال ۱۹۸۹ رئیس جمهوری سودان است.

کودتا در سودان؛ ارتش، عمر البشیر را عزل کرد

شبکه المیادین گزارش داد؛ ارتش سودان امروز (پنجشنبه) اعلام کرد، عمر البشیر، رئیس جمهوری سودان، معاونان و دولت وی را برکنار کرده است.

برخی منابع سودانی اظهار کردند، پیش‌بینی می‌شود که نیروهای مسلح سودان، برای نظارت بر مرحله انتقالی که ممکن است یک سال به طول بینجامد شورای نظامی تشکیل دهند.

طبق گزارش‌ها، نزدیک به ۴۰ خودروی نظامی در اطراف کاخ ریاست جمهوری سودان مستقر شده و مانع ورود و یا خروج افراد از کاخ شدند. نیروهای واکنش سریع نیز در خیابان‌های اصلی خارطوم مستقر هستند.ارتش سودان نیز در پل‌ها و راه‌های اصلی پایتخت مستقر است.

همزمان، شبکه العربیه نیز از برگزاری نشست رهبری ستاد ارتش سودان بدون حضور البشیر خبرداده است.

برخی از افسران ارتش سودان وارد ساختمان رادیو و تلویزیون سودان شدند و خواهان پخش بیانیه‌ای شدند که قرار است به زودی اعلام شود.رادیو و تلویزیون رسمی سودان نیز در حال حاضر سرودهای ملی را پخش می‌کند.

کودتا در سودان؛ ارتش، عمر البشیر را عزل کرد

شبکه اسکای نیوز نیز از بازداشت گسترده رهبران سیاسی و نظامی سابق و کنونی سودان از جمله عبدالرحیم محمد حسین، وزیر دفاع سابق این کشور، علی عثمان طه، معاون اول پیشین البشیر، محمد طاهر ایلا، نخست وزیر و اعضای دفتر رهبری حزب حاکم خبر داد.تعداد بازداشت شدگان تاکنون به بیش از صد تن رسیده است.

خبرنگار الجزیره گفت: از خروج هواپیماها از فرودگاه خارطوم جلوگیری می‌شود و تنها هواپیماهایی که از خارج به سودان می‌آیند، اجازه فرود دارند.

نیروهای"آزادی و تغییر" نیز از سودانی‌ها خواستند به خیابانها آمده و در محل تحصن واقع در مقابل مقر فرماندهی کل ارتش سودان حاضر شوند که طبق آمار هزاران تن در این محل حضور دارند.

ارتش سودان از تشکیل شورای انتقالی به ریاست ارتشبد، عوض بن عوف، وزیر دفاع این کشور خبر داد.

به گفته برخی منابع، عمر البشیر در حبس خانگی به سر می‌برد.

منابع دولتی و یک وزیر استانی سودان اعلام کردند، عمر البشیر استعفای خود را اعلام کرده است و رایزنی‌ها برای تشکیل شورای انتقالی ادامه دارد.

منابع اسکای نیوز اعلام کردند، برخی سربازان وارد مقر جنبش اسلامی شدند و احمد الحسن، دبیر کل این جنبش را بازداشت کردند.

بنابر این گزارش، نیروهای آزادی و تغییر با تشکیل دولت نظامی مخالف بوده و خواهان تشکیل دولت انتقالی هستند.

اتحادیه اروپا نیز ارتش سودان را به عدم توسل به خشونت علیه تظاهرکنندگان فراخواند.

در ادامه تحولات امروز در سودان، معترضان سودانی شماری از بازداشت شدگان را از مقر پلیس در شهر «عطبره» آزاد کردند.

بر اساس اعلام این منبع خبری، بسیاری از بازداشت شدگان از افرادی هستند که در جریان تظاهرات های اعتراضی مردمی علیه عمر البشیر در ماه های گذشته بازداشت و در این مکان نگهداری می شدند.

در ارتباط با تحولات امروز در این کشور، نیروهای ارتش هم اکنون منزل برادر عمر البشیر رئیس جمهوری مخلوع را نیز به محاصره خود درآورده اند.



تاریخ : بیست و دوم فروردین 98 | 01:11 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

روزنامه شهروند: گیتی موسوی ٤٣ ساله که رشته تحصیلی‌اش ادبیات بوده حالا به‌عنوان قدرتمند‌ترین زن جهان شناخته می‌شود. هر چند که او هنوز نتوانسته نامش را در گینس ثبت کند، اما با کشیدن یک تریلی١٢ تن و ٢٧٠ کیلویی، رکورد یک زن استرالیایی که پیش از این تریلی ١١ تن و ٣٥٠ کیلویی را کشیده بود، شکست.

قدرت بدنی، عضله‌های قوی و هماهنگی بین جسم و ذهنش برگ برنده او در این ماراتن نفسگیر بود. موسوی که پنج‌سال است به‌طور حرفه‌ای به ورزش می‌پردازد، صحبت‌های جالبی درباره ورزش و زندگی‌اش دارد. او می‌گوید جابه‌جا کردن یک تریلی برایش مثل آب خوردن بود و روزی که می‌خواست تریلی را بکشد، درخواست کرد تا یک تن دیگر به بار تریلی اضافه شود تا به این زودی‌ها هیچ زنی در جهان نتواند رکورد او را بشکند.

«گیتی موسوی» قوی‌ترین زن جهان: کشیدن تریلی مثل ٢ کیلو سیب‌زمینی بود

خانم موسوی حسابی جنجال به راه انداختید، ١٢ تن تریلی را کشیدید؟

١٢تن و ٢٧٠ کیلو. (می‌خندد)

دقیقا، همین ٢٧٠کیلو هم مهم است، چون فکر نمی‌کنم من بتوانم ٢٧کیلو را هم بکشم.

به هرحال هر آدمی یک مهارتی دارد. من هم فکر نمی‌کنم بتوانم خبرنگار باشم. (می‌خندد)

چه شد که اصلا این مهارت را انتخاب کردید؟

ببینید هر فردی در یک زمینه‌ای استعداد دارد. یک‌نفر هنرمند است، یک‌نفر ورزشکار. استعداد من در رشته‌های قدرتی بود؛ یعنی از بچگی عادت داشتم در خانه‌مان هم وسایل سنگین را جا‌به‌جا می‌کردم. برای همین عضلات بدنم آماده این کار‌ها بود.

باید ژنتیک قوی هم داشته باشید. درست است؟

بله؛ ژنتیکی هم خیلی قوی هستم. پدربزرگ و پدرم خیلی قوی بودند و پهلوان بودند؛ بنابراین ژن‌شان هم در من تأثیر گذاشته و توانستم این کار را به یاری خدا انجام دهم.

چه ورزشی انجام می‌دهید که توانستید بدن‌تان را برای کشیدن ١٢ تن تریلی آماده کنید؟

من از کودکی ورزش‌های آمادگی جسمانی انجام می‌دادم. از ٥‌سال پیش وارد ورزش بدنسازی شدم و برای خودم کار می‌کردم. چون اصلا در ایران برای خانم‌ها ورزش قدرتی نداریم، ولی برای من فرقی نداشت که مسابقات یا تیم‌ملی برای ورزشی که انجام می‌دهم باشد یا نباشد، می‌خواستم برای خودم ورزش کنم.

این تریلی را در چقدر مسافت کشیدید؟

نزدیک به ٤٠متر. البته برای ثبت در گینس ٣٠متر کشیدن کافی بود، ولی من بیشتر از ٣٠متر تریلی را کشیدم. آخرش هم سربالایی بود و من در سربالایی تریلی را می‌کشیدم و حس می‌کردم ١٠متر آخرش تریلی من را به عقب می‌کشد، ولی خدا کمک کرد و من توانستم این مسافت را رکورد بزنم.

راستش من هنوز هم فکر می‌کنم خیلی عجیب است که یک‌نفر بتواند یک تریلی را بکشد.

ببینید من فقط با نیرو و قدرت جسمی‌ام این کار را انجام ندادم. آدم‌ها علاوه بر قدرت جسمانی، قدرت فکری و روحی هم دارند. من عزم و اراده و قدرت فکر و اندیشه‌ام را هم برای این کار جمع کرده بودم و با تمرکز بر همه این‌ها توانستم قدرت جسمانی‌ام را نشان دهم.

این وزنه‌های سنگین چند تُنی، آسیب و فشاری به بدن‌تان وارد نمی‌کند؟

نه اصلا به هیچ‌وجه. مثل این بود که من یک وزنه دوکیلویی یا دوکیلو سیب‌زمینی برداشتم. تنها مشکلی که من بعد از کشیدن تریلی داشتم، مشکل تنفسی بود، آن‌هم به این خاطر که من آسم دارم. حساسیت خیلی خفیفی دارم و اشتباه کرده بودم که آن روز اسپری و حتی آب هم با خودم نبرده بودم. برای همین وقتی تریلی را می‌کشیدم، فقط نفس کم می‌آوردم، وگرنه بعد از کشیدن تریلی هیچ جای بدنم و دستام درد نمی‌کرد. در واقع حین کشیدن سخت بود و زور می‌برد.

چقدر زور دارید؟

خیلی. (می‌خندد) زور بدن و پای من خیلی زیاد است. شاید هم بتوانم یک تن بیشتر از این را هم بکشم.

یعنی ١٢ تن روی دست، کمر یا شانه‌ها فشار نمی‌آورد؟

اصلا برای من هیچ فشاری نداشت، حتی بعد از این‌که تریلی را کشیدم، به خانه رفتم و به جای استراحت کلی هم کار کردم.

«گیتی موسوی» قوی‌ترین زن جهان: کشیدن تریلی مثل ٢ کیلو سیب‌زمینی بود

در خیابان ماشین‌ها را هم جا‌به‌جا می‌کنم

اولین بار بود که تریلی را می‌کشیدید؟

نه؛ قبلا هم یک‌بار تریلی را کشیده بودم.

به غیر از کشیدن تریلی چه وزنه‌های سنگین دیگری را امتحان کردید؟

کلا ماشین‌ها را زیاد جابه‌جا کردم. اگر می‌دیدم یکی ماشینش توی چاله یا جوب افتاده، می‌رفتم و بلندش می‌کردم. یا این‌که یک‌نفر که در جای پارک بد پارک کرده باشد، می‌روم و ماشینش را یک مقدار جابه‌جا می‌کنم تا یک ماشین دیگر هم بتواند جلو یا عقبش پارک کند. مثلا با خواهرم که بیرون می‌روم، اگر بخواهیم جایی پارک کنیم و این مشکل وجود داشته باشد، می‌روم ماشین را می‌کشم و بعد که پارک کردیم، دوباره سرجایش برمی‌گردانم.

فکر می‌کنم روش برداشتن و کشیدن و سایل سنگین یک قاعده و قانونی هم دارد. درست است؟

بله و خیلی هم مهم است، چون اگر با روش غلط این کار را انجام دهیم، صددرصد بدن آسیب می‌بیند، ضمن این‌که آمادگی جسمانی و قدرت عضلات خیلی مهم است.. به هرحال من از بچگی ورزش کردم و ٥‌سال است که وارد باشگاه بدنسازی شدم و به صورت حرفه‌ای تک‌تک ماهیچه‌ها و عضلات بدنم را تمرین داده‌ام.

روزی چقدر تمرین می‌کردید؟

حدود ٣ تا ٤ساعت بدون وقفه. من وقتی در باشگاه ورزش می‌کنم با هیچ‌کس حتی حرف نمی‌زنم و توجه‌ام را هیچ چیزی از دور و اطرافم جلب نمی‌کند. محال است ناخن‌هایم یک سانت بلند شود و من بروم ورزش کنم، چون همین ناخن مانع ورزش‌کردن است. یا این‌که امکان ندارد برای رفتن به باشگاه آرایش کنم، چون مواد آرایشی باعث می‌شود مواد سمی وارد بدن شود و نتوانیم استفاده لازم را از ورزش ببریم.

هدف‌تان از این‌که تریلی را کشیدید، چه بود؟ از قبل برنامه‌ای برای این کار داشتید و هدفی را دنبال می‌کنید؟

من، چون ورزش را با تمام وجود انجام می‌دادم، دوست داشتم که در یک رقابت یا مسابقه‌ای شرکت کنم. در ایران به دنبال یک خانمی می‌گشتم که بتواند با من وارد یک رقابت قدرتی شود، اما متاسفانه خانمی که بتواند این کار را انجام دهد، پیدا نکردم تا این‌که دو سال پیش با آقای اشکان دشمن زیاری که مشاور ایرانیان برای ثبت رکورد در کتاب گینس هستند، آشنا شدم. ایشان گفتند می‌توانی خودت را با جهانیان مقایسه کنی تا نام ایران را در گینس ثبت کنی؛ در فیلم‌ها دیده بودم که آقایان تریلی می‌کشند؛ بعد که در اینترنت سرچ کردیم، دیدیدم که یک خانم استرالیایی هم یک ماشین ١١ تن و ٣٥٠ کیلویی را کشیده است. راستش خیلی به من برخورد، چون ما از نسل رستم و پهلوانان ایرانی هستیم، ولی اسم خارجی‌ها در گینس به عنوان افراد قدرتمند ثبت شده بود؛ برای همین تصمیم را گرفتم که این کار را انجام دهم.

می‌خواهید رکوردتان را در گینس ثبت کنید؟

بله؛ ولی به خاطر هزینه‌اش هنوز نتوانسته‌ام این کار را انجام دهم.

مگر برای ثبت رکورد در گینس باید پول پرداخت کنید؟

ثبت رکورد در گینس برای همه کشور‌ها رایگان است؛ به غیر از ایران، چون می‌گویند تحریم هستیم و از ما هزینه می‌گیرند.

هزینه‌اش چقدر است؟

اگر بخواهم یک‌ماهه ثبت کنم باید ١٠٠‌میلیون پرداخت کنم. اگر بخواهم ٦ ماهه ثبت شود ٦٠‌میلیون باید بدهیم.

مسئولان یا سازمان و ارگانی از شما حمایت می‌کنند تا بتوانید این هزینه را جور کنید؟

با شهرداری و برخی از مسئولان صحبت کردم و امیدوارم بتوانم نام ایران را در گینس ثبت کنم. فکر نمی‌کنم برای مسئولان پرداخت این هزینه خیلی سخت باشد.

اگر نام‌تان در گینس ثبت شد، می‌خواهید چه کاری انجام دهید؟

واقعیت‌اش برنامه‌هایی که دارم برنامه‌های تبلیغاتی است. ضمن این‌که می‌خواهم رکورد‌های قدرتی گینس را بررسی کنم و ببینم دیگر چه رکورد‌هایی را می‌توانم بشکنم. به‌هر حال هنوز این شروع کار من بود و امیدوارم بتوانم رکورد‌های بیشتر و وزنه‌های سنگین‌تری را جابه‌جا کنم.

از تریلی سنگین‌تر هم وجود دارد؟

شاید داشته باشیم نمی‌دانم. (می خندد)

گفتید می‌خواهید در برنامه‌های تبلیغاتی شرکت کنید؛ مثلا چه برنامه‌هایی؟

من متولد تهران هستم، اما در تبریز زندگی می‌کنیم و تیم فوتبال شهر من تراکتورسازی است. دلم می‌خواهد چند تا تراکتور سنگین را قبل از شروع بازی بکشم و به تماشاچیان و طرفداران تیم تراکتورسازی روحیه بدهم. مردم ما خیلی به شادی و برنامه‌های مفرح احتیاج دارند.

«گیتی موسوی» قوی‌ترین زن جهان: کشیدن تریلی مثل ٢ کیلو سیب‌زمینی بود

اگر کسی رکوردم را بشکند رکوردش را می‌شکنم

در باور عمومی شاید بعضی از مردم انتظار دارند کاری که شما کردید را یک مرد انجام دهد. شاید شما هم با این نگاه روبه‌رو شده باشید؛ مثلا این‌که حالا چرا می‌خواهی کار مرد‌ها را انجام دهی یا این‌که زن که تریلی جا‌به‌جا نمی‌کند و از این دست حرف‌ها درست است؟

بله؛ انتقاد خیلی زیاد است. عده‌ای فکر می‌کنند اگر یک خانم بیاید و کار‌های سنگین انجام دهد و قوی باشد، ظرافت زنانه ندارد. در حالی که من چهره و صدای زنانه‌ای دارم و روحیه‌ام خیلی زنانه و لطیف است و بالابودن قدرت بدنی‌ام منافاتی با احساسات زنانه‌ام ندارد. یک زن در عین حال که همه ویژگی‌های زنانه‌اش را دارد می‌تواند قوی و مستحکم هم باشد.

ازدواج کردید؟

بله؛ من یک دختر چهارده ساله دارم.

خانواده‌تان با کاری که انجام می‌دهید، مخالفتی ندارند؛ منظورم این است که نگران آسیب‌رسیدن به بدن‌تان باشند؟

مادرم همیشه نگران است که به کمرم آسیب وارد شود. به هر حال حق دارد مادر است و شاید بچه‌اش را با بچه‌های معمولی همسن و سالش مقایسه می‌کند. مادرم موقع کشیدن تریلی یک گوشه‌ای ایستاده بود و داشت آیت‌الکرسی می‌خواند. فکر می‌کنم حالا دیگر پذیرفته که دخترش برای خودش مردی شده است. (می‌خندد)

خانم موسوی اگر کسی رکوردتان را بشکند، چه کار می‌کنید؟

ببینید به من گفتند رکورد این خانم استرالیایی ١١ تن و ٣٥٠ کیلو است یعنی من اگر ١١ تن و ٤٠٠ کیلو می‌زدم، رکورد این خانم شکسته می‌شد. من به آقایانی که تریلی را برای من آماده می‌کردند، گفتم یک تن سنگین‌ترش کنید. گفتند می‌خواهی خودکشی کنی، اما من گفتم نه می‌خواهم یک رکوردی بزنم که به این راحتی‌ها شکسته نشود. حالا شاید یک نفر پیدا شود که بیاید رکورد این خانم استرالیایی را با ١٠٠ یا ٢٠٠ کیلو بالاتر بشکند، ولی تا بخواهد یک نفر پیدا شود که رکوردی هم اندازه من یا بیشتر از من بزند تا آن وقت من هم خودم را آماده می‌کنم و باز رکورد او را می‌شکنم. (می‌خندد)



تاریخ : بیستم فروردین 98 | 12:12 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

خبرگزاری تسنیم: دفتر رسانه‌ای کاخ سفید روز دوشنبه با انتشار بیانیه‌ای از زبان دونالد ترامپ اعلام کرد که دولت آمریکا قصد دارد از این پس سپاه پاسداران ایران را در فهرست گروههای تروریستی خود قرار دهد.

در این بیانیه آمده است: «امروز من [دونالد ترامپ] برنامه دولت خودم را برای افزودن نام سپاه پاسداران ایران شامل نیروی قدس آن را در فهرست گروههای تروریستی خارجی اعلام می‌کنم.

اقدام خصمانه آمریکا علیه سپاه پاسداران

این اقدام بی‌سابقه که از طرف وزارت امور خارجه پیگیری خواهد شد، مؤید این واقعیت است که نه‌تنها دولت ایران یک دولت حامی تروریسم است، بلکه سپاه پاسداران ایران نیز در زمینه تأمین مالی تروریسم و ترویج آن فعالیت می‌کند.»

رئیس‌جمهور آمریکا در این بیانیه همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را بازوی اصلی دولت ایران در آنچه «هدایت و اجرای کمپین تروریسم جهانی» خوانده، عنوان کرده است. وی خاطرنشان ساخته که آمریکا به اعمال فشار حداکثری بر ایران ادامه خواهد داد.

اقدام خصمانه آمریکا علیه سپاه پاسداران

بیانیه کاخ سفید برای قرار دادن نام سپاه در فهرست گروه های تروریستی

«مایک پامپئو» وزیر امور خارجه آمریکا نیز در یک کنفرانس خبری در واشنگتن تصمیم دولت متبوعش برای اضافه کردن سپاه پاسداران ایران به فهرست گروههای تروریستی خود را گامی بسیار مهم در راستای مقابله با آنچه «تروریسم دولتی ایران» خواند، عنوان کرد.

وی در ادامه اظهارت خود با متهم کردن ایران به اتخاذ سیاست‌های مخرب و بی‌ثبات‌کننده در منطقه مدعی شد: «تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران ایران و نیروی قدس آن به از بین رفتن ابزارهای ایران برای اجرای سیاست‌های مخرب در منطقه کمک خواهد کرد.»

به نوشته خبرگزاری آمریکایی سی‌ان‌ان، این اولین بار است که کاخ سفید نیروهای مسلح رسمی یک کشور خارجی را تروریستی اعلام می‌کند.

با توجه به اینکه در روزهای اخیر زمزمه‌هایی مبنی بر قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در فهرست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا به گوش می‌رسید، مقامات کشورمان از قبل هشدار داده بودند که ایران چنین اقدامی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.

سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران روز گذشته در پاسخ به این سؤال که واکنش سپاه پاسداران در قبال این اقدام آمریکایی‌ها چه خواهد بود، تصریح کرد: «اگر آمریکایی‌ها دست به چنین حماقتی بزنند و امنیت ملی ما را به مخاطره بیندازند، مطابق سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اقدامات مقابله به مثل را عملیاتی خواهیم کرد و در دستور کار قرار خواهیم داد.»

همچنین دقایقی پس از انتشار بیانیه کاخ سفید، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان طی نامه‌ای به حسن روحانی رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد کرد که در واکنش به تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران از سوی کاخ سفید، نیروهای نظامی آمریکا در غرب آسیا در فهرست گروههای تروریستی از نظر جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.

وزیر امور خارجه کشورمان قبل از اعلام رسمی تصمیم آمریکا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نیز خاطرنشان ساخته بود: «چنین اقدامی خطرات زیادی ایجاد می‌کند اگرچه جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال تنش نبوده و نیست ولی چنانچه آمریکا چنین تصمیمی بگیرد ایران نیز عمل متقابل خواهد کرد.»



تاریخ : نوزدهم فروردین 98 | 11:59 ق.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین ها - ترجمه از هدی بانکی: بدون تردید اهدای خون حرکتی سخاوتمندانه است، اما محدودیت‌هایی وجود دارد که می‌تواند مانع این کار خوب شما بشود.

دارویی که مصرف می‌کنید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

بیشتر دارو‌ها مانعی برای اهدای خون ایجاد نمی‌کنند، اما در مورد بعضی از دارو‌ها باید بعد از مصرف آخرین دوزشان مدتی صبر کنید. اگر برای عفونتی آنتی بیوتیک مصرف می‌کنید، بعد از پایان مصرف دارو و بهبودی باید مدتی صبر کنید، همچنین اگر آسپرین مصرف می‌کنید باید دو روز کامل بعد از آخرین باری که آسپرین (یا هر دارویی که حاوی آسپرین است) مصرف کرده‌اید صبر کنید تا واجد شرایط اهدای خون شوید.

اخیرا واکسن زده‌اید

واکسن‌های رایجی، چون واکسن آنفلوآنزا یا مربوط به HPV محدودیتی برای اهدای خون ایجاد نمی‌کنند. اما برخی از واکسن‌ها ممکن است حاوی ارگانیسم زنده ضعیف شده باشند و کسی که چنین واکسنی دریافت کرده نباید طی مدت زمانی مشخصی، خون اهدا کند. مثلا شما تا دست کم چهار هفته بعد از دریافت واکسن سرخک، زونا و یا آبله مرغان، واجد شرایط اهدای خون نیستید.

در مرکزی غیرمجاز تاتو شده‌اید

همه‌ی مراکزی که خدمات تاتو ارائه می‌دهند از استاندارد‌ها تابعیت نمی‌کنند. اگر شما هم در جایی تاتو شده‌اید که فعالیتش مجاز نیست، برای اهدای خون باید ۱۲ ماه صبر کنید، چون ممکن است عفونتی ویروسی را انتقال بدهید.

تست HIV یا هپاتیت‌تان مثبت بوده است

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

HIV و هپاتیت از طریق خون قابل انتقالند و اگر تست هر کدام از این‌ها برای شما مثبت بوده است نمی‌توانید خون اهدا کنید. زیرا برخی از انواع هپاتیت ممکن است قابل درمان نباشند و سبب عوارضی منجر به مرگ شوند مثلا نارسایی کبد و سرطان کبد.

اخیرا سفری به خارج از کشور داشته‌اید

یکی از سوال‌هایی که در مرکز انتقال خون از شما پرسیده می‌شود این است که آیا اخیرا به خارج از کشور سفر کرده‌اید. ممکن است در سفری که به خارج از کشور داشته‌اید دچار یک عفونت خونی واگیردار شده باشید. مثلا اگر طی سه سال گذشته به کشوری سفر کرده باشید که خطر مالاریا در آن وجود دارد باید مدت زمان خاصی منتظر بمانید تا شرایط اهدای خون را پیدا کنید.

کمبود وزن دارید

اگر وزن شما کمتر از ۱۱۰ پوند یا ۵۰ کیلوگرم باشد مجاز به اهدای خون نیستید. افرادی که کمبود وزن دارند معمولا حجم خون کمتری دارند و برای همین ممکن است نتوانند از دست دادن مقداری از این خون مورد نیازشان را تحمل کنند.

احساس ناخوشی می‌کنید یا اخیرا بیمار بوده‌اید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

روزی که احساس ناخوشی و کسالت می‌کنید، چه سرماخوردگی و گلو درد و چه یک سر درد آزاردهنده، بهتر است از اهدای خون صرفنظر کنید. شما باید حداقل ۴۸ ساعت صبر کنید تا علائم‌تان برطرف شوند. اگر هم آلرژی دارید دلیلی ندارد قادر به اهدای خون نباشید؛ تا زمانی که تنفس‌تان نرمال است، احساس ناخوشی نمی‌کنید و تب ندارید، مجازید خون اهدا کنید.

آهن خون‌تان خیلی کم یا خیلی زیاد است

پایین بودن سطح آهن خون (کمتر از g/dl ۱۲.۵ برای خانم‌ها و g/dl ۱۳.۰ برای آقایان) شما را فاقد شرایط اهدای خون می‌کند. به همین دلیل افرادی که مکررا خون اهدا می‌کنند باید مکمل آهن مصرف کنند و غذا‌های خون ساز بخورند تا سطح آهن خون‌شان نرمال بماند. بالا بودن آهن خون نیز شرایط اهدای خون را از شما سلب می‌کند، چون ریسک بیماری قلبی، حمله قلبی، سکته مغزی، برخی از سرطان‌ها و سایر مشکلات جدی در سلامتی را بالا می‌برد. اگر میزان هموگلوبین خون‌تان بالای ۱۸ گرم/دسی لیتر است باید برای ارزیابی‌های بیشتر به پزشک متخصص مراجعه کنید.

سرطان دارید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

هر چند ریسک ابتلا به سرطان از طریق دریافت خون اهدایی بسیار ناچیز است یا اصلا وجود ندارد، اما دستورالعملی است که برای محافظت از دریافت کننده‌های خون درنظر گرفته شده است. همچنین اگر تحت درمان سرطان هستید، سرطان‌تان در حال انتشار است یا عود کرده، سرطان خون دارید (مانند لوکمی یا لنفوم) و یا مبتلا به سارکوم کاپوسی هستید نمی‌توانید خون اهدا کنید.

باردارید

درست است که طی بارداری خون بیشتری در بدن‌تان جریان دارد، اما برای اهدای خون باید دست کم تا شش هفته بعد از زایمان‌تان صبر کنید تا مطمئن شوید کاملا سالم هستید.

تازگی‌ها پیرسینگ کرده‌اید یا الکترولیز مو‌های زائد داشته‌اید

اگر اخیرا پیرسینگ ناف یا بینی و ... داشته‌اید یا الکترولیز مو‌های زائد کرده‌اید باید ۱۲ ماه صبر کنید تا واجد شرایط اهدای خون شوید. درست مانند تاتو کردن، اگر وسایلی که برای‌تان استفاده شده یکبار مصرف بوده‌اند نیازی نیست برای اهدای خون منتظر بمانید.

تازگی‌ها سفلیس داشته‌اید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

اگر سفلیس داشته‌اید باید ۱۲ ماه بعد از درمان صبر کنید تا بتوانید خون بدهید. سفلیس عفونتی است که می‌تواند در تمام بدن منتشر شود و گاهی لازم است فرد نیاز به درمان مجدد پیدا کند. ضمنا سفلیس می‌تواند مشکلاتی دائمی برای سلامتی ایجاد کند.

منبع: rd



تاریخ : هجدهم فروردین 98 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد
هفته نامه صدا - سعید قریشی: ورود گسترده موبایل به زندگی مردم که با راه اندازی اپراتورهای خصوصی همراه شد مستلزم افزایش نصب آنتن های BTS شرکت های مختلف ارائه دهنده خدمات بود. دکل های بلند و بدقواره ای که قارچ گونه در شهرهای بزرگ برافراشته می شدند تا بتوان مشترکان بیشتری را تحت پوشش قرار داد. این مهمانان جدید فضای شهری علاوه بر اختلالات بصری، شایعاتی در مورد سرطان زا بودن امواج را با خود به همراه داشتند که سال هاست از طریق متخصصان و مقامات این حوزه تایید و تکذیب می شود. 

نگرانی جهانی در ارتباط با این موضوع از سال 1996 باعث شد که سازمان بهداشت جهانی (WHO) تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کند که نتایج آن نشان می دهد امواج الکترومغناطیسی که از تلفن های همراه منتشر می شوند، تاثیر چندانی بر سیستم عصبی و سلامت روان ندارد. هم چنین با توجه به حمل تلفن های همراه در جیب، نگرانی هایی در مورد خطرات این امواج روی تولید مثل وجود دارد. 

نتایج تحقیقات نشان می دهد که تابش این امواج هیچ گونه تغییری در سطح هورمون های جنسی به وجود نمی آورد و ناباروری، سقط  جنین، تولد کودکان نارس و کم وزن را به دنبال ندارد و ضرری برای سلامت انسان ایجاد نمی کند چرا که وقتی موجی به بدن می رسد به گرما تبدیل می شود؛ اما پوست بدن انسان مانع جذب آن خواهدشد. درواقع هرچقدر فرکانس بالاتر برود عمق نفوذ کمتر می شود.

آنتن های سرطان زا

امواج برای چه کسانی مضر است

سازمان بهداشت جهانی و سازمان های مرتبط بین المللی تایید می کنند که این آنتن ها در پیرامون خود، چگالی انرژی بیش از حد مجاز تولید نمی کنند و به طور کلی ضرری برای سلامت انسان ندارند؛ اما در عین حال توصیه می شود، آنتن های «BST» موبایل در نزدیکی مدارس و کودکستان ها نصب نشود و به عنوان یک توصیه علمی، دست کم در فاصله صدمتری از این مکان ها نصب شود.

دکتر سید موسوی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و مشاور شرکت همراه اول که تحقیقاتی در این زمینه داشته، در گفت و گو با صدا با قاطعیت می گوید که این امواج به هیچ وجه برای انسان مضر نیست و اضافه می کند استاندارد جهانی حداکثر چگالی سطحی توان امواج الکترومغناطیسی که ضرری برای انسان ندارد، 440 میکرووات بر سانتیمتر است در صورتی که طبق آزمایشاتی که در نقاط مختلف شهرهای بزرگ انجام شده، متوسط این عدد حدود 8 است یعنی یک پنجاه و چهارم سطح استاندارد.

وی در مورد مکان هایی که به نظر می رسد محل نصب آنتن مناسب نیست نیز می گوید مهم فاصله BST با محل مسکونی نیست چون امکان دارد جهت پخش امواج به سمت دیگر باشد و تاثیری بر ساکنان ساختمان نزدیک آن نداشته باشد. همچنین موانعی از قبیل دیوار و پنجره منازل با توجه به جنس آنها از شدت امواج به شکل قابل توجهی می کاهند.

سید موسوی نوع انتشار امواج را به نور چراغ قوه تشبیه می کند و می افزاید همانطور که بیشترین نوع چراغ قوه در محلی است که نور به آن تابانده می شود حداکثر توان تشعشات آنتن در محدوده ای است که قرار است پوشش داده شود، نه در محل نصب آنتن. 

این استاد دانشگاه سالمندان، کودکان و ورزشکاران در حال ورزش را (به دلیل مرطوب بودن بدن)، جزء اقشار بیشتر در معرض آسیب می داند و ادامه می دهد در بالاترین حد استاندارد تشعشع، حداکثر نفوذ در بدن 3 میلیمتر است که به همین دلیل خطری این گروه ها را تهدید نمی کند. وی ادامه می دهد حدود 6.5 میلیارد تلفن همراه در جهان در حال استفاده است. ولی هنوز هیچ بیماری خاصی به خاطر امواج موبایل در دنیا گزارش نشده. البته سید موسوی نقش گوشی های غیراستاندارد را انکار نمی کند و می گوید: اگر از تجهیزات استاندارد استفاده نشود می تواند مضراتی متوجه کاربران شود.

نظارت مجلس بر امواج

حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی نیز در این زمینه گفت: در جلساتی که با حضور نماینده های سازمان انرژی اتمی، اپراتورها، وزارت ارتباطات و سایر دستگاه های مسئول برگزار شد، جمع بندی انجام شده این بود که مسئولین مربوطه در حوزه نظارت بر استاندارد بودن این تجهیزات، اطمینان کامل دادند که بر فرایند نصب نظارت کافی دارند و هیچ اپراتوری نمی تواند از تجهیزات غیراستاندارد با تشعشعات بالا استفاده کند و حتی بعد از نصب نیز اجازه داده نمی شود تغییراتی در آنها ایجاد کنند که خطرآفرین باشد. 

البته شهریاری در مورد محل نصب آنتن ها اظهارنظری نکرد و گفت: در زمینه میزان تشعشعات، کمیسیون بهداشت به وظیفه خود عمل کرده و محل نصب باید توسط ارگان های مسئول نظارت شود. در مجموع بصورت قطعی نمی توان گفت که امواج BTSها مضر است و این موضوع مربوط می شود به تجهیزاتی که نصب می شود. اگر نظارت لازم بر ورود این تجهیزات انجام شود و اجازه داده نشود در زمان نصب یا بعد از آن تغییراتی در آنها داده شود و همچنین محل نصب ارتفاع مناسبی داشته باشد، تشعشعاتی که افراد را تحت تاثیر قرار می دهد از محدوده استاندارد خارج نمی شود و ضرری ندارد. 

آنتن های سرطان زا

فرهنگسازی کاربران

اگرچه یکی از دلایلی که موجب تشدید این ذهنیت در بین مردم می شود بسیاری از پزشکانی هستند که وقتی علت بیماری را به هر دلیلی پیدا نمی کنند، آن را به فرستنده ها (BTS) و امواج مختلف نسبت می دهند؛ برهمین اساس لازم است پزشکان به صورت حرفه ای و فنی در این زمینه آموزش دیده و یا وزارت بهداشت مراکز درمانی را برای پژوهش و پاسخ به مردم در این زمینه تدارک ببیند چرا که موضوع تشعشعات و امواج مخابراتی نیازمند فرهنگ سازی است. 

البته موضوع دیگری که برای در امان بودن از این تشعشعات باید مدنظر نظر داشت توجه به «نرخ ضریب ویژه» گوشی های مورد استفاده است. این مشخصه در دفترچه گوشی های استاندارد و معتبر به عنوان sar ذکر شده که علاوه بر دقت در کیفیت و قیمت یک گوشی، باید به آن نیز توجه نمود. گوشی هایی که از طریق مجاری قانونی وارد کشور می شوند توسط سازمان تنظیم مقررات رادیویی مورد نظارت قرار می گیرند. 

با توجه به اینکه نمی توان تلفن همراه را از زندگی مردم حذف کرد و استفاده از این وسیله ارتباطی مستلزم نصب آنتن های BTS است باید در این زمینه اطلاع رسانی لازم انجام شود تا مردم برای نصب این آنتن ها در محل مناسب همکاری لازم را انجام دهند تا اپراتورها بتوانند BTSهای خود را در مکان ایده آل با بالاترین ارتفاع نصب کنند که کمترین پوشش جمعیتی در معرض امواج قرار بگیرند. 

بارها شنیده شده در یک محل که نیاز به نصب BTS بوده، بعد از نصب با شکایت همسایگان، شرکت مربوطه مجبور به جمع آوری BTS شده و جالب آنجاست که اهالی همان محل از عدم آنتن دهی موبایل خود شکایت دارند با توجه به اینکه اپراتورهای موبایل قطعا وارد فرهنگی سازی در این زمینه نمی شوند چون عواید آن متوجه رقبا نیز می شود، پس سازمان تنظیم مقررات رادیویی می تواند متولی این کار شده و با تبلیغات مناسب مردم را از زوایای مختلف این موضوع آگاه سازد.


تاریخ : هجدهم فروردین 98 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین ها - ترجمه از هدی بانکی: بدون تردید اهدای خون حرکتی سخاوتمندانه است، اما محدودیت‌هایی وجود دارد که می‌تواند مانع این کار خوب شما بشود.

دارویی که مصرف می‌کنید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

بیشتر دارو‌ها مانعی برای اهدای خون ایجاد نمی‌کنند، اما در مورد بعضی از دارو‌ها باید بعد از مصرف آخرین دوزشان مدتی صبر کنید. اگر برای عفونتی آنتی بیوتیک مصرف می‌کنید، بعد از پایان مصرف دارو و بهبودی باید مدتی صبر کنید، همچنین اگر آسپرین مصرف می‌کنید باید دو روز کامل بعد از آخرین باری که آسپرین (یا هر دارویی که حاوی آسپرین است) مصرف کرده‌اید صبر کنید تا واجد شرایط اهدای خون شوید.

اخیرا واکسن زده‌اید

واکسن‌های رایجی، چون واکسن آنفلوآنزا یا مربوط به HPV محدودیتی برای اهدای خون ایجاد نمی‌کنند. اما برخی از واکسن‌ها ممکن است حاوی ارگانیسم زنده ضعیف شده باشند و کسی که چنین واکسنی دریافت کرده نباید طی مدت زمانی مشخصی، خون اهدا کند. مثلا شما تا دست کم چهار هفته بعد از دریافت واکسن سرخک، زونا و یا آبله مرغان، واجد شرایط اهدای خون نیستید.

در مرکزی غیرمجاز تاتو شده‌اید

همه‌ی مراکزی که خدمات تاتو ارائه می‌دهند از استاندارد‌ها تابعیت نمی‌کنند. اگر شما هم در جایی تاتو شده‌اید که فعالیتش مجاز نیست، برای اهدای خون باید ۱۲ ماه صبر کنید، چون ممکن است عفونتی ویروسی را انتقال بدهید.

تست HIV یا هپاتیت‌تان مثبت بوده است

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

HIV و هپاتیت از طریق خون قابل انتقالند و اگر تست هر کدام از این‌ها برای شما مثبت بوده است نمی‌توانید خون اهدا کنید. زیرا برخی از انواع هپاتیت ممکن است قابل درمان نباشند و سبب عوارضی منجر به مرگ شوند مثلا نارسایی کبد و سرطان کبد.

اخیرا سفری به خارج از کشور داشته‌اید

یکی از سوال‌هایی که در مرکز انتقال خون از شما پرسیده می‌شود این است که آیا اخیرا به خارج از کشور سفر کرده‌اید. ممکن است در سفری که به خارج از کشور داشته‌اید دچار یک عفونت خونی واگیردار شده باشید. مثلا اگر طی سه سال گذشته به کشوری سفر کرده باشید که خطر مالاریا در آن وجود دارد باید مدت زمان خاصی منتظر بمانید تا شرایط اهدای خون را پیدا کنید.

کمبود وزن دارید

اگر وزن شما کمتر از ۱۱۰ پوند یا ۵۰ کیلوگرم باشد مجاز به اهدای خون نیستید. افرادی که کمبود وزن دارند معمولا حجم خون کمتری دارند و برای همین ممکن است نتوانند از دست دادن مقداری از این خون مورد نیازشان را تحمل کنند.

احساس ناخوشی می‌کنید یا اخیرا بیمار بوده‌اید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

روزی که احساس ناخوشی و کسالت می‌کنید، چه سرماخوردگی و گلو درد و چه یک سر درد آزاردهنده، بهتر است از اهدای خون صرفنظر کنید. شما باید حداقل ۴۸ ساعت صبر کنید تا علائم‌تان برطرف شوند. اگر هم آلرژی دارید دلیلی ندارد قادر به اهدای خون نباشید؛ تا زمانی که تنفس‌تان نرمال است، احساس ناخوشی نمی‌کنید و تب ندارید، مجازید خون اهدا کنید.

آهن خون‌تان خیلی کم یا خیلی زیاد است

پایین بودن سطح آهن خون (کمتر از g/dl ۱۲.۵ برای خانم‌ها و g/dl ۱۳.۰ برای آقایان) شما را فاقد شرایط اهدای خون می‌کند. به همین دلیل افرادی که مکررا خون اهدا می‌کنند باید مکمل آهن مصرف کنند و غذا‌های خون ساز بخورند تا سطح آهن خون‌شان نرمال بماند. بالا بودن آهن خون نیز شرایط اهدای خون را از شما سلب می‌کند، چون ریسک بیماری قلبی، حمله قلبی، سکته مغزی، برخی از سرطان‌ها و سایر مشکلات جدی در سلامتی را بالا می‌برد. اگر میزان هموگلوبین خون‌تان بالای ۱۸ گرم/دسی لیتر است باید برای ارزیابی‌های بیشتر به پزشک متخصص مراجعه کنید.

یک مرد همجنس باز هستید

مرد‌های همجنس باز باید ۱۲ ماه بعد از آخرین تماس جنسی خود صبر کنند تا واجد شرایط اهدای خون شوند. چون احتمال دارد ناقل بیماریهایی، چون HIV باشند.

سرطان دارید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

هر چند ریسک ابتلا به سرطان از طریق دریافت خون اهدایی بسیار ناچیز است یا اصلا وجود ندارد، اما دستورالعملی است که برای محافظت از دریافت کننده‌های خون درنظر گرفته شده است. همچنین اگر تحت درمان سرطان هستید، سرطان‌تان در حال انتشار است یا عود کرده، سرطان خون دارید (مانند لوکمی یا لنفوم) و یا مبتلا به سارکوم کاپوسی هستید نمی‌توانید خون اهدا کنید.

باردارید

درست است که طی بارداری خون بیشتری در بدن‌تان جریان دارد، اما برای اهدای خون باید دست کم تا شش هفته بعد از زایمان‌تان صبر کنید تا مطمئن شوید کاملا سالم هستید.

تازگی‌ها پیرسینگ کرده‌اید یا الکترولیز مو‌های زائد داشته‌اید

اگر اخیرا پیرسینگ ناف یا بینی و ... داشته‌اید یا الکترولیز مو‌های زائد کرده‌اید باید ۱۲ ماه صبر کنید تا واجد شرایط اهدای خون شوید. درست مانند تاتو کردن، اگر وسایلی که برای‌تان استفاده شده یکبار مصرف بوده‌اند نیازی نیست برای اهدای خون منتظر بمانید.

تازگی‌ها سفلیس داشته‌اید

دلایل عجیبی که می‌توانند مانع اهدای خون‌تان بشوند

اگر سفلیس داشته‌اید باید ۱۲ ماه بعد از درمان صبر کنید تا بتوانید خون بدهید. سفلیس عفونتی است که می‌تواند در تمام بدن منتشر شود و گاهی لازم است فرد نیاز به درمان مجدد پیدا کند. ضمنا سفلیس می‌تواند مشکلاتی دائمی برای سلامتی ایجاد کند.

منبع: rd



پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری: حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (شنبه) در دیدار آقای عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق و هیأت همراه، با اشاره به آمیختگی اعتقادی، فرهنگی و تاریخی دو ملت ایران و عراق تأکید کردند: روابط جمهوری اسلامی ایران و عراق فراتر از روابط دو کشور همسایه است و دولت و ملت ایران، پیشرفت و سعادت عراق را به نفع خود می‌دانند، اما آمریکایی‌ها بر خلاف اظهارات لفظی خود دموکراسی و مجموعه فعالان سیاسی کنونیِ عراق را به ضرر خود می‌دانند، و بر همین اساس دولت عراق باید کاری کند که نظامیان آمریکایی هر چه زودتر از عراق خارج شوند.

رهبر انقلاب در دیدار نخست وزیر عراق: کاری کنید که نظامیان آمریکایی هرچه زودتر از عراق خارج شوند

رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از مواضع هوشمندانه و حکیمانه آقای عادل عبدالمهدی نسبت به مسائل عراق و منطقه، به ظرفیت‌های انسانی این کشور اشاره کردند و گفتند: از جمله ظرفیت‌های انسانی عراق، جوانان این کشور هستند که در قضیه مقابله با فتنه داعش، امتحان خوب و تحسین‌برانگیزی دادند و آنچه اتفاق افتاد حادثه ای تاریخی بود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای از دانشمندان و فرزانگان عراقی به عنوان یکی دیگر از ظرفیت‌های انسانی این کشور نام بردند و افزودند: امریکایی‌ها در همان اوایل حضور در عراق، تعداد زیادی از دانشمندان این کشور را به قتل رساندند زیرا آنها اهمیت این ثروت مهم را می‌دانستند.

ایشان با تأکید بر اینکه ظرفیت‌های انسانی و منابع غنی زیرزمینی عراق، این کشور را به تأثیرگذارترین کشور در جهان عرب تبدیل خواهد کرد، گفتند: امریکایی‌ها و دنباله‌های آنها در منطقه، با تبدیل شدن عراق با چارچوب دموکراسی فعلی و شخصیت‌ها و جریان کنونیِ در رأس کار، مخالفند و آن را به ضرر منافع خود می دانند.

رهبر انقلاب در دیدار نخست وزیر عراق: کاری کنید که نظامیان آمریکایی هرچه زودتر از عراق خارج شوند

ایشان با تأکید بر اینکه اگر دولت و مسئولان عراقی دنباله رو امریکا باشند آنها مشکلی نخواهند داشت، افزودند: دولت و مجلس عراق و مجموعه فعالان سیاسی کنونی در این کشور برای امریکایی‌ها نامطلوب هستند و بر همین اساس آنها برای خارج کردن این مجموعه از صحنه سیاست عراق طراحی می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اظهارات لفظی امریکایی‌ها و سعودی‌ها درباره عراق با نیات درونی آنها متفاوت است، خاطرنشان کردند: آنها در مقطعی که داعش، موصل را اشغال کرد، برای آنها پول و سلاح و تجهیزات ارسال می‌کردند و اکنون که عراق بر داعش غلبه پیدا کرده است، اظهار دوستی می کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان نخست وزیر عراق مبنی بر حضور بقایای داعش در عراق گفتند: باید کاملاً هوشیار بود زیرا آنها اگر در دولت و ملت عراق، لحظه‌ای احساس ضعف کنند، بار دیگر جنایات خود را آغاز خواهند کرد.

رهبر انقلاب اسلامی حضور نظامیان امریکایی در کشورهای منطقه را به ضرر کشورها و ملتهای منطقه دانستند و خطاب به نخست وزیر عراق تأکید کردند: باید کاری کنید که امریکایی ها هرچه زودتر نظامیان خود را از عراق خارج کنند زیرا آنها در هر کشوری که برای مدت طولانی حضور نظامی داشته‌اند، روند بیرون راندن آنها دچار مشکل شده است.

ایشان هدف آمریکا از حضور در عراق را فراتر از حضور نظامیِ صرف خواندند و گفتند: آنها به دنبال حضور و منافع بلندمدت و تشکیل دولتی همچون دولتهای نظامی در اوائل اشغال عراق هستند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای به موضوع تأثیر پیشرفت علمی بر آبادانی و عمران کشور نیز اشاره کردند و افزودند: به عنوان یک تجربه پیشرفت علمی در عراق را زمینه‌ساز مصونیت مستمر در عرصه‌های مختلف می‌دانیم.

ایشان همچنین ارتباط بیش از پیش دولت عراق با مرجعیت را بسیار مفید و سودمند خواندند.

در این دیدار که آقای روحانی رئیس جمهور نیز حضور داشت، آقای عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق ضمن ابراز خرسندی فراوان از دیدار با رهبر انقلاب اسلامی گفت: نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران همواره در شرایط سخت در کنار دولت و ملت عراق بوده است که آخرین مورد آن، غلبه عراق بر داعش، با حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران بوده است.

وی با تأکید بر اینکه برغم از بین رفتن تشکیلات داعش اما هنوز عناصر آن در عراق حضور دارند، افزود: با وجود همه این مسائل امروز مردم عراق در شرایط امنیتی و ثبات خوبی بسر می برند.

نخست وزیر عراق با اشاره به سفر چندی پیش آقای روحانی به بغداد و دیدارهای امروز در تهران خاطرنشان کرد: در نتیجه مذاکرات انجام گرفته، توافق‌های خوبی در زمینه‌های احداث راه آهن، تأسیس شهرکهای صنعتی، گسترش روابط تجاری، حمل و نقل و لایروبی اروند به دست آمده است.

آقای عادل عبدالمهدی در پایان تأکید کرد: روابط عراق با جمهوری اسلامی ایران روابط ویژه‌ای است و ما اعلام کرده‌ایم که هیچگاه به تحریم‌های امریکا بر ضد ایران نخواهیم پیوست.



تاریخ : نهم فروردین 98 | 12:02 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین ها: طبق آمار‌های بدست آمده ژست و موقعیت بدنی ۹۰ درصد افراد در هنگام مکالمه، نشان‌گر این است که صحبت‌های فرد مورد نظر با حقیقت در تناقض است و به بیان دیگر فرد در حال دروغ گفتن است. فراموش نکنید که این موارد با قوانین زبان بدن تا ۸۰ درصد منطبق می‌باشد و افرادی که در دروغگویی مهارت دارند، می‌توانند با تمرین‌های زیاد به شما دروغ بگویند. ما در این مقاله سعی کرده ایم که بیشتر به این موضوع بپردازیم و از حقایق موقعیت بدنی آن‌ها بیشتر آگاه شویم.

با توجه به بررسی‌هایی که از طرف برخی روانشناسان معروف مانند آلن پیز انجام گرفته است، ۱۲ مورد از شایع‌ترین مواردی که به زبان بدن افراد دروغگو مربوط می‌شود، استخراج شده که در ادامه مقاله به آن‌ها می‌پردازیم.

این حرکات، دروغگو را لو می‌دهد

۱ – گاز گرفتن لب‌ها

به علت خشکی زیاد محیط دهان، معمولا افراد دروغگو به سختی صحبت می‌کنند. در واقع خشکی دهان یکی از واکنش‌های سیستم عصبی انسان به دروغ گفتن است. خب این اتفاق یک توضیح ساده هم دارد: زمانی که بدن شما واکنش تنش زا از خود نشان می‌دهد، سیستم عصبی به صورت اتوماتیک تولید بزاق را کاهش می‌دهد. پس اگر در این حالت به افراد دروغگو یک لیوان آب بدهید، به سرعت آن لیوان آب را می‌نوشند.

۲ – انداختن شانه‌ها به بالا و گرفتن چانه

اگر یک فرد در هنگام حرف زدن با شما ویا در طی مذاکره کاری مهم، یکی از شانه‌های خود را بالا انداخت و یا آن‌ها را کج کرد، می‌توانید به حالت دروغگویی او در حین مکالمه پی ببرید. به همین جهت است که شخص مذکور چانه خود را در دست گرفته تا تمرکز خود بر بحث را افزایش دهد و سعی کند تا دروغگویی خود را پنهان کند. از طرف دیگر، شانه انداختن به بالا در روابط عمومی یکی دیگر از نشانه‌های بی قیدی و شرطی است که خود به نوعی دروغ به حساب می‌آید.

۳ – باز کردن بیش از اندازه چشم‌ها

روانشناسان ادعا می‌کنند که افراد دروغگو در مدت طولانی نخواهعند توانست که ارتباط چشمی خود را در حالت عادی حفظ کنند. با این حال، اگر یک شخص به شما دروغ بگوید و اصرار کند تا شما به آنچه که می‌گوید را باور داشته باشید، او سعی خواهد کرد که به صورتا مستقیم به شما خیره شود تا تمرکزتان از حرف‌هایش کم شود. بهترین نشانه‌ای که می‌توان در این مواقع از آن استفاده کرد و باید به آن توجه داشته باشید این است که به تغییرات عضلات چشم او دقت کنید، زیرا آن فرد در تلاش است تا به نقاط دورتر نگاه کند. البته ممکن است به نظر برسد که آن‌ها قصد دارند که به صورت مستقیم به شما خیره شوند، که باید مراقب فریب آن‌ها بود.

این حرکات، دروغگو را لو می‌دهد

۴ – حالت تدافعی گرفتن

رفتن در لاک دفاعی جزو یکی از نشانه‌های بارز دروغگویی در افراد است. فرد دروغگو هر لحظه امکان دارد تا به صورت ناخودآگاه یک شی را بین شما و خودش قرار دهد؛ این واکنش به علت آن است که او سعی میکند دیوار دفاعی را برای خود ترتیب دهد. البته این حالت تدافعی نمونه‌های دیگری مانند پوشاندن دهان و یا چهره هم دارد. مثلا در اوقاتی که فرد با انگشتش، بینی خود را می‌خارد. در این لحظه او سعی می‌کند تا دهان خود را به وسیله انگشتش پنهان کند. این حالت تدافعی در واقع مثل این است که او خودش هم حرف‌های خود را باور ندارد.

۵ - گرفتن انگشت اشاره به سمت شما

فکر نمی‌کنم این حرکت توضیح زیادی نیاز داشته باشد. در واقع این وضعیت یادآور ضرب المثل «دست پیش را گرفتن است». انگشت اشاره همیشه به حالت تهاجم در نظر گرفته می‌شود. اگر شخصی با این ژست به سوالات شما واکنش تند و خشن نشان دهد، معمولا سعی در القای عصبانیت به سوی شما را دارد. همین طور افراد دروغگو از این حرکت برای پایان دادن به مشاجره‌ها استفاده می‌کنند تا دروغ‌شان نقش بر آب نشود.

این حرکات، دروغگو را لو می‌دهد

۶ – تکان دادن بیش از اندازه سر

چارلز داروین فقید متوجه شد که انسان‌ها هم درست مانند حیوانات تمایل دارتد تا ضمن علاقه به چیزی، سر خود را تکان دهند. این حالت روحی در دروغگو‌ها کمی بیش از حد اتفاق می‌افتد؛ به این علت که آن‌ها سعی دارند تا حرف دروغ خود را به دیگران توجیه کنند و در نتیجه سرشان را بیشتر تکان می‌دهند. همچنین افراد از این ژست برای جلب علاقه نیز استفاده می‌کنند و در صدد آن هستند که حرفای دروغ خود را بیشتر به افراد تفهیم کنند.

۷ – کشیدن یقه خود و مالیدن گردن

جالب است بدانید که گردن یکی از آسیب پذیرترین اندام‌های بدن افراد دروغگو است. در مواقعی که شما احساس خطر می‌کنید، ممکن است که یقه خود را کمی آزاد کنید تا مسیر تنفس برای‌تان کمی آزاد شود. این ژست نشان گر آن است که یک فرد احساس ناراحتی می‌کند و می‌خواهد آزاد باشد. یکی دیگر از ژست‌های عجیب و غریب دروغگوها، مربوط به گردن است که به نظر می‌رسد آن شخص اذیت شده و می‌خواهد از وضعیتی که در آن گرفتار شده، خلاص شود.

این حرکات، دروغگو را لو می‌دهد

۸ – پوشاندن نقاط آسیب پذیر بدن

قسمت‌های حساس در بدن مانند قفسه سینه، شکم و کشاله ران؛ این‌ها نقاطی هستند که افراد در هنگام نگرانی تلاش می‌کنند تا آن‌ها را پنهان کنند. در واقع توضیح فیزیولوژیکی که برای این ژست وجود دارد، بیانگر این واقعیت است که سیستم عصبی اتونومیکی در بدن شما، یک سیگنال را به طور مثال به عضلات شکم می‌دهد که حتی ممکن است که باعث اسپاسم دردناک نیز شود. بدیهی است که این واکنش در مواقع خطر روی می‌دهد و افراد دروغگو هم مدام در معرض خطر قرار دارند.

۹ – بازی کردن با وسایل مختلف

بازی کردن با انگشتان دست و یا بازی کردن با وسایل دیگر، نشانه دیگری از استرس برای نقش بر آب شدن موضوعی است که شخص دروغگو از آن وحشت دارد. معمولا کسی که دروغ می‌گوید، هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود نشان می‌دهد. البته یکی دیگر از نشانه‌هایی که می‌توانید به صحبت‌های طرف مقابل تان شک کنید، این است که به‌طور ناگهانی دست‌هایش را در جیبش می‌گذارد.

این واکنش به این دلیل است که وقتی فردی کف دست‌هایش را نشان می‌دهد یعنی این‌که او راحت و صادق است، بنابراین وقتی کسی دروغ می‌گوید به‌طور غریزی احساس می‌کند که باید دست‌هایش را پنهان کند؛ و یا درجایی دیگر برای پنهان کردن دست‌هایش، شروع به بازی کردن با وسایل دیگر میکند.

۱۰ – ظاهر خود را به صورت ناگهانی اصلاح کردن

شاید کمی عجیب به نظر برسد، ولی تغییر و اصلاح ناگهانی ظاهر افراد، بیانگر نارضایتی از وضع موجود است. این رفتار معمولا در خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود، هنگامی که احساس ناراحتی می‌کنند و باید به سوالی پاسخ دهند که تمایلی به آن ندارند. در این مواقع، یک شخص دروغگو دائم با مو‌های خود بازی می‌کند و اگر برایش مقدور بود از لوازم آرایشی همراه خود برای تغییر حالت چهره‌اش به ویژه چشم‌هایش استفاده می‌کند. این رفتار به آن‌ها اجازه می‌دهد تا احساس امنیت و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به حالت دروغ داشته باشند.

۱۱ – دور شدن از مخاطب

مانند یکی از الگو‌هایی که در موارد قبل ذکر کردیم، دور شدن افراد از موقعیت فعلی خود به علت نارضایتی از وضع موجود است. به دنبال این موضوع، کسی که دروغ می‌گوید، از استرس ناشی از دروغ رنج برده و در نتیجه در تلاش است تا از آن موقعیت فرار کند. هنگامی که در حال مکالمه هستید و مخاطب‌تان فاصله‌ا‌ش را با شما زیاد می‌کند، ترس رسوا شدن از حقیقت را دارد و ترجیح می‌دهد برای گریز از این وضعیت از شما دور شود.

۱۲ – گرفتن انگشتان در طی دست دادن

این حرکات، دروغگو را لو می‌دهد

اگر در حال دست دادن با کسی بودید و متوجه شدید که مدام به انگشتان شما نگاه می‌کند و علاوه بر این با انگشتان خود بازی میکند؛ همه این موارد ممکن است نشانه‌ای از این باشد که آن فرد با شما صادق نیست. در واقع این ژستی است که در سازمان‌های نظامی و ارتش به کار گرفته شده تا با واکنشی که هنگام دست دادن از طرف دریافت می‌شود، بتوانند کیفیت روابط عمومی فرد را بسنجند. علاوه بر این، افراد ممکن است انگشتان خود هنگام دست دادن را پشت به پشت بگذارند که یکی دیگر از نشانه‌های بی قید و شرط بودن در رابطه است. بنابراین، هنگامی که در حال دست دادن با کسی هستید، به دقت به حرکات انگشتان او توجه کنید.

منبع: brightside



تاریخ : هفتم فروردین 98 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد
برترین‌ها - سجاد جوهردلوری: همه‌ی ما کم و بیش از مرگ میترسیم. مهم نیست شما چقدر خود را شجاع و قویدل می‌پندارید. چرا که از عمق درونتان از این ترس آگاهی دارید. مرگ به کنار، لحظه‌ای به زنده دفن شدن فکر کنید. قالب تهی کردید اینطور نیست؟ این ترس برای مردمی که در دریای فرهنگی قرن نوزده میزیستند یک افسانه نبود. در برخی رساله‌های به جا مانده از آن دوران اشاره شده که یک دهم جمعیت زنده دفن میشدند. این رقم مطمئنا دقیق نیست، اما ترس مردم نیز بی پایه و اساس نبوده است. با ما همراه باشید و با ده مورد از کسانی که زنده دفن شده اند آشنا شوید.

اما، کنتس اجکامب
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

در عصر روشنگری، روشنفکران اروپایی ترجیح می‌دادند نظریاتشان توسط آزمایشات و اطلاعات بدست آمده از آن‌ها تایید شود. علوم پزشکی نیز از این قاعده مستثنی نبودند. در قرون هجدهم و نوزدهم تست‌های بیرحمانه‌ای به منظور تعیین وجود یا عدم وجود زندگی در یک جسد انجام گرفت؛ قسمت ترسناک ماجرا اینجاست که همه‌ی بدن‌های دفن شده جسد نبودند. طبق گفته‌ها، اما کنتس اجکامب در میانه‌های قرن هجدهم جان خود را از دست می‌دهد و در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده می‌شود. گورکن کلیسایی که مراسم وی را برگزار کرده بود شبانه جسد اما را از زیر خاک بیرون می‌کشد تا حلقه‌ی دفن‌شده را بردارد. در آمدن انگشتر از دست همان و بیدار شدن کنتس همان. گورکن می‌گریزد. کنتس به اجکامب برمی‌گردد و مسیری که اما از قبرستان تا اجکامب با پای پیاده طی می‌کند امروز مقدس شمرده می‌شود.

سِینت اورانِ لونا
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

در اواخر قرن نوزده میلادی قربانی‌کردن انسان هنگام پایه‌ریزی ساختمان یک بنا مرسوم بود. باور بر این بود که شخص فوت شده (یا کشته شده) در صورتی که مقاومت می‌کرد می‌تواند ساختمان را مدت‌های مدید سرپا نگه دارد.

کریستین دروید، سینت اوران جزیره‌ی اسکاتلندی لونا، هنگام ساخت کلیسای لونا به مافوقش سینت کولومبا پیشنهاد شد و اوران نیز پذیرفت. وی زنده دفن می‌شود، اما توسط دوستانش در کلیسا از زیر خاک بیرون کشیده می‌شود. سینت اوران ادعا می‌کند که صحنه‌های جهان پس از مرگ را مشاهده کرده است. به دلیل اینکه در صحنه‌هایی که توصیف می‌شود خبری از بهشت و جهنم نبود دوباره او را دفن می‌کنند و این بار رها می‌کنند تا بمیرد.

دیوید بلاین
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

شعبده‌باز مشهور دیوید بلاین به همدستانش اجازه‌ی دفن زنده‌ی خود را صادر میکند. در روز پنجم آپریل ۱۹۹۹ بلاین در معرض عموم در یک تابوت قرار داده شد. تابوت او درون یک تانکر سه تنی پر از آب قرار داده شد و زیر زمین دفن شد. پس از یک هفته وقتی که بیرون کشیده شد توسط عکاسان مشتاقی محاصره شده بود که بیرون از مقبره در انتظارش به سر میبردند. یک شعبده باز هیچگاه راز‌های خود را رو نمیکند. وی تنها توضیح مختصری درباره‌ی فعالیت‌هایی که باعث میشوند بتواند بدون مصرف اکسیژن کافی زنده بماند میدهد. به این منظور و همچنین جلوگیری از آسیب مغزی ناشی از کمبود اکسیژن از کاهش وزن، حبس نفس در سینه برای مدتی طولانی و افزایش شمار سلول‌های قرمز خون از طریق خوابیدن در یک محفظه با اکسیژن کم نام میبرد.

میک مینی
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

در روز ۲۱ فوریه‌ی ۱۹۶۸ مینی خبرنگاران را برای ثبت رکورد زنده‌ماندن زیر خاک فرا خواند. شب همان روز درون یک تابوت و در عمق هفت پایی زمین به خاک سپرده شد. از طریق دو لوله با بیرون در ارتباط بود. دو لوله‌ای که برای غذا و هوا تعبیه شده بودند. حتی از طریق سوراخی در زیر تابوت میتوانست ضایعاتش را دفع کند در نتیجه فکر همه چیز را کرده بود. وی موفق شد ۶۱ روز زیر خاک دوام بیاورد و رکورد قبلی که چهل و پنج روز بود را بشکند، اما متاسفانه، چون هیچ مقامی از گینس سر صحنه حاضر نبود نام او در کتاب گینس ثبت نشده است.

زیبای گایا
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

در سال ۲۰۰۹ باستان شناسان کره‌ی جنوبی توانستند مدل چهره‌ی اسکلتی ۱۵۰۰ ساله را بازسازی کنند. دختری شانزده ساله با صورتی پهن، انگشتانی ظریف و گردنی بلند که زیبایی‌اش بینندگان را به وجد می‌آورد. بررسی زانوانش نشان میدهد که او اغلب در حال اظهار ارادت بوده و در نتیجه این دختر باید یک خدمتکار بوده باشد. بررسی‌های بیشتر نشان داد که اگرچه زندگی سختی داشته، اما مرگی به مراتب وحشتناکتر را تجربه کرده است. دانشمندان تایید کرده اند که پس از مرگ اربابش وی زنده دفن شده، سنتی که در امپراطوری گایا در قرن ششم اجرا می‌شده و در اثر کمبود اکسیژن جان سپرده است.

آنجلو هیز
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند
 
این جوان ۱۹ ساله‌ی فرانسوی هنگام موتورسواری بدون به سر داشتن کلاه ایمنی به دیواری آجری برخورد میکند به دلیل نداشتن نبض پزشک وی را درگذشته اعلام میکند. شرکتی که وی را بیمه‌ی عمر کرده بود درخواست میکند تا مرگ وی دوباره تایید شود و با وجود مخالفت‌های والدینش دو روز بعد از خاکسپاری از زیر خاک بیرون کشیده میشود. مشاهده میشود که زنده بوده و بدنش هنوز گرم است. به خاطر ضربه‌ای که به سرش وارد شده بود هنوز بیهوش بود. در حالت اغما بود و به دلیل اینکه در این حالت بدن اکسیژن کمتری مصرف میکند زنده مانده بود.

جوزف گازی
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

امروزه پزشکان میتوانند اشخاصی را که به معنای واقعی فوت شده و قلب و نبضشان از کار افتاده با استفاده از شوک قلبی به زندگی برگردانند. البته هنوز هم شک دارند که آیا این "به معنای واقعی " واقعیست یا تشخیصی است که بر اثر خطای انسانی و تشخیص اشتباه رخ داده است. در سال ۲۰۱۰ زنبورداری لهستانی به نام جوزف گازی بر اثر سکته‌ی قلبی به بیمارستان منتقل میشود و پزشک که نبود نبض و تنفس و سردی بدنش را مشاهده میکند مرگ وی را ثبت میکند. وی به سردخانه منتقل میشود و همسرش پس از قرار گرفتن در تابوت ساعت مچی وی را از دستش جدا میکند. در همین لحظه متوجه میشود که نبض حیات جوزف میزند.

ساسی و پونو
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

طبق افسانه‌های هندی در قرن یازدهم میلادی دختری در یک خانواده‌ی برهمایی دنیا آمد. وقتی که به امید آینده‌ای روشن او را نزد پیشگو میبرند متوجه میشوند که گویی در آینده با یک مسلمان ازدواج خواهد کرد. والدینش این موضوع را بر نمیتابند و البته که نمیتوانند جان فرزند خود را بگیرند به همین علت وی را درون جعبه‌ای چوبی گذاشته و به جریان رودخانه‌ی سند میسپارند. شخصی وی را می‌یابد و به خانه میبرد. نام او را ساسی به معنای ماه میگذارند و بزرگ میکنند. گویا ساسی به زنی زیبا و مهربان بدل شده چرا که یک پرنس مسلمان به نام پونو آوازه‌ی او را میشنود و به دیدارش میشتابد و عاشقش میشود و ازدواج میکنند. باور خانواده‌ی پونو بر این بوده که فقط یک پرنسس مسلمان لایق فرزند شان است؛ بنابراین او را مست کرده و با خود میبرند. روز بعد ساسی سرگردان در بیابان‌ها به دنبال همسرش میگردد و در این بین برای در امان ماندن از گزند خطرات از خدا تقاضای محافظت میکند و دهان باز کردن زمین همان و زنده به گور شدن او همان. چندی بعد که پونو در پی او می‌آید شال وی را نزدیک مزارش می‌یابد و از خدا به خاطر رها کردن ساسی طلب بخشش میکند در نتیجه وی نیز همچون ساسی و در کنار او به خاک سپرده میشود. ادعا نیز بر این است که مزار مشترکشان در نزدیکی کراچی پاکستان قرار دارد.

لاوا
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

در سال ۲۰۱۵ یک دختر اهل عراق که خود را لاوا معرفی میکند درخواست یک همکار مرد را برای همراهی تا منزلش قبول میکند. در عراق زن‌ها تنها با همراهی یک مرد از خانواده میتوانند بیرون بروند و در نتیجه لاوا قانون شکنی کرده است. برادرانش وی را با تهدید سوار اتومبیل میکنند و به کوهستان میبرند. علیرغم التماس‌های لاوا برادرانش گوری حفر میکنند و زنده دفنش میکنند. خوشبختانه برادر همسرش خانواده را قانع میکند تا محل دفنش را به او بگویند. پس از بازیابی زندگی‌اش لاوا کشور را ترک میکند.

اوکتاویا هچر
 
مشهورترین اشخاصی که زنده دفن شدند

این دختر اهل کنتاکی ایالات متحده در قرن نوزدهم توسط یک مگس تسه‌تسه گزیده میشود. همین موضوع باعث ایجاد عفونت در خون او میشود. وقتی که رنگ پریده و بی حرکت مشاهده میشود تصور میشود جان خود را از دست داده است. وی را دفن میکنند. جالب اینکه در اطراف آن‌ها کم نبودند افرادی که به این بیماری دچار شده و بهبود یافته بودند. به همین دلیل همسر عزادارش جسد وی را از زیر خاک بیرون میکشد؛ جسدی که ناخن‌ها و نوک انگشتانش به خاطر تقلای در یافتن راهی به سمت زندگی دوباره از بین رفته بود.
 
منبع: toptenz



برترین‌ها - ترجمه از حسین علی‌پناهی: بسیاری هستند که در سال‌ها در ارتش خدمت می‌کنند و برای بدست آوردن درجه خود نیز تلاش زیادی از خود به نمایش می‌گذارند. اما شاید برایتان تعجب برانگیز باشد که برخی حیوانات در تاریخ توانسته اند به درجه و جایگاهی فراتر از انسان‌ها دست یابند و حتی مدال‌های افتخار و جوایز قابل توجهی دریافت کنند. برخی از این حیوانات در میدان نبرد حضور داشته اند و نقش آن‌ها تنها به پشت جبهه محدود نبوده است. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با مشهورترین حیواناتی آشنا کنیم که به درجات و افتخارات بالای نظامی دست پیدا کردند.

۱- نیلس اولاف
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

«نیلس اولاف» (Nils Olav) که یک پنگوئن است که نماد گارد سلطنتی نروژ بوده و درجه افتخاری سرهنگی دریافت کرده است. در سال ۲۰۰۸، توسط شاه هرالد پنجم به درجه شوالیه نائل شد. پنگوئن اصلی با این نام در سال ۱۹۷۲ در ارتش نروژ خدمت کرده و به افتخار دو مرد بزرگ نروژی با نام‌های نیلس اگلین و کینگ اولاف پنجم به این نام مفتخر شد. این نماد خوش شانسی ارتش نروژ در باغ وحش ادینبورو زندگی می‌کند و جایگاه ویژه‌ای در میان دیگر پنگوئن‌ها دارد.

۲- شاه نپتون
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

شاه نپتون خوکی بود که در ابتدا پارکر نپتون نام داشت و در طی جنگ جهانی دوم وقتی که به یک تازه سرباز نیروی دریایی اهل ایلینوی فروخته شد به شاه نپتون یا کینگ نپتون تغییر مقام داد. اگر چه قرار بود این خوک به عنوان غذا مورد استفاده قرار بگیرد، اما نیروی دریایی تصمیم گرفت که ستاره‌ای به او داده و برای دریافت کمک‌های نظامی از او استفاده تبلیغاتی نماید. او تاجی روی سر داشته و لباس آبی نیروی دریایی را به تن داشت و روی صحنه باقی می‌ماند تا اعضای بدنش به صورت نمادین با بالاترین قیمت به فروش می‌رسیدند. در نهایت او توانست بیش از ۱۹ میلیون دلار کمک برای نیروی دریایی جمع آوری کند. وقتی که این خوک در سال ۱۹۵۰ درگذشت یک مراسم تدفین نظامی با تمامی احترامات نیروی دریایی برای وی برگزار شد.

۳- استوار فوسکو
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

استوار فوسکو یکی از اولین سگ‌های شاغل در ارتش ایالات متحده بود که عملیات چتربازی انجام داد. سگ‌های فعال در ارتش به طور سنتی یک درجه بالاتر از مراقب خود دریافت می‌کنند تا به آن‌ها نشان دهند که باید با حیوان خود همواره با احترام رفتار کنند. از آنجایی که مراقب و نگهدارند استوار فوسکو یک گروهبان یکم بود، این سگ درجه سربازی را داشت که ۲۰ سال تمام در ارتش ایالات متحده خدمت کرده بود.

۴- گروهبان بی باک
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

گروهبان «بی باک» (Reckless) یک قاطر متعلق به نیرو‌های ویژه دریایی ایالات متحده در طول جنگ کره بود. او در کره خریداری شده و مهمات و آذوقه به دسته توپخانه‌ای «۵/۱ Recoilless Rifle» می‌رساند. در طول یکی از نبردها، او بیش از ۵۱ ماموریت تنها و بدون همراهی را برای انتقال مهمات به خطوط نبرد انجام داده و مردان زخمی را به پشت منطقه نبرد منتقل ساخت. در طول دوران خدمتش، این قاطر به درجه گروهبانی، دو قلب ارغوانی و مدال شجاعت دست یافت. او اولین اسبی بود که در عملیات نظامی آبی خاکی شرکت داشت. بعد از جنگ این قاطر به آمریکا منتقل شده و به درجه گروهبان یکمی رسید. یک مجسمه فلزی به افتخار این اسب اخیراً در کمپ نظامی پندلتون رونمایی شده است.

۵- گروهبان چستی ایکس آی وی
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

گروهبان چستی ایکس آی وی (Chesty XIV) به افتخار یکی از معروف‌ترین نیرو‌های ویژه دریایی ایالات متحده به نام چستی پولر، برای نماد خوش شانسی نیرو‌های ویژه دریایی این کشور که یک سگ است به کار می‌رود که مدال دفاع ملی خاص خودش را نیز دارد. او همچنین مسئولیت‌های یک گروهبان مانند آموزش سربازان جدید تحت فرماندهی اش را بر عهده دارد. سرباز چستی ایکس وی نیز دستیار رسمی نیرو‌های ویژه دریایی است.

۶- استوار جیگز
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

استوار جیگز (Jiggs) سگ بولداگ نماد نیرو‌های ویژه دریایی و مالک آن ژنرال اسمدلی باتلر معروف بود که یکی از تنها افسران نیرو‌های ویژه دریایی بود که دو مدال افتخار داشت. جیگز کار خود را از سال ۱۹۲۲ با درجه سربازی آغاز کرده و در نهایت به ردیف شغلی E-۹ در ارتش ایالات متحده رسید که یک سرباز انسانی سال‌ها طول می‌کشد به آن دست یابد.

۷- سرجوخه بیلی ویندزور
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

سرجوخه بیلی ویندزور یک بز با حقوق و از اعضای ارتش بریتانیا در گردان نیرو‌های سلطنتی ولز است. تمامی زیردستان این گردان باید به او ادای احترام نظامی کنند، اما در یک اتفاق ناخوشایند در سال ۲۰۰۶ و بر اثر ضربه‌ای که به یکی از اعضای گروهان موسیقی دسته یکم وارد کرد به درجه تفنگداری تنزل یافت.

۸- سنباد، سگ رییس
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

سنباد، سگ رییس (Sinbad, the Chief Dog) یکی از اعضای استخدام شده گارد ساحلی ایالات متحده به مدت ۱۱ سال بود که در طول جنگ جهانی دوم در میدان نبرد نیز ظاهر شد و روی کشتی «George W. Campbell» خدمت کرد. صاحب این سگ در ابتدا قصد داشت او را به عنوان هدیه به نامزد خود بدهد، اما خیلی زود متوجه شد که نامزدش نخواهد توانست این سگ را نگه دارد. تنها راهی که می‌توانست او را روی عرشه کشتی نگه دارد این بود که او را به عنوان سرباز استخدام کنند و به همین دلیل پنجه‌های سنباد را به جای امضا روی برگه‌های سربازی او قرار دادند و او به یکی از اعضای رسمی گارد ساحلی کشور تبدیل شد.

۹- سرگروهبان بیگ دوس ششم
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

سرگروهبان بگ دوس ششم (Big Deuce VI) الاغی در ارتش ایالات متحده است که نماد رسمی نیروی زمینی کشور به شمار می‌آید و بعد از ۲۰ سال خدمت بازنشسته شده است. نیروی زمینی به این دلیل از این الاغ به عنوان نماد خود استفاده می‌کند تا زحمات اول در حمل بار‌های ارتش مانند هویتزر‌ها و مهمات را ارج بنهد. از سال ۱۹۵۰ دسته دوم نیروی زمینی این کشور یک نماد به نام بیگ دوس دارند. سرگروهبان بیگ دوس ششم در طول ۲۰ سال خدمت خود چندین بار ترفیع درجه یافت، اما گفته می‌شود که وی دو بار نیز با تنزل درجه شده و در مواردی نیز به دلیل بی احترامی به مافوق تذکر کتبی با درج در پرونده گرفته است.

۱۰- سرجوخه شورت روند پنجم
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

سرجوخه شورت روند پنجم (Short Round V) یک بز و نماد خوش شانسی نیروی زمینی ارتش ایالات متحده است که در مراسمات رسمی سرگروهبان بیگ دوس ششم را همراهی می‌کند. این بز نیز اخیراً بازنشسته شده و با سرباز شورت روند ششم که در مراسمی نظامی فورت سیل در سال ۲۰۱۸ نیز شرکت داشته جایگزین شده است.

۱۱- گروهبان یکم کلس بو و گروهبان یگم باج
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

گروهبان یکم کلس بو (Class Boe) و گروهبان یکم باج (Budge) اولین سگ‌های آموزش دیده درمانگر بودند که در سال ۲۰۰۷ به عراق فرستاده شدند. باج در نهایت به دلیل بیماری سرطان در سال ۲۰۱۰ درگذشت و یک مراسم یادبود برای وی در فورت گوردون در جورجیا برگزار شد و کلس بو نیز نیز اکنون در فورت بنینگ، فلوریدا خدمت می‌کند.

۱۲- سرگروهبان ماوریک
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

سرگروهبان ماوریک (Maverick) یک سگ آموزش دیده درمانگر است که با بخش VetDogs ارتش ایالات متحده کار می‌کند. از سال ۲۰۰۹، او در کلینیک صدمات مغزی مزمن در مرکز پزشکی آیزنهاور ارتش خدمت می‌کند.

۱۳- گروهبان استوبی
 
حیواناتی که بالاترین درجات و اعتبار را در تاریخ نظامی کسب کردند

کروهبان استوبی (Stubby) سگی بود که در طول جنگ جهانی اول به دسته پیاده ۱۰۲ پیوسته و به فرانسه برده شد و به او آموزش داده شده بود که به نشانه احترام نظامی پنجه اش را بلند کند و به همین دلیل به عنوان نماد این دسته استخدام شد. استوبی با بو کشیدن حملات شیمیایی در خندق‌ها و اخطار در مورد آتش توپخانه دشمن به دسته خود کمک می‌کرد. حتی یک بار در دستگیری و زندانی کردن یک جاسوس آلمانی نقش فعال داشت که به خاطر آن مدال شجاعت دریافت کرد.
 
منبع: businessinsider


تاریخ : دوم فروردین 98 | 10:13 ق.ظ | نویسنده : مجتبی كریم نژاد

برترین‌ها-الهام مظفری: در قرون وسطی، زمانی که مردم به کتابخانه‌های الکترونیکی دسترسی نداشتند تا همیشه هزاران کتاب همراهشان باشد، برخی از صحافان دو کتاب مجزا را به شکل یک کتاب واحد به هم وصل می‌کردند تا خواننده یک کتاب با خود حمل کند. در آن روز‌ها مطالعه زیاد مرسوم نبود و بیشتر مردم تنها کتاب‌های مذهبی می‌خواندند. دو کتابی که غالبا به این روش به هم متصل می‌شدند «عهد جدید» و «کتاب مزامیر» بودند، زیرا هر دو کتاب‌های مورد نیاز در کلیسا بودند که در انگلستان نیمه اول قرن هفدهم بسیار رایج بودند.
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی 

همان طور که در این تصاویر می‌بینید این کتاب‌ها صحافی عجیبی دارند. دو کتاب طوری روی هم قرار داده می‌شوند که لبه یکی روی ستون دیگری قرار می‌گیرد و هر دو یک جلد مشترک دارند که بینشان قرار می‌گیرد. وقتی چنین کتابی را در قفسه کتاب قرار دهید، ستون یک کتاب به سمت بیرون قرار و ستون دیگری به سمت داخل قفسه قرار می‌گیرد. این سبک صحافی عجیب را «dos-à-dos» می‌نامند که در زبان فرانسوی به معنای پشت به پشت است. برخی صحافان کتاب این سبک را فراتر برده و همان طور که در تصویر زیر از صحافی کتابی در سال ۱۷۳۶ می‌بینید، ۵ کتاب را به این روش به هم متصل کرده اند.
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی 
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی 
 
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی
 
صحافی‌های مدرن به ندرت از این روش استفاده می‌کنند، اما نوع متفاوتی از صحافی پشت به پشت در اواسط قرن بیستم ظاهر شد. این کتاب‌ها جلد پشتی ندارند در عوض دو جلد رو و یک ستون دارند که از هر طرف باز می‌شود. متن دو کتاب با زاویه ۱۸۰ درجه نسبت به هم قرار دارند. وقتی فرد خواندن یک کتاب را تمام می‌کند باید کتاب را از بالا به پایین بچرخاند تا بتواند کتاب دوم را بخواند. به همین دلیل این کتاب‌ها را «tête-bêche» می‌نامند که در زبان فرانسوی به معنای «سر تا پا» است، اما dos-à-dos اصطلاح عامی است که به همه نوع کتابی اطلاق می‌شود که دو کتاب در یک جلد قرار می‌گیرند.
 
نمونه پیچیده تری از صحافی را در کتاب قرن شانزدهمی زیر می‌بینید. این جلد شامل شش کتاب است که همه متون آن مذهبی و به زبان آلمانی در سال‌های ۱۵۵۰ و ۱۵۷۰ چاپ شده اند. این کتاب از هر چهار لبه و به شش طریق ممکن باز می‌شود. این کتاب اکنون در سوئد نگهداری می‌شود.
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی 
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی 
 
صحافی جالب کتاب‌های قرون وسطی


  • paper | بک لینک فا | خرید بک لینک